اتحاد های جبری

مقدمه و معرفی


در ریاضیات اتحادها تساوی هایی هستند که به ازای هر مقدار عددی از دامنه خود که بجای متغییرهایشان قرار دهیم همواره برقرار باشند. به عنوان مثال تساوی برای هر x عضو دامنه برقرار است. لذا این عبارت جبری یک اتحاد است، اما تساوی فقط برای x=1 برقرار است. پس این عبارت یک اتحاد نمی باشد. در واقع در مورد یک اتحاد در اصل به یک تساوی بدیهی چون 0=0 می رسیم.
به عنوان مثال در اتحاد مثال زده شده دو طرف ساده شده و تساوی 0=0 حاصل می شود.
به این ترتیب تفاوت میان یک اتحاد جبری و یک معادله جبری در این است که اتحاد جبری به ازای همه مقادیر دامنه برقرار است در صورتی که یک معادله جبری به ازای تعداد محدودی از اعضای دامنه(مجموعه جواب معادله) برقرار است.
عبارات زیر نمونه ای از اتحاد است:


اتحادهای مهم جبری


در میان اتحادهای جبری، برخی از اتحادها بسیار مهم و کاربردی می باشند و در حل معادلات، محاسبات جبری، تجزیه عبارت جبری و... بسیار کاربرد دارند. از این رو دانستن و به کاربردن آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. در این قسمت به بررسی این اتحادهای مهم می پردازیم.

اتحاد مربع مجموع دو جمله



مثال:


اتحاد مربع تفاضل دو جمله



مثال:


اتحاد مکعب مجموع دو جمله



مثال:


اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن

در دو اتحاد قبل مشاهدی کردید که عبارت مجموع با تفاضل دو جمله چون (a+b)،(a-b) به توان های دو و سه رسیدند. حال این اتحاد برای توانهای طبیعی n هم قابل تعمیم است و به آن اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن می گویند.




مثال:



اتحاد مربع سه جمله



مثال:


تعمیم اتحاد مربع چند جمله





مثال:



اتحاد مزدوج



مثال:

  • لازم به توضیح است اگر داشته باشیم a+b آنگاه عبارت a-b را مزدوج عبارت اول یعنی a+b می گویند.

اتحاد جمله مشترک



مثال:


تعمیم اتحاد جمله مشترک




  • این روال به همین ترتیب برای حالات دیگر هم برقرار است.

مثال:




اتحاد مجموع مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)



مثال:


تعمیم اتحاد مجموع مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)


پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:

  • لازم به توضیح است که این اتحاد فقط برای حالتی برقرار ست که توان n عدد طبیعی فرد باشد.

مثال:


اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)



مثال:


تعمیم اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)


پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:

  • لازم به توضیح است این این اتحاد برای هر عدد طبیعی n برقرار است.

مثال:


اتحاد اویلر


  • برهان:



  • صورتی دیگر از اتحاد اویلر:

  • برهان:



  • نتایج اتحاد اویلر:
    • اگر a+b+c=0 آنگاه
    • اگر a=b=c آنگاه

مثال:

همچنین اگر باشد آنگاه داریم:


اتحاد لاگرانژ



مثال:

 
منبع:http://daneshnameh.roshd.ir

هندسه ی نا اقلیدسی و انحناي فضا

مقدمه

علومي كه از يونان باستان توسط انديشمندان اسلامي محافظت و تكميل شد، از قرون يازدهم ميلادي به بعد به اروپا منتقل شد، بيشتر شامل رياضي و فلسفه ي طبيعي بود. فلسفه ي طبيعي توسط كوپرنيك، برونو، كپلر و گاليله به چالش كشيده شد و از آن ميان فيزيك نيوتني بيرون آمد. چون كليسا خود را مدافع فلسفه طبيعي يونان مي دانست و كنكاش در آن با خطرات زيادي همراه بود، انديشمندان كنجكاو بيشتر به رياضيات مي پرداختند، زيرا كليسا نسبت به آن حساسيت نشان نمي داد. بنابراين رياضيات نسبت به فيزيك از پيشرفت بيشتري برخوردار بود. يكي از شاخه هاي مهم رياضيات هندسه بود كه آن هم در هندسه ي اقليدسي خلاصه مي شد.

در هندسه ي اقليدسي يكسري مفاهيم اوليه نظير خط و نقطه تعريف شده بود و پنچ اصل را به عنوان بديهيات پذيرفته بودند و ساير قضايا را با استفاده از اين اصول استنتاج مي كردند. اما اصل پنجم چندان بديهي به نظر نمي رسيد. بنابر اصل پنجم اقليدس از يك نقطه خارج از يك خط، يك خط و تنها يك خط مي توان موازي با خط مفروض رسم كرد. برخي از رياضيدانان مدعي بودند كه اين اصل را مي توان به عنوان يك قضيه ثابت كرد. در اين راه بسياري از رياضيدانان تلاش زيادي كردند و نتيجه نگرفتند. خيام ضمن جستجوي راهي براي اثبات "اصل توازي" مبتكر مفهوم عميقي در هندسه شد. در تلاش براي اثبات اين اصل، خيام گزاره هايي را بيان كرد كه كاملا مطابق گزاره هايي بود كه چند قرن بعد توسط واليس و ساكري رياضيدانان اروپايي بيان شد و راه را براي ظهور هندسه هاي نااقليدسي در قرن نوزدهم هموار كرد. سرانجام و پس از دو هزار سال اصولي متفاوت با آن بيان كردند و هندسه هاي نااقليدسي شكل گرفت. بدين ترتيب علاوه بر فلسفه ي طبيعي رياضيات نيز از انحصار يوناني خارج و در مسيري جديد قرار گرفت و آزاد انديشي در رياضيات آغاز گرديد.

1-5 اصطلاحات بنيادي رياضيات

طي قرنهاي متمادي رياضيدانان اشياء و موضوع هاي مورد مطلعه ي خود از قبيل نقطه و خط و عدد را همچون كميت هايي در نظر مي گرفتند كه در نفس خويش وجود دارند. اين موجودات همواره همه ي كوششهاي را كه براي تعريف و توصيف شايسته ي آنان انجام مي شد را با شكست مواجه مي ساختند. بتدريج اين نكته بر رياضيدانان قرن نوزدهم آشكار گرديد كه تعيين مفهوم اين موجودات نمي تواند در داخل رياضيات معنايي داشته باشد. حتي اگر اصولاً داراي معنايي باشند.

بنابراين، اينكه اعداد، نقطه و خط در واقع چه هستند در علوم رياضي نه قابل بحث است و نه احتياجي به اين بحث هست. يك وقت براتراند راسل گفته بود كه رياضيات موضوعي است كه در آن نه مي دانيم از چه سخن مي گوييم و نه مي دانيم آنچه كه مي گوييم درست است.

دليل آن اين است كه برخي از اصطلاحات اوليه نظير نقطه، خط و صفحه تعريف نشده اند و ممكن است به جاي آنها اصطلاحات ديگري بگذاريم بي آنكه در درستي نتايج تاثيري داشته باشد. مثلاً مي توانيم به جاي آنكه بگوييم دو نقطه فقط يك خط را مشخص مي كند، مي توانيم بگوييم دو آلفا يك بتا را مشخص مي كند. با وجود تغييري كه در اصطلاحات داديم، باز هم اثبات همه ي قضاياي ما معتبر خواهد ماند، زيرا كه دليل هاي درست به شكل نمودار بسته نيستند، بلكه فقط به اصول موضوع كه وضع شده اند و قواعد منطق بستگي دارند.

بنابراين، رياضيات تمريني است كاملاً صوري براي استخراج برخي نتايج از بعضي مقدمات صوري. رياضيات احكامي مي سازند به صورت هرگاه چنين باشد، آنگاه چنان خواهد شد و اساساً در آن صحبتي از معني فرضها يا راست بودن آنها نيست. اين ديدگاه (صوريگرايي) با عقيده ي كهن تري كه رياضيات را حقيقت محض مي پنداشت و كشف هندسه هاي نااقليدسي بناي آن را درهم ريخت، جدايي اساسي دارد. اين كشف اثر آزادي بخشي بر رياضيدانان داشت.

2-5 اشكالات وارد بر هندسه اقليدسي

هندسه ي اقليدسي بر اساس پنچ اصل موضوع زير شكل گرفت:

اصل اول - از هر نقطه مي توان خط مستقيمي به هر نقطه ي ديگر كشيد.

اصل دوم - هر پاره خط مستقيم را مي توان روي همان خط به طور نامحدود امتداد داد.

اصل سوم - مي توان دايره اي با هر نقطه دلخواه به عنوان مركز آن و با شعاعي مساوي هر پاره خط رسم كرد.

اصل چهارم - همه ي زواياي قائمه با هم مساوي اند.

اصل پنجم - از يك نقطه خارج يك خط، يك خط و و تنها يك خط مي توان موازي با خط مفروض رسم كرد.

اصل پنجم اقليدس كه ايجاز ساير اصول را نداشت، به هيچوجه واجد صفت بديهي نبود. در واقع اين اصل بيشتر به يك قضيه شباهت داشت تا به يك اصل. بنابراين طبيعي بود كه لزوم واقعي آن به عنوان يك اصل مورد سئوال قرار گيرد. زيرا چنين تصور مي شد كه شايد بتوان آن را به عنوان يك قضيه نه اصل از ساير اصول استخراج كرد، يا حداقل به جاي آن مي توان معادل قابل قبول تري قرار داد.

در طول تاريخ رياضيدانان بسياري از جمله، خواجه نصيرالدين طوسي، جان واليس، لژاندر، فوركوش بويوئي و ... تلاش كردند اصل پنجم اقليدس را با استفاده از ساير اصول نتيجه بگيرنر و آن را به عنوان يك قضيه اثبات كنند. اما تمام تلاشها بي نتيجه بود و در اثبات دچار خطا مي شدند و به نوعي همين اصل را در اثباط خود به كار مي بردند. دلامبر اين وضع را افتضاح هندسه ناميد.

يانوش بويوئي يكي از رياضيدانان جواني بود كه در اين را تلاش مي كرد. پدر وي نيز رياضيداني بود كه سالها در اين اين مسير تلاش كرده بود .

و طي نامه اي به پسرش نوشت: تو ديگر نبايد براي گام نهادن در راه توازي ها تلاش كني، من پيچ و خم اين راه را از اول تا آخر مي شناسم. اين شب بي پايان همه روشنايي و شادماني زندگي مرا به كام نابودي فرو برده است، التماس مي كنم دانش موازيها را رها كني.

ولي يانوش جوان از اخطار پدير نهرسيد، زيرا كه انديشه ي كاملاً تازه اي را در سر مي پروراند. او فرض كرد نقيض اصل توازي اقليدس، حكم بي معني اي نيست. وي در سال 1823 پدرش را محرمانه در جريان كشف خود قرار داد و در سال 1831 اكتشافات خود را به صورت ضميمه در كتاب تنتامن پدرش منتشر كرد و نسخه اي از آن را براي گائوس فرستاد. بعد معلوم شد كه گائوس خود مستقلاً آن را كشف كرده است.

بعدها مشخص شد كه لباچفسكي در سال 1829 كشفيات خود را در باره هندسه نااقليدسي در بولتن كازان، دو سال قبل از بوئي منتشر كرده است. و بدين ترتيب كشف هندسه هاي نااقليدسي به نام بويوئي و لباچفسكي ثبت گرديد.

3-5 هندسه هاي نا اقليدسي

اساساً هندسه نااقليدسي چيست؟ هر هندسه اي غير از اقليدسي را نا اقليدسي مي نامند. از اين گونه هندسه ها تا به حال زياد شناخته شده است. اختلاف بين هندسه هاي نا اقليدسي و اقليدسي تنها در اصل توازي است. در هندسه اقليدسي به ازاي هر خط و هر نقطه نا واقع بر آن يك خط مي توان موازي با آن رسم كرد.

نقيض اين اصل را به دو صورت مي توان در نظر گرفت. تعداد خطوط موازي كه از يك نقطه نا واقع بر آن، مي توان رسم كرد، بيش از يكي است. و يا اصلاً خطوط موازي وجود ندارند. با توجه به اين دو نقيض، هندسه هاي نا اقليدسي را مي توان به دو گروه تقسيم كرد.

يك - هندسه هاي هذلولوي

هندسه هاي هذلولوي توسط بويوئي و لباچفسكي بطور مستقل و همزمان كشف گرديد.

اصل توازي هندسه هذلولوي - از يك خط و يك نقطه ي نا واقع بر آن دست كم دو خط موازي با خط مفروض مي توان رسم كرد.

دو - هندسه هاي بيضوي

در سال 1854 فريدريش برنهارد ريمان نشان داد كه اگر نامتناهي بودن خط مستقيم كنار گذاشته شود و صرفاً بي كرانگي آن مورد پذيرش واقع شود، آنگاه با چند جرح و تعديل جزئي اصول موضوعه ديگر، هندسه سازگار نااقليدسي ديگري را مي توان به دست آورد. پس از اين تغييرات اصل توازي هندسه بيضوي بصورت زير ارائه گرديد.

اصل توازي هندسه بيضوي - از يك نقطه ناواقع بر يك خط نمي توان خطي به موازات خط مفروض رسم كرد.

يعني در هندسه بيضوي، خطوط موازي وجود ندارد. با تجسم سطح يك كره مي توان سطحي شبيه سطح بيضوي در نظر گرفت. اين سطح كروي را مشابه يك صفحه در نظر مي گيرند. در اينجا خطوط با دايره هاي عظميه كره نمايش داده مي شوند. بنابراين خط ژئودزيك يا مساحتي در هندسه بيضوي بخشي از يك دايره عظيمه است.

در هندسه بيضوي مجموع زواياي يك مثلث بيشتر از 180 درجه است. در هندسه بيضوي با حركت از يك نقطه و پيمودن يك خط مستقيم در آن صفحه، مي توان به نقطه ي اول باز گشت. همچنين مي توان ديد كه در هندسه بيضوي نسبت محيط يك دايره به قطر آن همواره كمتر از عدد پي است.

4-5 انحناي سطح يا انحناي گائوسي

اگر خط را راست فرض كنيم نه خميده، چنانچه ناگزير باشيم يك انحناي عددي k به خطي نسبت دهيم براي خط راست خواهيم داشت k=o انحناي يك دايره به شعاع r برابر است با k=1/r.

تعريف مي كنند. همچنين منحني هموار، منحني اي است كه مماس بر هر نقطه اش به بطور پيوسته تغيير كند. به عبارت ديگر منحني هموار يعني در تمام نقاطش مشتق پذير باشد.

براي به دست آوردن انحناي يك منحني در يك نقطه، دايره بوسان آنرا در آن نقطه رسم كرده، انحناي منحني در آن نقطه برابر با انحناي دايره ي بوسان در آن نقطه است. دايره بوسان در يك نقطه از منحني، دايره اي است كه در آن نقطه با منحني بيشترين تماس را دارد. توجه شود كه براي خط راست شعاع دايره بوسان آن در هر نقطه واقع بر آن بينهايت است.

براي تعيين انحناي يك سطح در يك نقطه، دو خط متقاطع مساحتي در دو جهت اصلي در آن نقطه انتخاب كرده و انحناي اين دو خط را در آن نقاط تعيين مي كنيم. فرض كنيم انحناي اين دو خط

k1=1/R1 and k2=1/R2

باشند. آنگاه انحناي سطح در آن نقطه برابر است با حاصلضرب اين دو انحنا، يعني :

k=1/R1R2

انحناي صفحه ي اقليدسي صفر است. همچنين انحناي استوانه صفر است:

k=o

براي سطح هذلولوي همواره انحناي سطح منفي است :

k<>

براي سطح بيضوي همواره انحنا مثبت است :

k>o

در جدول زير هر سه هندسه ها با يكديگر مقايسه شده اند:


نوع هندسه
تعداد خطوط موازي
مجموع زواياي مثللث
نسبت محيط به قطر دايره
اندازه انحنا
اقليدسي
يك
180
عدد پي
صفر
هذلولوي
بينهايت
< 180
> عدد پي
منفي
بيضوي
صفر
> 180
< عدد پي
مثبت




4-6 مفهوم و درك شهودي انحناي فضا

سئوال اساسي اين است كه كدام يك از اين هندسه هاي اقليدسي يا نا اقليدسي درست است؟

پاسخ صريح و روشن اين است كه بايد انحناي يك سطح را تعيين كنيم تا مشخص شود كدام يك درست است. بهترين دانشي كا مي تواند در شناخت نوع هندسه ي يك سطح مورد استفاده و استناد قرار گيرد، فيزيك است. يك صفحه ي كاغذ برداريد و در روي آن دو خط متقاطع رسم كنيد. سپس انحناي اين خطوط را در آن نقطه تعيين كرده و با توجه به تعريف انحناي سطح حاصلضرب آن را به دست مي آوريم. اگر مقدار انحنا برابر صفر شد، صفحه اقليدسي است، اگر منفي شد مي گوييم صفحه هذلولوي است و در صورتي كه مثبت شود، ادعا مي كنيم كه صفحه بيضوي است .

در كارهاي معمولي مهندسي نظير ايجاد ساختمان يا ساختن يك سد بر روي رودخانه، انحناي سطح مورد نظر برابر صفر است، به همين دليل در طول تلريخ مهندسين همواره از هندسه اقليدسي استفاده كرده اند و با هيچگونه مشكلي هم مواجه نشدند. يا براي نقشه برداري از سطح يك كشور اصول هندسه ي اقليدسي را بكار مي برند و فراز و نشيب نقاط مختلف آن را مشخص مي كنند. در اين محاسبات ما مي توانيم از خطكش هايي كه در آزمايشگاه يا كارخانه ها ساخته مي شود، استفاده كنيم. حال سئوال اين است كه اگر خطكش مورد استفاده ي ما تحت تاثير شرايط محيطي قرار بگيرد چه بايد كرد؟ اما مي دانيم از هر ماده اي كه براي ساختن خطكش استفاده كنيم، شرايط فيزيكي محيط بر روي آن اثر مي گذارد. البته با توجه با تاثير محيط بر روي خطكش ما تلاش مي كنيم از بهترين ماده ي ممكن استفاده كنيم. بهمين دليل چوب از لاستيك بهتر است و آهن بهتر از چوب است.

اما براي مصافتهاي دور نظير فواصل نجومي از چه خطكشي (متري) مي توانيم استفاده كنيم؟ طبيعي است كه در اينجا هيچ خطكشي وجود ندارد كه بتوانيم با استفاده از آن فاصله ي بين زمين و ماه يا ستارگان را اندازه بگيريم. بنابراين بايد به ساير امكاناتي توجه كنيم كه در عمل قابل استفاده است. اما در اينجا چه امكاناتي داريم؟ بهترين ابزار شناخته شده امواج الكترومغناطيسي است. اگر مسير نور در فضا خط مستقيم باشد، در اينصورت با جرت مي توانيم ادعا كنيم كه فضا اقليدسي است. براي پي بردن به نوع انحناي فضا بايد مسير پرتو نوري را مورد بررسي قرار دهيم .

اما تجربه نشان مي دهد كه مسير نور هنگام عبور از كنار ماده يعني زماني كه از يك ميدان گرانشي عبور مي كند، خط مستقيم نيست، بلكه منحني است. بنابراين فضاي اطراف اجسام اقليدسي نيست. به عبارت ديگر ساختار هندسي فضا نااقليدسي است.

منبع :http://www.hupaa.com


سیو بازیSplinter Cell

دانلود سیو

منبع:http://farshadgame.blogfa.com

سیو باتزیDevil May Cry3

دانلود سیو

منبع:http://farshadgame.blogfa.com

ترینرPes6

دانلود ترینر

اموزش کامل کد html

دراینجا اموزش کامل قالب نویسی برای وبلاگ  به زبان html رو گذاشتم که به صورت بک برنامه ی کامل است که محیط جالبی هم دارد  و حجم ان هم بسیار کم است:

دانلود برنامه

حجم برنامه: ۴۳۴ کیلو بایت

دانلود نسخه ی 7 babylon

برای دانلود نسخه هفت babylon  روی دانلود کلیک کنید:

 

پسورد: www.p30download.com

 دانلود

 

منبع:http://www.verygoodboy.blogfa.com

 

 

نقد و بررسی بازی Gun

داستان و روند بازی (نمره:۷.۵)

داستان بازی در حال وهوای غرب وحشی و درباره شخصی به نام   کولتون وایت  است که به همراه پدر خود به نامNed زندگی روزمره  خود را از راه شکار گوزن و پرنده می گذراند . اما روزی کشتی ای  سرنوشت کولتون را تغییر می دهد وطی حادثه ای در کشتی و حمله یک گروه به کشتی,Ned در آخرین لحظات زندگی اش به کولتون می گوید که او پدر اصلی اش نیست و جان کولتون را نجات میدهد و کشتی منفجر می شود .و حالا ما باید در نقش کولتون ادامه ماجرا را ادامه دهیم و انتقام قاتلان  Ned را بگیریم و همچنین پرده از داستان زندگی خود برداریم .این خلاصه ای از داستان بازی بود .داستان و روند بازی در حد خوبی بوده وسبک آن اکشن ماجرایی است که مایه های اکشن آن به مراتب بیشتر است و داستان بازی  از اول تا ِآخر بازی شما را راضی نگه میدارد . همچنین علاوه بر داستان اصلی شما میتوانید در شهر آزادانه بگردید و ماموریت های جانبی زیادی از جمله دستگیری افراد تحت تعقیب ,جمع آوری طلا ,کمک به دامداران برای کنترل کردن گله آنان, شکار حیوانات وحشی و با خرید و فروش اسلحه و ... را انجام دهید که همین بر جذابیت بازی افزوده است .

گرافیک (نمره:۷)

گرافیک بازی چیز خاصی ندارد و در حد بازی های معمولی است اما جذابیت های مخصوص خود را دارد و یک نوع گرافیک با افکت نیز در بازی طراحی شده است که جالب است و در کل گرافیک بازی خوب است ولی عالی نیست .

کنترل و دوربین بازی (نمره:۷.۲۵)

کنترل بازی نیز مشکل چندانی ندارد ولی زیاد روان نیست و ممکن است در طول بازی به خصوص در هنگام اسب سواری مشکلاتی برای شما به وجود بیاورد .

صداگذاری و موزیک (نمره:۷.۷۵)

صدا گذاری بازی یکی از نقاط قوت این بازی به حساب می آید و در آن از فناوری دالبی استفاده شده است وصداگذاری شخصیت های اصلی بازی به خصوص کولتون عالی کار شده است و بر گرفته از صدای شخصیت های هالیوودی است .ولی صداهای محیط در حد متوسطی قرار دارند و زیاد خوب کار نشده اند .

هوش مصنوعی و جلوه های ویژه (نمره:۷)

هوش مصنوعی بازی زیاد خوب نیست وضعف اساسی دارد و در گاهی اوقات مثلا وقتی به نزدیکی شخصی شلیک می کنید گلوله به آن شخص برخورد میکند. و جلوه های ویژه بازی نیز در حد خوبی قرار دارند و طراحی محیط بازی و دشمنان وافکت های ویژه در حد متوسطی قرار دارد.

 جذابیت (نمره:۸)

بازی نسبتا آسان به حساب می آید و با همه عملیات فرعی اش بازی کوتاه ای است و به خاطر همین بازی زیاد خسته کننده نمی شود(حالا خوب شد این ماموریت های جانبی رو داشت وگر نه خیلی کوتاه میشد. ) و دارای جذابیت خاص خودش است و اسب سواری در حال و هوای غرب وحشی واقعا لذت بخش است و در کل جذابیت بازی بالا است . 

حرف آخر 

این بازی حتما  ارزش حداقل یک بار امتحان کردن را دارد و این بازی برای افراد بالای ۱۷ سال ساخته شده است و ناشر آن شرکت  Activision است و بازی در ۳ CD یا یکDVD عرضه شده است . 

               نمره کل:۷.۲۵(بسیار خوب)

منبع:http://www.hamidgame.blogfa.com

نقد بازی Marc Eckos Getting up

Marc Eckos Getting up

داستان و روند بازی (نمره:۷)

داستان بازی درباره پسری به نام Trane می باشد که در محله های فقیر آمریکا برای اسپری کشیدن نام خود  بر روی دیوار ها با دیگر گروه ها و باند ها و هم چنین پلیس  درگیری دارد . همین طور که میبینیم داستان هرچند که نوع آورانه به نظر میرسد اما آنچنان قوی به نظر نمی رسد و در کل روند وداستان بازی عالی نیست و در حد  متوسطی قرار دارد. سبک بازی نیز اکشن ـماجرایی  و کمی هم جنبه های مخفی کاری است بیشتر مبارزه ها در بازی با دست خالی (مشت ولگد ) و یا سلاح های سرد (چوب ـمیله های فلزی و....) انجام میگیرد و تقریبا نیمی از بازی هم باید در حال کشیدن اسپری بر روی دیوارها باشید تا Trane نام ویا نشان خود را روی دیوار ها ثبت کند که تقریبا خسته کننده است ولی مبارزات بازی جذاب است و فن ها و ضربات زیبایی از طرف Trane بر دشمن ها وارد میشود ودر بیشتر مراحل نیز باید ازروی لوله ها و ستون ها ودیوارها بالا روید تا نام خود را با اسپری  در جاهای پر ارتفاع و ساختمان های بلند ثبت کنید .

 

 

  گرافیک (نمره:۷.۷۵)  

گرافیک بازی در حد خوبی است و چهره کاراکترها در حد خوبی قرار دارد و گرافیک محیط نیز در حد خوبی قرار دارد ودر کل محیط بازی در مراحل مختلف تقریبا با هم فرق دارد ولی شاید در انتهای بازی کمی گرافیک محیط خسته کننده به نظر برسد وسایه ها و نور پردازی بازی نیز خوب است وچهره دشمن ها نیز خوب طراحی شده هر چند که دشمنان ما در این بازی تنوع آنچنانی ندارند (در کل گرافیک بازی خوب است.)

 

 صداگذاری و موزیک ها(نمره:۸.۷۵) 

صدا گذاری بازی و موزیکهای بازی به خصوص موزیک های منو ها که از  آهنگ های خوانندگان خوب بر گرفته شده است عالی است وصداگذاری شخصیت هاو محیط   بازی نیز عالی است و در طول بازی نیز میتوانید موزیک های بیشتری آزاد کنید و از آنها لذت ببرید. 

کنترل و دوربین (نمره:۶.۵)

بر خلاف صداگذاری بی نقص بازی کنترل بازی در حد آنچنان خوبی قرار ندارد و مشکل بزرگتر که کنترل پیش فرض بازی را نمی توانید تغییر دهید و مثلا باید حتما  با       کلید های W,S ,A,D حرکت کنید و به عقب وجلو بروید , هر چند که ابن نیز جزء کنترل های استاندارد است ولی بعضی از باریبازها از جمله خودم عادت داریم که با کلید های جهت های اصلی  شخصیت های اصلی را حرکت دهیم (حالا بدک نشد چون به اون نوع کنترل هم عادت کردم ) با کلید های Mouse  نیز می توانید حرکات اکشن و مشت ولگد ها و فن های خود را نثار دشمنانتان کنید که تقریبا خوب تهیه شده است وهمچنین برای کشیدن اسپری روی دیوارها نیز باید از موش و    کلید های W,S ,A,D  صفحه کلید استفاده کنید و همچنین با کلید های جهتی میتوانید رنگ نوشته و نوع نوشته خود را عوض کنید. در کل بهتر بود کلید های فرضی را نیز متوانست تغییر داد تا هر بازیخوری آنرا مطابق میل خود تنطیم کند  . دوربین بازی در حالت سوم شخص است ودوربین های بازی در حد خوبی قرار ندارند ویکی از ضعیف ترین قسمت های بازی به شمار میروند و دوربین در بسیاری از جاها از صحنه عقب میفتد و یا شخصیت بازی معلوم نیست.  ودر کل دوربین های بازی وضعیت مطلوبی ندارد .

 

 

هوش مصنوعی وجلوه های ویژه(نمره:۷.۲۵)

هوش مصنوعی بازی درحد متوسط و خوبی قرار دارد و آنچنان بالا نیست و دشمنان زیاد زرنگ نیستند و مشکل زیادی برای شما ایجاد نمی کنند در کل این بازی از لحاظ درجه سختی  یک بازی متوسط است  که نه زیاد آسان به حساب می آید و نه زیاد سخت و معماهای آنچنان پیچیده  و راه های گمراه کننده نیز ندارد .و جلوه های ویژه و دمو های بازی نیز خوب است . وهمچنین آیتم های زیاد ومخفی نیز در بازی وجود دارد که میتوانید انها را آزاد کنید . 

 

جذابیت:(نمره:۷.۷۵)

بازی از جذابیت خوبی بر خوردار است ولی فقط بعد از مدتی کمی بازی خسته کننده می شود ولی ارزش بازی کردن را دارد . 

             حرف آخر  

این بازی توسط شرکت Atari منتشر شده است و تقریبا بازی موفقی شده است و از سایت های معتبر نیز امتیاز های خوبی گرفته است .این بازی در ۴ CD منتشر شده است و درجه سنی آن نیز بالای ۱۶ سال اعلام شده است . ودر کل من این بازی خوب که با نوع آوری هایی نیز همراه بود را به همه توصیه می کنم.

              امتیاز کل:۷.۵( خوب)

منبع:http://www.hamidgame.blogfa.com

داستان بازی Tomb Raider:Legend

باز هم Tomb Raiderبازهم لارا باز هم 2 عدد Pistol و یک کوله پشتی کوچک! اما نگران نباشید بازی تغییرات زیادی کرده است … تنها وجه اشتراک بین این نسخه و 2 نسخه قبلی در Pistol ها و کوله پشتی لاراست. محیط بازی کاملا عوض شده و دوباره به همان سبک و سیاق شماره های اول بازگشته است. بازهم مقبره ها و غارها و مکانهای اسرار آمیز …

 

بي شك يكي از محبوبترين بازيهاي تاريخ سري بازيهاي Tomb raider و یکی از محبوبترین شخصیتهای تاریخ Lara Croft می باشد. اولین بار در سال 1996 بود که لارا کرفت پا به دنیای بازیهای کامپیوتری گذاشت و خیلی زود جای خود را در دل علاقه مندان به این سبک باز کرد. Tomb raider شروع بسیار خوبی داشت … نسخه های اول و دوم جزو بهترینها در سبک خود بودند … نسخه سوم کمی افت داشت ولی نسخه چهارم تا حددوی ضعفهای نسخه قبلی را جبران کرد. اما … با ورود Tomb raider : Chronicles و پس از آن Tomb raider : Angel of darkness تمام سابقه این بازی زیر سوال رفت … Tomb raider 5 و Tomb raider 6 از ضعیفترین سري بازیهاي Tomb raider به حساب می آمدند … سبک بازی تقریبا عوض شده بود و به جای جستجو در مقبره ها و مکانهای اسرارآمیز محیط بازی تبدیل به شهر و مکانهای پیشرفته شده بود که این موضوع اصلا برای طرفداران خوشایند نبود. Eidos و Crystal Dynamics پس از ورود TR 6 و شکست آن تا مدتی دست از سر این بازی برداشتند اما این 2 شرکت مجددا سر بلند کردند و تصمیم گرفتند تا Tomb raider را احیا کنند. نام پروژه جدید Tomb Raider : Legends می باشد. اولین تغییری که در TR: L به چشم میخورد اینست که چهره لارا به کلی عوض شده. بالاخره پس از حدود 1 دهه لارا با چهره ای کاملا متفاوت در TR: L ظاهر خواهد شد.

باز هم 2 عدد Pistol و یک کوله پشتی کوچک و پوششی مشابه با نسخه های قبلی! اما نگران نباشید بازی تغییرات زیادی کرده است … تنها وجه اشتراک بین این نسخه و 2 نسخه قبلی در Pistol ها و کوله پشتی لاراست. محیط بازی کاملا عوض شده و دوباره به همان سبک و سیاق شماره های اول بازگشته است … بازهم مقبره ها و غارها و مکانهای اسرار آمیز. داستان بازی از جایی آغاز می شود که لارا برای کشف یک اثر قدیمی وارد عمل می شود ولی در این راه با یکی از دشمنان قدیمی خود که گمان می رفت مرده باشد رو به رو می شود. همانطور که گفتم محیط ها و Gameplay بازی دوباره به سبک قدیمی برگشته اند با این تفاوت که بر روی حرکات آکروباتی تمرکز بیشتری صورت گرفته است. در مجموع می توان سبک بازی را تلفیقی از سری Prince of persia و سری Indiana Jones و Tomb raider های کلاسیک دانست. با توجه به اینکه بازی در سال 2005 منتشر می شود انتظار گرافیک بالایی از TR : L می رود. برای مثال آبی که از آبشارها سرازیر شده و در رودخانه جاری می شود به شکل ماهرانه ای طراحی شده است و بسیار زیبا به نظر می رسد .

 

بازی در کل از 8 منطقه مختلف تشکیل شده که هر یک به بهترین شکل ممکن طراحی شده اند. دوربین بازی پیشرفت بسیار زیادی داشته و دیگر با دوربین اعصاب خورد کن TR 5 مواجه نخواهید بود … همچنین شما این امکان را دارید تا کنترل دوربین را به دست بگیرید هرچند سازندگان اعلام کرده اند نیازی به این کار نخواهد بود زیرا دوربین Automatic بازی به خوبی پاسخ خواهد داد. علاوه بر Pistol هایی که یاران جدا نشدنی لارا هستند ٬ یک دوربین بسیار قوی با دید بالا ٬ یک دوربین دید در شب که به صورت Automatic با ورود به تاریکی فعال می شود و یک قلاب مغناطیسی (لارا از این قلاب مغناطیسی برای کشیدن اجسام فلزی به سمت خود کمک می گیرد) دیگر تجهیزات او را تشکیل می دهند. همچنین لارا توانایی استفاده از سلاحهای دشمنان را هم خواهد داشت.

 

در يک نگاه کوچک مي توان متوجه شد که eidos چقدر براي ساخت و بدون مشکل بودن بازي زحمت مي کشد . لارا مثل هميشه مي تواند حرکات آکروباتيک خوبي انجام دهد . اما اجازه دهيد تا اول در مورد امکانات و سلاح هاي بازي صحبت کنيم . دو اسلحه ي pistol لارا مثل هميشه از او جدا ناشدني هستند و اين بار هم او را ياري مي کنند .لارا اين بار براي رسيدن به هدف خود از ابزارآلات زيادي استفاده مي کند که به ترتيب به معرفي آنها مي پردازيم . قطب نما يکي از وسايلي است که کمک زيادي به شما و لارا خواهد کرد . شما ميتوانيد با استفاده از قطب نما راه و هدف خود را پيدا کنيد . دوربين ديد در شب يکي ديگر از وسايلي است که در مكانهاي تاريک کاربرد فراواني دارد . طريقه ي کار اين دوربين به اين صورت است که زماني که شما وارد فضاهاي تاريک مي شويد اين دوربين به صورت اتوماتيک روشن و فعال ميشود . قلاب مغناطيسي هم يکي ديگر از وسايلي است که به آن نياز داريد . طريقه ي کار اين قلاب به اين صورت است که لارا ميتواند از آن براي کشيدن اجسام به سمت خود استفاده کند . به علاوه ي اين وسايل چيزهاي ديگري هم وجود دارند که هنوز به طور کامل مشخص نيستند . حرکات بازي که توسط لارا صورت ميگيرند زيادند . او ميتواند پرش هاي بلند انجام دهد و از طناب ها به خوبي استفاده کند . به نظر مي رسد سازندگان در اين زمينه هم خوب کار کرده اند

 

نسخه جدید علاوه بر سبک ماجرایی ٬ صاحب سنگین ترین اکشن در بین تمامی نسخه ها خواهد بود … صحنه های پر زد و خورد و شلوغ که به جذابیت بازی بیش از پیش خواهند افزود … به ویژگی بالا حالت معمایی را هم اضافه کنید تا سبک TR: L را به طور کامل دریابید! معماهای سخت و آسان زیادی در بازی موجود خواهند بود. در TR: L شما در 8 منطقه مختلف به اکتشاف خواهید پرداخت. مناطقی مانند غرب آفریقا .. هیمالیا .. روسیه .. پرو .. بولیوی و سه منطقه دیگر که هنوز اعلام نشده اند. از نظر تنوع مراحل TR: L هیچ کمبودی را احساس نخواهد کرد. یکی از نوآوریهای نسخه جدید امکان قفل کردن نشانه اسلحه بر روی یک نقطه خاص می باشد. شما قادر خواهید بود با استفاده از این ویژگی آزادانه حرکت کرده و به سمت دشمن شلیک کنید و مطمعن باشید که تمامی تیرهای شلیک شده توسط شما به هدف برخورد می کنند! اگر بخواهیم با یک دید کلی به Tomb Raider : Legends نگاه کنیم با یکی از برترین بازیهای سبک Action/Adventure مواجه خواهیم شد .

منبع: http://cheatman.blogfa.com

شرح بازي Devil May Cry 3

به طور قطع علاقه مندان بازيهای کنسول PS2 هرگز گمان نمي کردند پس از عقد قرارداد بين شرکت کپکام و نينتندو ، برای ساخت و ادامه سری بازی رزيدنت اويل روی کنسول گيم کيوب، شرکت کپکام بتواند بازی موفقی را بر روی پلی استيشن 2 جايگزين اين بازی کند...

توسعه دهنده : Capcom

ناشر : Capcom

سبك : اکشن

تاريخ انتشار : 2005/07/02

به طور قطع علاقه مندان بازيهای کنسول PS2 هرگز گمان نمي کردند پس از عقد قرارداد بين شرکت کپکام و نينتندو ، برای ساخت و ادامه سری بازی رزيدنت اويل روی کنسول گيم کيوب، شرکت کپکام بتواند بازی موفقی را بر روی پلی استيشن 2 جايگزين اين بازی کند. اما ديديم نه تنها چنين نشد بلکه دو بازی جديد به نامهای اونيموشا و دويل می کرای پا به عرصه بازيهای PS2 گذاشتند و توانستند تا حدودی جای خالی اين طرح قديمی و محبوب را پر کنند ، گرچه این دو از لحاظ سبک بازی با رزيدنت اويل تفاوت دارند و دارای سبک اکشن می باشند اما از جذابیت های لازم بهره می برند. در اينجا ما قصد داريم نسخه تستی بازی گريه شيطان قسمت سوم را مورد بررسی قرار دهيم. همه شما اولين نسخه اين سری بازی را به ياد داريد. بازی در زمان خود و در نگاه اول همه دوستداران بازيهای کامپيوتری را مات و مبهوت ساخت. طراحی حرکات و گرافيک بالای شخصیت ها ، داستان ، محيط بازی و صدا گذاری که از بخشهای مهم در موفقيت يک بازی به حساب می آيند در نسخه اول بازی در کنار هم قرار گرفته و آن را به شکل یک بازی بی نظیر در آورده بودند که در نتیجه باعث استقبال بسیاری از طرفداران از این بازی شد. به همین دلیل مدتی بعد کپکام تصميم گرفت تا ساخت نسخه دوم بازی را آغاز کند ، تنها با اين تفاوت که تيم جديدی پروژه ساخت و طراحی بازی را در دست گرفت و نتيجه همان شد که همه ميدانيم ، نسخه دوم بر خلاف نسخه اول نتوانست رضايت دوستداران بازی را جلب کند. تنها نکته مثبت در قسمت دوم پيشرفت گرافيکی اين نسخه بود.
حدود يکسال و نيم بعد شينجی ميکامی تهيه کننده معروف قسمت اول بازی و سری بازيهای رزيدنت اويل که ميتوان وی را يکی از کلیدی ترین افراد شرکت کپکام ناميد ، اظهار داشت که اين کمپانی قصد دارد که کار بر روی قسمت سوم اين مجموعه را آغاز کند و قول داد عملکرد ضعيف کمپانی کپکام و تيم سازنده را در نسخه جديد جبران کند و همان طور که قبلاً گفته شد پس از چندين ماه انتظار نسخه تست بازی وارد بازار شد ، اين امر در اصل برای بر طرف کردن عيب ها و نقاط ضعف در نسخه اصلی صورت مي گيرد ، چرا که هيچ کس نمي تواند بهتر از بازيکنان درباره ساختار بازی قضاوت کند.


در دموی ابتدای بازی صحنه در گيری دانته با برادرش ورژيل را ، در زير برج شيطان نشان ميدهد ، افراد اصلی تيم سازنده بازی معرفی ميشوند ، تهيه کننده:تتسو يوشی تاناکا ، کارگردان هنری:دايگو ايکه نو ، آهنگساز:تتسويا شيباتا ، کارگردان صوتی:واتارا هاچی ساکو ، تهيه کننده قسمت های سينماتيک:شينجی شينوهارا-تاکايا سويا ناگيما ، کارگردان اصلی:هيده اکی اتيسونو. بر مبنای دموی ابتدايی و اخباری که از قبل به گوش ما رسيده مي توان حدس زد که در خط داستانی بازی از روش فلاش بک استفاده شده است و داستان قسمت سوم به گذشته باز ميگردد يعنی به زمان قبل از داستان دويل می کرای 1 ، وقتی که دانته و برادر دو قلو او ورژيل جوانتر بودند و ورژيل هنوز به خدمت موندوس الهه تاريکی در نيامده بود هر دو برادر نيمی شيطان و نيمی انسان از نژاد اسپاردا هستند و به طور کامل در فنون و هنرهای رزمی و شمشير بازی مهارت کامل دارند اما هنوز نمي توانند از نيروی شيطانی خود بهره بگيرند.
دانته و ورژيل هر دو نيمی از يک گردنبند را در اختيار دارند که مادرشان در سالروز تولدشان به آنها هديه داده است هر گاه دو نيمه گردنبند در کنار هم قرار گيرند نيروی درونی آن يعنی اسپاردا تکميل ميشود اما متاسفانه دو برادر رو در رو يکديگر قرار می گیرند. دانته به يک شکارچی شياطين تبديل شده و برعکس او برادرش اسير تاريکی شده و رو به پليدی و خوی شيطانی نهاده است. در شروع بازی می بينيم دانته با استيل خاص خود روی صندلی دفترش می نشيند و با حرکاتی جالب پاسخ تلفن را مي دهد: متاسفم هنوز شروع به کار نکرده ايم (او مشغول خوردن پيتزا است) که مردی مرموز وارد دفتر او ميشود دانته از او مي پرسد شما مشتری هستيد اگر به دستشويی احتياج داريد در انتهای اطاق قرار دارد ، مرد مرموز او را به اسم صدا ميکند: دانته ، پسر اسپاردا ، من از طرف برادرت آمده ام و برای تو پيغامی دارم ، سپس او به سمت دانته می آید ، دانته روی صندلی خود تکیه داده و به مرد مرموز خيره شده است که در یک آن مرد مرموز ميز او را به هوا بلند ميکند دانته با يک حرکت نمايشی از جای خود مي پرد و اسلحه را در دست ميگيرد (پيتزا را فراموش نکنيد) گروهی از شياطين در اطراف دانته ظاهر ميشوند و سلاح های خود را در بدن او فرو ميکنند اما همان طور که ميدانيد هيچ سلاحی بر بدن او تاثیر گذار نمی باشد. دانته با يک ضربه يکی از هيولا ها را به ديوار مي کوبد و با همان وضعيت به طرف دستگاه پخش صوت ميرود تا جشن ديوانه واری را آغاز کند و در اينجا شما شاهد يکی از پر تحرک ترين صحنه های بازی هستید لازم به ذکر است که در اين صحنه ها از حرکات يکی از قهرمانان هنرهای رزمی در چين استفاده شده است. پس از پايان نمايش (دمو) نوبت شماست تا وارد مجادله بشوید البته قبل از شروع بازی مي توانيد وارد قسمت customizeبشوید. در اين بخش مي توانيد استيل مبارزه کاراکتر را به ترتيب زير انتخاب کنيد:

1) تيک استر : عبارت است از حرکات پرشی ، بالارفتن از ديوار و جای خالی دادن

2) اسورد مستر : حرکات با شمشير و سلاح های سرد مانند مشت و لگد زدن به اضافه تکنيک های جديد که در اين نسخه اضافه شده اند.

3) گان اسلينگر : حرکات نمايشی با اسلحه به همراه يک سری حرکات جديد و چهارمين مهارت که در نسخه تست بازی گنجانده نشده است،اين حرکات توسط دکمه دايره قابل انجام است و حالا اين شما و اين هم دانته پسر اسپاردا.


در دويل می کرای 3 نسخه تست بازی در همان نگاه اول ميتوان دريافت که طراحی حرکات، گرافيک، محيط بازی و دشمنان نزديک به نسخه اول کار شده است،کنترل کاراکتر به همان نرمی و انعطاف پذيری قسمتهای قبلی است و شما سنگينی ضربات را بر بدن دشمنان احساس ميکنيد. دشمنان شما همانند دانته با شکل و شمايل جديدی طراحی شدند هنگامی که به دشمنان ضربه ميزنيد از بدن آنها ذرات خاکستر و خاک ساطع ميشود که جلوه خاصی به گرافيک بازی داده است،در اين نسخه شما اجازه داريد دو ماموريت انجام دهيد،در طی اين دو مرحله سعی شده نحوه کنترل بازی به شما نشان داده شود با کمی دقت ميتوان گفت کليه موارد ذکر شده به جز موسيقی بازی که در سبک متال ساخته شده شما را به حال و هوای نسخه اول بازی ميبرد،صدا گذاری در اين بازی از نقاط قوت بازی به شمار ميرود،صدای ضربات شمشير به همراه موسيقی بازی در هنگام درگيری با دشمنان حس عجيبی را به شما القا ميکند.پس از اتمام ماموريت اول و نابود کردن شياطين ، دانته به روی ميز نشسته و نگاهی به اطاق به هم ريخته میکند(باز هم پيتزا را فراموش نکنيد)دانته به سراغ جعبه پيتزا ميرودکه يک دفعه يکی از شياطين ظاهر ميشود و جعبه پيتزا را لگد مال ميکند دانته هم با يک گلوله از او تشکر ميکند و سپس به سمت بارانی قرمز خود ميرود تا ان را بر تن کند،طراحی لباس و خود کاراکتر دانته تقريباً متفاوت از نسخه های قبلی می باشد ، او با چهره اي جوانتر و اندامی ورزيده تر و بارانی قرمز رنگ (شبيه قسمت های قبلی) به سراغ شياطين آمده.در شروع ماموريت دوم دوربين نمايی از برج شيطان را نشان ميدهد که ورژيل با همام مرد مرموز به نام آرخام مشغول گفت و گو می باشد. آنها درباره از بين بردن دانته و تصاحب قدرت گردنبند صحبت ميکنند که يکی از شياطين به سراغ ورژيل ميآيد اما ورژيل در يک حرکت نمايشی او را تکه تکه ميکند.دوربين نمايی از برج شيطان را نشان ميدهد يک دختر جوان که هنوز نامی از او نميدانيم سوار بر موتور خود در حال حرکت به سمت برج است او هم يک شکارچی شيطان است و دانته هم در ليست او وجود دارد گروهی از هيولاها او را تعقيب ميکنند اتشی که از اگزوز موتور بيرون مي آيد هيولاها را آتش زده و عدد 3 نمايان ميشود.در پايان ماموريت دوم اولين رييس يا به اصطلاح غول بازی قرار دارد ، هيولايی به شکل يک سگ سه سر(همانند سربريوس نگهبان دروازه جهنم)که بدن او پوشیده از يخ است و از اطراف زنجير شده است وقتی که دانته به او نزديک ميشود هيولا بيدار ميشود و تکه اي از يخ به سمت دانته پرتاب ميکند ولی دانته با شمشير ان را دفع ميکند ، هيولا يک جادو به شکل توده اي از يخ به سمت او پرتاب ميکند دانته به هوا پریده و توده يخ به ديوار برخورد ميکند او با هيولا شروع به صحبت ميکند:تو نبايد به اينجا وارد ميشدی ورود تو به اين برج ممنوع است ، تو را مثل يک کرم له ميکنم. دانته در جواب ، او را مانند يک سگ دست آموز صدا ميزند و ميگويد زود باش پسر زودباش بدو بيا اينجا.بعد از ،از بين بردن هيولا او به دانته ميگويد تو نبايد فقط يک انسان باشی، هيولا از بين ميرود و به نوری آبی رنگ تبديل ميشود و در دستان دانته قرار ميگيرد و به يک سلاح جديد تبديل ميشود و دانته مهارتهای خودش را با اين سلاح ميسنجد.پس از پايان ماموريت دوم دانته وارد يک سر سرای بزرگ ميشود و شما منتظر هستيد سلاح جديد را امتحان کنيد و به بازی ادامه دهيد اما اينجا پايان نسخه تست بازی می باشد و کلمه "شيطان هم ممکن است بميرد" بر روی صفحه نقش ميبندد.اين روزها همه جا صحبت از دانته است از ويو تيفول جو شرکت کپکام گرفته تا بازی شين ميگامی شرکت آتلوس همه جا سر و کله دانته پيدا شده است ،بايد ديد دانته اسپاردا در جايگاه اصلی خود ، دويل می کرای چگونه خواهد درخشيد تا زمستان 2004 همه منتظر مرگ يا گريه شيطان در دويل می کرای 3 هستيم.

منبع:http://www.iritn.com

زندگی نامه ی گالیله

گالیله
گالیلئو گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد وی تا 19 سالگی تمام مطالعات خود را در ادبیات متمرکز کرده بود تا یانکه روزی در یکی از مراسم مذهبی کلیسا مشاهده چهل چراغی که در بالای سرش نوسان می کرد توجه او را جلب کرد او هنگام مشاهده توجه کرد که هر چند دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شود لیکن زمان نوسان همواره ثابت باقی می ماند اغلب انسانها شاید در این مشاهده چیز خاصی را نمی یافتند ولی گالیله از روح کنجکاوی و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجرای یک رشته آزمایشهای عملی کرد به این ترتیب که وزنه هایی را به یک ریسمان بست و از محلی آویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان درآورد در آن دوران هنوز ساعتهای دقیق با عقربه ثانیه شمار نبود و بنابراین گالیله برای اندازه گیری زمان حرکات وزنه های آویزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود می جست او دریافت که مشاهداتش در کلیسای جامع پیزا صحت دارد. اگر چه دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهای قبلی را در بر می گرفت به این ترتیب گالیله قانون آونگ را کشف کرده بود قانون آونگ گالیله امروزه همچنان در امور گوناگون به کار می رود مثلاٌ‌ برای اندازه گیری حرکات ستارگان و یا مهار روند کار ساعتها از این قانون استفاده می کنند آزمایشهای او در باره آونگ آغاز فیزیک دینامیک جدید بود واکنشی که قوانین حرکت و نیروهایی را که باعث حرکت می شوند در بر می گیرد گالیله در سال 1588 در دانشگاه پیزا مدرک دکتری(استادی) گرفت و در همانجا برای تدریس ریاضیات باقی ماند.

او در 25 سالگی دومین کشف بزرگ علمی خود را به انجام رسانید کشفی که باعث از بین رفتن یک نظریه به جا مانده دو هزار ساله شد و دشمنان زیادی برایش افرید در دوران گالیله بخش بسیاری از علوم بر اساس فرضیه های فیلسوف بزرگ یونانی – ارسطو که در قرن 4 پیش از میلاد می زیست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامی علوم به شمار می آمد هر کس که به یکی از قانونها و قواعد ارسطو شک می کرد انسان کامل و عاقلی به شمار نمی آمد یکی از قواعدی که ارسطو بیان کرده بود این ادعا بود که اجسام سنگین تندتر از اجسام سبک سقوط می کنند گالیله ادعا می کرد که این قاعده اشتباه است به طوری که می گویند او برای اثبات این خطا از استادان هم دانشگاهی خود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترین طبقه برج مایل پیزا بروند گالیله دو گلوله توپ یکی به وزن 5 کیلو و دیگری به وزن نیم کیلو با خود برداشت و از فراز برج پیزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پایین دها کرد در کمال شگفتی تمام حاضران در صحنه مشاهده کردند که هر دو گلوله به طور همزمان به زمین رسیدند گالیله به این ترتیب یک قانون فیزیکی مهم را کشف کرد(سرعت سقوط اجسام به وزن آنها بستگی ندارد).

در همین موقع گالیله مشغول مطالعه بود که ناگهان شایع شد که در سوئیس عدسی‌ها را با هم ترکیب کرده اند وتوانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمایند از این موضوع اطلاع صحیحی در دست نیست ولی اینطور مشهور است که زاخاری یانسن که در میدلبورک عینک ساز بود اولین دوربین نزدیک کننده اشیاء را بین سالهای 1590 و 1609 ساخته بود ولی عینک ساز دیگری بنام هانس یپرشی اختراع او را با تردستی از او می رباید و در اکتبر 1608 امتیاز آن را به نام خود ثبت می نماید گالیله هم در این موقع موفق به ساختن دوربین مشابهی گردید ولی این دستگاه قدرت زیادی نداشت اما مطلب مهم این بود که اصل اختراع کشف شده بود و ساختن دوربین قوی تر فقط کار فنی بود. این دوربین به رئیس حکومت ونیز تقدیم شد و در کنار ناقوس سن مارک گذاشته شد سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربین قرار گرفتند و همگی دچار حیرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنین را از کلیسای مجاور و کشتیهایی را که در دورترین نقاط افق در حرکت بودند مشاهده نمدند ولی گالیله فوراٌ دوربین را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظری که تا آن زمان هیچ چشمی قادر به تماشای آن نبود شور و شعفی فراوان در گالیله به وجود آورد گالیله مشاهده نمود که ماه بر خلاف گفته ارسطو که آن را کره ای صاف و صیقلی می دانست پوشیده از کوه ها و دره هایی است که نور خورشید برجستگی های آنها را مشخص تر می سازد به علاوه ملاحظه نمود که چهار قمر کوچک به دور سیاره مشتری در حرکت هستند و بالاخره لکه های خورشید را به چشم دید دانشمند بزرگ در سال 1610 تماماین نتایج را در جزوه ای به نام کتاب قاصد آسمان انتشار داد که موجب تحسین و تمجید بسیار گشت ولی انتشار کتاب قاصد آسمان قط تحسین و تمجید همراه نداشت بلکه جمعی از مردم بر او اعتراض کردند و از او می پرسیدند چرا تعداد سیارات را 7 نمی داند و حال آنکه تعداد فلزات 7 است و شمعدان معبد 7 شاخه دارد ودر کله آدمی 7 سوراخ موجود است گالیله در جواب تمام سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربین نگاه کنید تا از شما رفع اشتباه شود.

مشاهدات و پژوهشهای گالیله او را به این وادی رهنمون شدند که فرضیه های علمی را که بر اساس آنها زمین در مرکزیت عالم قرار داشت و خورشید و سارگان به دور آن می گشتند مردود می شمرد. نزدیک به نیم قرن پیش از آن کوپرنیک اثر بزرگ خود را که طی آن ثابت کرد خورشید در مرکز دستگاه ستاره ای ما نیست و زمین و سیاره ها به دور آن می گردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. این فرضیه کوپرنیک مورد لعن و نفرین کلیسا قرار گرفته بود و زمانی که گالیله اشکارا اعلام داشت که این فرضیه صحت دارد و او با آن موافق است، نظریه کوپرنیک بدست فراموشی سپرده شده بود اعلامیه گالیله اعتراضات شدید را برانگیخت روحانیون عالی مقام کلیسای کاتولیک دوباره خشمگینانه فرضیه کوپرنیک را به شدت محکوم کردهو آن را مطرود شمردند گاللیه با شخصیتهای بزرگی مانند کاردینال بلارین و کاردینال باربرینی سابقه دوستی داشت که از او حمایت می کردند ولی این شخصیتهای بزرگ نتوانستند مانع آن نبود و روحانیون برای هر چیز غیر از کتاب مقدس و ارسطو ارزش قائل نبودند و کلیسا هرگز اجازهنمی داد که یک فرد غیر روحانی کتاب مقدس را به مطابق میل خود تغییر دهد. چون این کار ممکن نبود طبعاٌٌ می بایست گاللیه محکوم شود و حتی اگر خود پاپ هم صمیم قلب معتقد به عقاید کوپرنیک بود محاکمه گالیله و محکومیت او اجتناب ناپذیر بود در سال 1632 که دوست کاردینال باربرینی بنام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعیت استفاده کرد و ضربت بزرگی را وارد نمود وی کتابی به زبان ایتالیایی منتشر کرد که در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند یکی از آنها بطلمیوس و دو نفر دیگر از کوپرنیک دفاع می کنند. با انتشار این کتاب خشم و غضب روحانیون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اینکه برای شخص پاپ این سوءتفاهم ایجاد شد که شخص ابله واحمقی در مکالمات از بطلمیوس دفاع می کند خود اوست. گالیله را به رم احضار کردند و او را در منزل یکی از اعضای عالی رتبه دیوان تفتیش عقاید جای دادند در همین اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهیه ادعانامه او بود و در روز 20 ماه ژوئن 1633 محکوم را به آنجا احضار کردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند که توبه نامه زیر را امضاء کند.

در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می کنم توبه می کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آنرا منفور و مطرود می نمایم.

گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند.

گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خویش پای برجا ماند او به طور پنهانی به آزمایش‌های تجربی خود ادامه داد و پیش از آنکه در سال 1642 در آستری در حومه فلورانس دار فانی را وداع گوید دو کتاب ارزشمند دیگر را نیز به رشته تحریر درآورد آثار او نخست در سال 1835 از سوی کلیسای کاتولیک از لیست سیاه،(لیست کتابهای ممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار یافت امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت بسیار به او مدیون است احترام می گذاریم او به جهان نشان داد که یک دانشمند باید آزادی را داشته باشد که نظریه هایی را که اشتباه هستند نقد کند و نظریه های جدیدی را بنیان گذارد او همچنین نشان داد که یک دانشمند نباید خود را گرفتار دستورها و یا روایات دینی تحریف شده کند.

تاریخچه ی ریاضیات 3

کوشی فرانسوی، این ریاضی‌دان پرشور که در سراسر نیمة اول قرن نوزدهم بر دیگر هموطنان برتری داشت با منطق دقیق خود تئوریهای زیادی از حساب انتگرال را توسعه داد و آنالیز را واجد دقتی کرد که هندسه از زمان اقلیدس به بعد افتخار آنرا داشت. وی از سال 1820 تا سال 1830 تئوری توابعی را که دارای یک متغیر موهومی هستند بنا نهاد. این تئوری که امروزه بزرگترین عنوان افتخار او محسوب می‌شود‌، دانشمندان بزرگی نظیر ریمان، وشتراس، هرمیت و پوانکاره را بخود مشغول داشت.

علاوه بر مکتب ریاضیات فرانسوی و آلمانی مکتب ریاضیات دیگری وجود داشت و آن مکتب ریاضیات انگلیسی بود که کم‌کم از تاریکی خارج می‌شد. از نوابغ بزرگ این کشور ویلیام روون هامیلتون ایرلندی را بایستی نام برد که از لحاظ پیش‌رسی عجیب بود. در 5 سالگی متون لاتینی و یونانی و عبری را می‌خواند و ایتالیائی و فرانسوی را در 8 سالگی و عربی و سانسکریت را در 10 سالگی آموخت و در 14سالگی برای سفیر ایران خطابة خوشامدی به زبان فارسی تهیه کرد. این استعداد بی‌مانند بزودی متوجه علوم گردید بطوری که در 17 سالگی هامیلتون تمام حساب انتگرال را بخوبی می‌دانست و خسوف و کسوف را بخوبی پیش‌بینی می‌کرد و در 22سالگی استاد نجوم گردید. کارهای او بخصوص مربوط به مبحث نور، دستگاههای اشعه و مبحث دینامیک است. وی ملاحظات گاوس را درفضای سه بعدی تعمیم داد و در سال 1843 اولین اکتشاف خود را درباره کوآترنیون‌ها یعنی جبر فضائی که تعمیم جبر گاوس و کوشی می‌باشد به آکادمی سلطنتی ایرلند تقدیم کرد. تقریباً در همین فکر را نه تنها در مورد فضای سه بعدی بلکه به فضای n بعدی تعمیم داد.

دوپیش درآمد ناگوار در حدود سال 1830 تاریخ علم را تاریک ساخته است. آبل نروژی و گالوای فرانسوی‌، پس از یک زندگانی بسیار کوتاه و پرهیجان در حالی که نتیجه با ارزش کشفیات اساسیشان شناخته نشده بود با رنج و مرارت درگذشتند.

نیل هنریک آبل متولد اوت 1802 در سال 1824 ثابت نمود که صرفنظر از معادلات درجة اول تا درجة چهارم، هیچ دستور جبری که بتواند معادلة درجه پنجم را به نتیجه برساند وجود ندارد و برای اینکه کارهای خود را به دیگران بشناساند در سال 1825 به آلمان سفر کرد و چون در آنجا نشانی از زندگی بدست نیاورد به پاریس روی نهاد. آبل در این شهر در شاهکار بزرگ خود دست دیگری برد و مقاله‌ای «دربارة خاصیت عمومی طبقة بسیار وسیعی از توابع غیر جبری» انتشار داد. وی در نتیجة مکاشفه‌ای که تنها حاصل نبوغش بود توانست راه خود را کج کند و انتگرالهای بیضوی لژاندر را مورد مطالعه قرار دهد و کشف او آنقدر استادانه بود که با نهایت سادگی کاری را که استاد بزرگ مزبور در مدت چهار سال انجام داد تبدیل به هیچ کرد.

آبل این کشف ذیقیمت خود را به کوشی سپرد. اما افسوس! کوشی آنرا گم کرد و نروژی بیچاره در حالی که آخرین شاهی خود را مصرف کرده بود و آخرین امید خود را از دست داده بود ناچار شد به وطنش مراجعت کند، و هم در آنجا بود که آبل در نتیجه محرومیتها و گرفتاریهای فراوان به مرض سل مبتلا گشت و در ششم آوریل 1829م جان سپرد. دو روز پس از آن تاریخ کوشی نسخة خطی او را پیدا کرد و آکادمی علوم از ارزش آن آگاه شد و جایزة بزرگ خود را به آپل و ژاکوپی آلمانی تخصیص داد. ولی آبل آنچنان فراموش شده بود که نامی از او در میان نبود و کسی نمی‌دانست که دو سال پیش مرده است.

گالوا که زندگیش در تاریخ علم صفحه‌ای اندوهبار گشوده است در 26 اکتبر 1811م در پاریس متولد شد. در 14 یا 15 سالگی بجای انجام تکالیف عادی دبیرستان اوقات خود را صرف مطالعه در هندسه لژاندر و آثار بزرگ لاگرانژ و اکتشافات آبل می‌نمود. وی پس از عدم موفقیت در امتحان ورودی مدرسة پلی تکتنیک و نیز رانده شدن از دانشسرای عالی و مخصوصاً به سبب آشنا نبودن با دانشمندان مشهور وارد مبارزات سیاسی شد،‌ او عقیده داشت:
«
من برای دانشمند شدن چیزی کم دارم و بنابراین قلب من آرزوئی دارد که مغز من قادر به انجام آن نیست.»
گالوا پس از چند ماه زندانی شدن آزاد شد. ولی درحالی که فقط چند روز بیش از بیست سال و هفت ماه داشت در یک دوئل بخاطر زنی هرجائی مجروح گردید. شاید در تمام تاریخ علم فصلی حزن انگیز‌تر از شب 29ماه مه 1832وجود نداشته باشد.
گالوا «تئوری گروهها» را که قبلاً بوسیله کوشی و لاگرانژ مطالعه شده بود در معادلات جبری به کار برد و گروه جانشینی هر معادله را مشخص کرد. این تئوری که امروزه تعمیم یافته و در عین حال ساده‌تر شده است برای حل مسائل گوناگون بکار می‌رود و وسیلة جستجوی بدست فیزیکدانان زمان ما داده است.

دیگر از دانشمندان بزرگ این قرن ژنرال پونسله فرانسوی می‌باشد که دارای آثاری همچون «موارد استعمال آنالیز در ریاضی» و«خواص تصویری اشکال» می‌باشد. اکتشافات پونسله باعث ترقی عظیمی در هندسه جدید گردید. وی برای اولین بار عوامل موهومی را در هندسه دخالت داد و تعبیر کرد و گذشته از آن پونسله «اصل ثنویت» و طریقة تعاکس را فراهم آورد و طریقة اخیر خود به خود هرگونه اکتشاف جدید را مضاعف می‌نماید: در حیقیقت به موجب این اصل تمام احکام هندسه تصویری دو بدو وابسته به یکدیگرند و برای رجوع از یکی به دیگری کافیست که در احکام قضایا عمل نقطه و خط را با یکدیگر عوض نمائیم. همچنین لازارکانو فرانسوی را باید نام ببریم که اکتشافات هندسی او دارای اهمیت اساسی می‌باشد.

لازار که تمام کوشش خود را برای آزاد کردن هندسه از قید آنالیز بکار می‌برد دارای آثاری نظیر «هندسه وضعی» و «مطالعات دربارة نظریة موربات» می‌باشد که در پیشرفت هندسه ترکیبی که همان باقیماندة هندسه قدما می‌باشد مؤثر واقع شد. این هندسه که از زمان دکارت به بعد مورد توجه واقع نشده بود در نتیجة اکتشافات او و نیز کشفیات پونسله و شال فرانسوی آبروی جدیدی یافت و ترقیات شگرفی نمود.

میشل شال هندسه مطلق را با اعلی‌ترین درجة هنر و استادی و با منتهای ظرافت و زیبائی به بالاترین حد ممکن ترقی داد. هدف اصلی او این بود که مسائل هندسه را بدون کمک محاسبه مطالعه نماید.

شال در سال 1834 افکار خود را در کتابی به نام «چشم انداز تاریخی» منتشر کرد که به دریافت جایزه‌ای از آکادمی بلژیک موفق شد و شهرتی فراوان کسب کرد و در اواخر عمر تئوری «مشخصات» را اختراع کرد که از طرف جامعة سلطنتی انگلستان به اخذ جایز نایل گردید.

در نیمه اول قرن نوزدهم ریاضیدان نابغة روس نیکلای ایوانویچ لوباچوسکی استاد دانشگاه قازان با شجاعت تمام مطرح نمود که: اصل اقلیدس نتیجه منطقی سایر اصول هندسه نیست و بنابراین خود را درباره «هندسه غیر اقلیدسی» به جامعه ریاضیات و فیزیک قازان تقدیم کرد. در این هندسه قبول شده است که از هر نقطه واقع در خارج یک خط بی‌نهایت خط عبور می‌کند که آن را قطع نخواهد کرد. به این ترتیب لوباچوسکی این فکر را که هندسه اقلیدسی همچون آیات آسمانی حقیقت مطلق است از میان برد و این کار قدرت فکری بی‌مانند و جرأت علمی حیرت آوری لازم داشت که نتایج آن تا ایام ما نیز روز به روز ظاهر می‌شود.

بدون شک، تردید لوباچوسکی دربارة حقیقتی که بیست و یک قرن تمام مورد تصدیق همة جهانیان بود یکی از نتایج انقلابات سیاسی و اجتماعی است که در آنوقت تمام اروپا را تحت تأثیر قرار داده بود. تقریباً در همان زمان ریاضیدان بزرگی درکشور مجارستان که تا آن موقع خارج از جریان ترقیات علمی بسر می‌برد پیدا شد که همان نتایج ریاضیدان بزرگ روسی را بدست آورد. این شخص ژان بولیه بود که اثر خود را تحت عنوان «مطالعات مقدماتی در اصول ریاضیات مطلق» دربارة هندسه غیر اقلیدسی در سال 1832 انتشار داد.

وی نیز همچون لوباچوسکی ایمان و اعتقاد قطعی به هندسه اقلیدسی را باطل دانست و راه را برای ریمان آلمانی باز کرد که بیست و دو سال بعد از این تاریخ با قدرت بی‌مانندی فتوحات دو دانشمند متقدم خود را توسعه داد.
آن هندسه غیراقلیدسی که ریمان عرضه داشت دارای مفهومی به مراتب وسیعتر از آنچه که بولیه و لوباچوسکی در نظر داشتند می‌باشد.

بعد از او نوبت به ریاضیدان روسی پانتونی چبیچف استاد دانشگاه سن‌پطرزبورگ رسید و از آن پس کرونکر پر وسی وارد این صحنه گردید. وی با توسعة قلمرو قدیمی اعداد جبری – اعدادی که می‌توانند ریشة یک معادلة جبری با ضرایب صحیح یا کسری باشند – طرح انقلابی را ریخت که مشابه با انقلاب غیر اقلیدسی‌ها دربارة علم هندسه بود.

چندی بعد ادوارد کومر آلمانی در نتیجه اختراع نوعی از اعداد که به اعداد «ایده‌آل» موسومند جایزه ریاضیات آکادمی علوم پاریس را بدست آورد. این اکتشافات او بعدها بوسیله آلمانی دیگر به نام دده کیند که آخرین شاگرد گائوس بود اصلاح شد. دده کیند توانست مسأله‌ای را که از زمان ادوکس تا آن موقع متوقف مانده بود‌، یعنی تعریف دقیق اعداد اندازه نگرفتنی را با نهایت کفایت مورد مطالعه قرار دهد.

در اینجا ذکر نام دانشمندانی نظیر شارل وایراشتراس و شارل هرمیت که در مورد توابع بیضوی کشفیات ارزشمندی نمودند ضروری می‌باشد.

وایراشتراس آلمانی در توابع آبل که تعمیم توابع بیضوی می‌باشد مطالعات فراوان کرد و تئوری توابع نامتغیر مختلط را که به وسیلة کوشی و گائوس مطالعه شده بود به باد انتقاد گرفت و موضوع را از نظر دیگری _ به وسیلة بسط توابع تحلیلی به سری‌های کامل _ مورد مطالعه قرار داد و این تئوری را بر مبانی جدیدی متکی ساخت.

هرمیت فرانسوی نخستین کسی است که توابع بیضوی را برای حل معادلات درجة پنجم به کار برد و مطالعات بسیار مشکلی دربارة حساب عالی نمود. همچنین هرمیت اصم بودن عدد پی را که در ریاضیات اهمیت بسیار دارد ثابت کرد.

از سال 1870 محصول و نتیجة ریاضیات با عدة پژوهندگان و مکتشفین در هر کشور اروپائی رو به فزونی نهاد و اتازونی که در آغاز قرن نسبت به مطالعات تکنیکی گوشه‌گیر بود به نوبة خود وارد در راه جستجو‌های تئوریکی شد. دو دانشمند نابغه یکی ژرژکانتور و دیگری هانری پوانکاره تحولات این دوره را هدایت و راهنمایی می‌نمودند.

ژرژکانتور ریاضیدان آلمانی که در روسیه تولد یافته بود با نبوغ توأم با جسارت خود در ربع آخر قرن نوزدهم و در فاصلة سالهای 1882 تا 1897 با وضع «فرضیة مجموعه‌ها» اساس هندسه اقلیدسی را که اصول موضوعة آن قریب دو هزار سال علم ریاضی را مهار کرده بود و ریاضیدانان برجسته‌ای نظیر لوباچوسکی، بولیه و ریمان در آن خللهائی پدید آورده بودند چنان در هم کوفت که در حال حاضر رویش اقلیدسی جای خود را به روشی جدید بر اساس فرضیة مذکور داده است و گمان می‌رود که درک مفاهیم ریاضی با اعمال این روش سهلتر و قطعی‌تر از آن است که اقلیدس تصور می‌کرد.
کانتور مجموعه را به دو صورت زیر تعریف کرد:

1.     مجموعه عبارت است از اجتماع اشیائی که دارای صفت ممیزة مشترک باشند. هر یک از آن اشیاء را «عنصر» مجموعه می‌گویند.

2.     مجموعه عبارت است از اجتماع اشیائی مشخص و متمایز ولی ابتکاری و تصوری.


از نقطة نظر تشکیل مجموعه‌ها تعاریف مذکور را می‌توان در یک «اصل کلی» خلاصه کرد و آن تشکیل مجموعه‌ای است که اشیاء و عناصر آن دارای خاصیت مفروضی باشند.

هنری پوانکاره یا «غول فکر ریاضی» آخرین دانشمند جهانی است که به همة علوم واقف بود و در واقع عبارت از ماحصل تمام کوششهائی بود که در قرن نوزدهم دربارة ریاضیات بعمل آمد. وی در تمام رشته‌های ریاضی نظری و عملی نبوغ خود را ظاهر ساخت و به حل بسیاری از مسائل پیچیده و مشکل موفق گردید. پوانکاره صاحب سی جلد کتاب و پانصد مقاله است که مربوط به مسائل کلاً مختلف می‌باشد. وی در بیست و هفت سالگی بزرگترین اکتشاف خود یعنی «توابع فوشین» را به دنیای دانش تقدیم نمود و برای حل معادلات دیفرانسیل که قبلاً ریاضی‌دان آلمان لازارفوکس کشفیات زیبائی در مورد آنها کرده بود کلید جدیدی بکار برد و به کمک آن نه تنها مشکل معادلات دیفرانسیل را حل کرد بلکه معماری توابع بیضوی را نیز روشن ساخت. اکتشافات وی در مبحثی از ریاضی که سابقاً‌ آنرا «تحلیل تواضع» می‌نامیدند و امروزه موسوم به «توپولوژی جبری» و از بزرگترین و مشکلترین مباحث ریاضی جدید است ارزش قاطع دارد. همچنین پوانکاره آنالیز را در مبحث نور و الکتریسته بکار برد و راه حل بسیاری از مسائل جبری را بدست داد.

بعد از پوانکاره ریاضیدان سوئدی میتاگ لفلر کارهای او ادامه داد و سپس ریاضیدان نامی فرانسوی امیل پیکارد در این راه قدم نهاد.

پیکارد هنوز بیش از بیست و چهار سال نداشت که با انتشار اثر خود درباره «توابع درست» در بین ریاضیدانان اروپا شهرت بسیار کسب کرد. در این اثر دو قضیة جدید دربارة توابع متغیر موهومی ذکر کرده و نظر بدیعی اختیار نموده بود، که نهضت جدیدی در ریاضیات ایجاد می‌کرد. وی در آنالیز روشی ابداع کرد که بوسیلة آن ممکن است بتدریج به جواب قطعی یک مسأله نزدیکتر گردید.

در اواخر قرن نوزدهم علم فیزیک ریاضی به منتها درجه تکامل خود رسید و دانش نجوم مکانیک آسمانی تکمیل گردید.

اکنون ریاضیدانان فرانسوی تنها به پرورش سنن کوشی واپرواشتراس اکتفا نمی‌کردند بلکه اکتشافات مهم گائوس دربارة مورد استعمال آنالیز در هندسه یعنی هندسه عناصر بی‌نهایت کوچک را نیز اصلاح می‌کردند. برجسته‌ترین ریاضیدانی که در این راه کوشش بسیار کرد ژوزف برتران است که دورة عظیم «حساب دیفرانسیل» را تألیف کرد و ضمن آن روش جدیدی برای مطالعة منحنیات و سطوح بدست داد.

پس از او گاستون داربو کارهای بزرگ او را ادامه داد. وی در صدد برآمد دو رشته مخالف یعنی هندسه و آنالیز ریاضی را با یکدیگر آشتی دهد. و موفق شد که نه تنها قسمت‌های مقدماتی آنالیز بلکه معادلات با مشتقات جزئی را نیز در هندسه وارد سازد. داربو نتایج حاصل را در کتاب بزرگی به نام «دروسی درباره تئوری عمومی سطوح» که کلاسیک شده است انتشار داد.

چندی بعد ریاضیدان فرانسوی کامیل ژوردان به پیروی از کارهای کروتکر دربارة تئوری گروههای گلوا کتابی در این باره انتشار داد که از لحاظ انتشار موضوع دارای اهمیت فوق‌العاده می‌باشد بطوری که تئوری گروهها همچون کلید سحرآمیزی به نظر می‌رسید که با نهایت استادی دستگاه دقیق و ظریف معادلات جبری را می‌گشود و در ساختمان آن آنقدر هنر به کار رفته بود که در عین حال در مسائل هندسی نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت، و این کار در سال 1871 به کوشش ریاضیدان آلمانی فلیکس کلاین صورت گرفت.

پل پنلوه یکی دیگر از ریاضیدانان فرانسوی مسائل زیادی راجع به معادلات دیفرانسیل حل کرد و موارد استعمالی که بعدها در مکانیک برای آن یافت کاملاً جنبة کلاسیک پیدا کرد، و در همه جا تدریس می‌شود.

همچنین در نتیجه مساعی پنلوره و پیشقدمان او بود که مکانیک بصورت علمی کامل و جامع درآمد.

ویتوولترا ریاضیدان برجستة ایتالیائی درسال 1896 معادلات انتگرال را کشف کرد و وسیلة پژوهش جدیدی بدست صنعتگران فیزیک ریاضی داد و سپس درصدد برآمد موضوع را تعمیم دهد و آنالیز جدیدی اختراع کند که دیگر از مقادیر Y و X و غیره بحث ننماید، بلکه بطور کلی توابع را در روابط وارد سازد. این اختراع جدید که «حساب توابع» نام داشت تاج سر علوم ریاضی از عهد عتیق تا زمان حال بود و در حقیقت نقطة انتهائی این تکامل محسوب می‌شد.

در اوایل قرن بیستم ماکس پلانک آلمانی و نیاز بوهر دانمارکی کوانتا را در اتم بکار بردند و طولی نکشید که نخستین فتح این تئوری ظهور کرد و آن تئوری مشهور آلبرت انیشتین آلمانی بود که معمولاً تئوری نسبیت خوانده می‌شود.

داوید هیلبرت آلمانی که از بزرگترین ریاضیدانان نیمة اول قرن بیستم و در عداد بزرگترین ریاضیدانان تمام تاریخ بشر محسوب می‌شود در سال 1899م کتابی به نام «اصول اساسی هندسی» انتشار داد که هدف آن مربوط کردن اصول موضوعة هندسه به اصول حساب برای جلوگیری از تناقضات بود.

ابداعات این مرد بزرگ در تمام شعب ریاضی اعم از جبر و هندسه و آنالیز و توپولوژی و حساب و غیره آنقدر اساسی و مهم است که شاید تا صدها سال دیگر نیز ریاضیدانان از گنجینه‌های آن بهره‌برداری کنند.

متأسفانه این دانشمند نامی که یهودی هم نبود در 81 سالگی بواسطه زجر و شکنجة عمال هیتلر در یکی از اردوگاههای اسیران جنگی درگذشت.

هنری لوبگ فرانسوی نیز یکی دیگر از ریاضیدانان بزرگ نمیه اول قرن بیستم است. وی درباره انتگرال مفهوم جدیدی بدست داد که از نظر عادی آنالیز را بکلی تغییر می‌داد. مسألة اندازه‌گیری «آنسامبل»‌ها و تئوری انتگرال لوبگ از اساسی‌ترین ترقیات دانش در نیمة اول قرن بیستم می‌باشد.

بطوری که می‌توان گفت بسیاری از ترقیات مهم آنالیز ریاضی و تئوری توابع و حساب احتمالات و آمار ریاضی و حتی دانش فیزیک مرهون این ابداع مهم می‌باشد.

موریس دوکانی ریاضیدان دیگر فرانسوی شعبه جدید هندسه به نام نوموگرافی را که ابتدا بوسیلة ریاضیدان ایتالیائی لوئیجی کره‌مونا ایجاد شده بود فوق‌العاده بسط داد.

این حکمت جدید که برای دانشمندان و مهندسین فواید بی‌شمار دارد نمودارهای ساده‌ای را که برای نمایش قوانین عادی بکار می‌رود تعمیم می‌دهد و استعمال آباک‌ها را جانشین محاسبات عددی طویل و پیچیده می‌نماید و امروزه در علم مساحی و فنون مهندسی و نقشه‌برداری و هواپیمایی و توپخانه مورد استعمال یافته است.

انتشار و ترویج تحصیلات جدید در نیمة اول قرن بیستم سبب آن شد که اتازونی از لحاظ پیشرفتهای علمی در رأس همة کشورها قرار گیرد و ترقیات شگرفی در زمینة علوم تجربی نصیب کشورهائی نظیر هند و ژاپن گردد.

با وجود این تمام تئوریهای بزرگ از قبیل کوانتا، نسبیت و مکانیکموجی از اروپای کهن یعنی کشورهای ایتالیا، انگلستان، فرانسه و آلمان سرچشمه می‌گیرد و در نتیجة رهبری ایشان بود که تجسسات علمی از حدود این کشورها تجاوز کرد و بین‌المللی گردید. لیکن بعد از جنگ جهانی دوم نهضت بزرگ برای پیشرفت مسائل نظری در ممالک متحدة آمریکای شمالی بوجود آمد و بخصوص در دانش ریاضی که مبنا و اساس تمام علوم نظری و عملی است فعالیت خارق‌العاده‌ای می‌شود، بطوری که این فعالیت در هیچیک از ممالک دیگر وجود ندارد و تنها کشوری که از این لحاظ با ممالک آمریکای شمالی رقابت فشرده‌ای داشت (اتحاد جماهیر شوروی) سابق بود که آن نیز کشوری جدید و غیر از اروپای کهن بود.

امروزه ریاضیات بیش از پیش و به نحو شگرفی در حریم سایر علوم نفوذ کرده است و نه فقط علوم نجوم و فیزیک و شیمی تحت انضباط آن درآمده‌اند بلکه اصولاً ریاضیات دانش مطلق و روح علم شده است.

تاریخچه ی ریاضیات 2

پس از سال‌ها کار، وی به نخستین کشف مهم خود رسید و چنین یافت که سیارات در حرکت خود به گرد خورشید یک مدار کاملاً دایره شکل نمی‌پیمایند بلکه همة آنها بر روی بیضی‌هایی حرکت می‌کنند که خورشید در یکی از دو کانون آنها قرار دارد.
همچنین وی در نخستین‌بار اصل ماند (اصل جبر) را در مکانیک حدس زد که بعدها بوسیلة گالیله صورت تحقیق یافت.

قرن هفدهم در تاریخ ریاضیات قرنی عجیب و معجزه‌آسا است. از فعالترین دانشمندان این قرن کشیشی پاریسی بود بنام مارن مرسن که می‌توان وی را گرانبهاترین قاصد علمی جهان دانست. این شخص اطلاعات لازم را به دانشمندان می‌داد و به ملاقات ایشان می‌رفت و هر هفته آنان را در کلبه خود جمع می‌کرد و وسیله تبادل افکارشان را فراهم می‌ساخت. و حتی برای اینکه بتواند آثار علمای مزبور را منتشر کند، شخصاً چاپخانه‌ای تهیه کرد و رابط مابین گالیله،دکارت،فرما و دیگران شد. به مدد همین اجتماعات بود که کولیر توانست آکادمی علوم پاریس را در سال 1666 تأسیس کند.

در سال 1609گالیله ریاضیات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ایتالیا تدریس می‌کرد. وی یکی از واضعین مکتب تجربی است.

مخالفت او با اصول ارسطو اشکالات بزرگی برای وی تولید کرد و می‌دانیم که در سال 1663 وی در سن هفتاد سالگی در برابر دادگاه تفتیش عقاید حاضر شد و چون بعد از کوپرینک اول کسی بود که حرکت زمین را به دور خورشید تأیید کرد محکوم گردید. وی قانون سقوط اجسام را به دست آورد و مفهوم شتاب را تعریف کرد و آن عبارت است از ازدیاد سرعت در هر ثانیه و همچنین قوانین حرکت گلوله روی سطح افقی و سطح شیبدار نیز مطالعه نمود. گالیله موفق به اختراع دوربینی گردید که هنوز هم نام او را همراه دارد.

در همان اوقات که گالیله نخستین دوربین خود را به سوی آسمان متوجه نمود در 31 مارس 1596در تورن فرانسه رنه‌ دکارت بدنیا آمد.

وی به زودی با مارن مرسسن که یکی از همکلاساش بود دوست شد و پس از یکدوره فعالیتهای نظامی و مسافرتهای متعدد به پاریس و هلنددر سال 1650 درسوئد زندگی را بدرود گفت. دکارت در میان همه کارهایش از عرضه نمودن افکار فلسفی خود در روابط بین انسان و طبیعت غفلت ننمود. کتاب وی به نام دیوپتریک که موضوع آن مسائل مربوط به مبحث نور بویژه انکسار می‌باشد جزو برجسته‌ترین آثار اوست.

نام ریاضی‌دان بزرگ سوئیسی «پول گولدن» را نیز باید با نهایت افتخار ذکر کرد. شهرت وی بخصوص بواسطه قضایای مربوط به اجسام دوار است که نام او را دارا می‌باشد و در کتابی به نام «مرکز ثقل» ذکر شده است.

دیگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پی‌یردوفرما ریاضی‌دان بزرگ فرانسوی است که در سال 1601 در بومون دوکانی متولد شد و در 1665 در کاستر درگذشت.

وی مطالعات عمیق و جالبی درباره ریاضیات مطلق و نور کرد. یکی از برجسته‌ترین آثار او «تئوری اعداد» است که وی کاملاً بوجود آورنده آن می‌باشد. در هندسه، فرما در همان زمان دکارت و مستقل از او مبانی هندسه تحلیلی را کشف کرد، گذشته از آن وی از دکارت نیز تجاوز نمود و اولین کسی است که این علم را در مورد فضای سه بعدی بکار برد.

تجسمات رفیع و استادانه او در حساب عالی است تا جائی که استدلال بعضی از قضایای او فقط یک قرن بعد بوسیله کسانی از قبیل اولرولاگرانژ باز یافته شد و یکی از قضایای او را حتی امروز نیز نتوانسته‌اند ثابت کنند.

ریاضی‌دان بزرگ دیگری که در این قرن به خوبی درخشید ژیرار دزارک فرانسوی می‌باشد که بیشتر به واسطه کارهای درخشانش در هنر معماری شهرت یافته بود. دزارک در هندسه آثاری ارزشمند دارد ومی‌توان گفت که وی راه به سوی آنچه که «هندسه جدید» نامیده می‌شود بازکرد. او نخستین کسی است که درباره اشکال هندسی تنها به روابط متری مابین کمیات اکتفا نکرد و خواص تصویری را نیز در نظر گرفت و هندسه وضعی را پدید آورد.

و بالاخره ریاضی‌دان دیگر فرانسوی یعنی روبروال را باید نام ببریم که بواسطه ترازوی مشهوری که نام او را همراه دارد همه جا معروف است.

در اواسط قرن هفدهم کم‌کم مقدمات اولیه آنالیز عناصر بینهایت کوچک در تاریکی و ابهام بوجود آمد و رفته‌رفته سر و صدای آن به گوش مردم رسید و فکرها را بدان‌ سوی متوجه ساخت. این نکته را نیز بایستی متذکر شد که مرکز ثقل علمی اروپا تغییر کرده بود:ایتالیا که مدتهای مدید درخشیده بود کم‌کم به خاموشی می‌گرائید. آلمان بلافاصله بعد از کپلر دچار جنگهای سی ساله شد و دیگر تا هنگام درخشیدن لایب نیتس گفتگوئی از آن در میان نبود.انگلستاندر انتظار پیدایش موجود مافوق بشری همچون نیوتن بود و کشور هلند به انتظار هویگنس تنها به تربیت مردان علاقمند و متبحر اکتفا می‌کرد. در این احوال کشور فرانسه اولین مقام علمی را اشغال کرده بود. کدام کشور می‌توانست مدعی وجود کسانی همچون دکارت،فرما، دزارک ، روبروال و پاسکال باشد.

بدون شک پاسکال همراه با دکارت و فرما یکی از سه ریاضی‌دان بزرگ نیمه اول قرن هفدهم بود و نیز می‌توان ارزش او را در علم فیزیک برابر گالیله دانست. او هنگامی که هنوز آنقدر کم سن بود که خط راست را میله و دایره را گردی می‌نامید بدون آنکه هرگز کتاب هندسه‌‌ای دیده باشد بسیاری از احکام سی‌ و دو قضیه اولیه اقلیدس را خود به خود کشف کرده بود. درسن شانزده سالگی کتابی درباره مقاطع مخروطی نوشت و هنوز یکی از قضایای آن به نام او مشهور است، همچنین در هیجده سالگی یعنی در سال 1641 نخستین ماشینحسابرا اختراع کرد که هنوز در کنسرواتوار صنایع و مشاغل محفوظ است.

درایتالیا آثار کاوالیری فصل جدیدی در هندسه بوجود آورد. وی در سال 1629 ایده‌آلهای ارشمیدس را تحت عنوان «هندسه غیر قابل تقسیمها» دنبال نمود و در 1635 نیز کتابی به همین نام انتشار داد. طبق نظر او هریک از اجزاء مرتباً تقسیم بدو می‌شدند و بی‌نهایت کوچک می‌گردیدند. همچنین اولین جستجوهای مربوط بهحساب بی‌نهایت کوچکها از اوست.

در نیمه دوم قرن هفدهم ریاضی بطور دقیق و کنجکاوانه‌ای دنبال شد. سه نابغه فناناپذیر این دوره یعنیاسحاق نیوتنانگلیسی، لایب نیتس آلمانی و هویگنس هلندی جهان علم را روشن کرده بودند.

اسحاقاسحاق نیوتن روز چهارم ژانویه سال 1643 در وولسی تورپ واقع در ناحیه لینکولشایر متولد شد و در بیستم مارس 1827 در گذشت. وی در هیجده سالگی جزو شاگردان مجانی وارد دانشگاه کمبریج شد و در آنجا ابتدا آثار اقلیدس و سپس هندسه دکارت را مطالعه کرد. در سال 1673 با کتاب هویگنس بنام «درباره نوسان ساعتها» که برای اولین‌بار اصول مکانیک آسمانی را شامل بود آشنائی یافت. مسلماً این کتاب موجب تقویت افکار او درباره قانون جاذبه گردید و کم‌کم می‌خواست او را بستوه آورد. در این هنگام وی تصمیم گرفت افکاری را که تا آنروز در مغز خود محفوظ داشته بود روی کاغذ آورد و بنا بر این از سال 1684 به نوشتن کتاب «اصول» مشغول شد. وی تحت عنوان «حسابفلوکسیونها» روش نوینی برای پیشرفت حساب بی‌نهایتکوچکها ایجاد نمود که باعث ترقی و توسعه علم‌القوا یا دینامیک گردید.
لایپ نیتس در سوم ژوئیه سال 1646 یعنی سه سال بعد از تولد اسحاق نیوتن در شهر لایپزیک آلمان چشم به دنیا گشود. وی درهمه بخشهای معارف بشری مطالعات عمیق کرد، و در همه آنها مطالب درجه اولی کشف نمود. ریاضیات، حقوق، مذهب، سیاست، تاریخ، ادبیات، منطق، مابعدالطبیعه و فلسفه هریک پس از دیگری توجه او را جلب کرد. در سال 1684 با انتشار مقاله‌ای درباره حساب عناصر بی‌نهایت کوچک انقلابی برپا کرد. وی در این مقاله یک منحنی را مرکب ازبی‌نهایت پاره‌خط راست که هریک بی‌نهایت کوچک بودند فرض کرده بود و اگر می‌خواست کمیتی مثل حرارت را مورد مطالعه قرار دهد که از مقداری معین تا مقداری دیگر تغییر می‌کرد چنین تصور می‌کرد که این تغییرات تشکیل یافته است از مجموع بی‌نهایت تغییرات کوچک، و این تغییرات جزئی را دیفرانسیل و مجموع آنها را انتگرال نامید. با کشف دیفرانسیل وسیله جدیدی برای تحقیق آنالیز بوجود آمد. ورود آنالیز عناصر بی‌نهایت کوچک در قلمرو علم همچون هجوم طوفان و یا موج مقاومت ناپذیری بود که به کلی دانش ریاضی را زیر و رو کرد و به آن صورت جدیدی بخشید.

هویگنس در 14 ماه آوریل 1629در شهر لاهه متولد شد. وی در تکمیل دینامیک و مکانیک استدلالی با اسحاق نیوتن همکاری کرد و عملیات مختلف آنها باعث شد که ارزش واقعی حساب انتگرال در بسط و توسعه علوم دقیقه روشن گردد. همچنین هویگنس دست به اصلاح ساعت زد و به این منظور دنباله تجسسات گالیله را گرفت.
در قرن هیجدهم دیگر تمام طوفانهای قرن هفدهم فرو نشست و تحولات این قرن عجیب به یک دوره آرامش مبدل گردید. تمام جهد و کوشش دانشمندان مصروف این می‌شد تا با وسایل جدید نتایج کشفیات اساسی متقدمین را توسعه دهند.

در اوایل این قرن موارد استعمال حساب بی‌نهایت کوچک‌ها در منحنی ‌ها و رویه ها کشف گردید و همچنین حساب احتمالات تکمیل شد، باضافه کشفیات سرشار اسحاق نیوتن درباره مکانیک آسمانی که مدتی بدون انعکاس ماند مخصوصاً به کمک دانشمندان فرانسوی بسط داده شد.

دالامبر فرانسوی آنالیز ریاضی را در مکانیک بکار برد و از روشهای آن استفاده کرد و احکامی را که تا آنزمان فقط جنبه استنتاجات هندسی داشت به معادله گذارد ومبنای تمام این بنای عظیم فقط اصل ساده‌ای بود، دالامبر با خود گفته بود: وقتی که جسمی حرکت می‌کند دلیل برآنست که نیروئی بر آن وارد می‌شود، بنابراین حتماً مابین این نیروها و تغییراتی که در حرکت ایجاد می‌شود تساوی یا تعادل وجود دارد، به عبارت دیگر گوئی که جسم با وجود حرکت در حال تعادل است.

کلرو رقیب او در 18 سالگی کتابی بنام «تفحصات درباره منحنی‌های دوانحنائی» انتشار داد و در مدت شانزده سال رساله‌ای تهیه و به آکادمی علوم تقدیم نمود که شامل مطالب جالب توجهی مخصوصاً در اطراف مکانیک آسمانی و هندسهبی‌نهایتکوچکها بود.
در اواسط این قرن هویگنس و نیوتون درباره معماری نور به موشکافی پرداختند.

اسحاق نیوتن
در ضمن آزمایشهای خود به این نتیجه رسید که نور سفید تمام انوار مختلف را شامل است وبرای امتحان صحت این موضوع اشعات رنگین مختلف را با هم مخلوط کرد و از مجموعه آنها نور سفید بدست آورد و برای اینکه استدلال خود را قوی سازد دسته‌ای از نور سفید حاصل را روی تیغه باریکی انداخت و یک سلسله حلقه‌های رنگین بدست آورد که نام حلقه‌های اسحاق نیوتن روی آنها مانده است.

ریاضی‌دانان انگلیسی سنسن و استوارت ضمن اکتشافات خود مسائل مختلفی از هندسه را استادانه مورد مطالعه قرار دادند. همچنین بروک تایلور و کولین ماکلرین کوششهای رها شدة اسحاق نیوتن را ادامه دادند. تایلور باعث توسعة فوق‌العادة آنالیز ریاضی عناصر بی‌نهایت کوچک که توسط لایب نیتس عرضه شده بود گردید و ماکلرین روش او را اصلاح کرد.

منجم انگلیسی هالی که در هندسه قدما نیز مطالعة بسیار می‌کرد آثار منلائوس و آپولونیوس را به چاپ رسانید و اولین راه حل مسألة یک مقطع مخروطی را با معلوم بودن سه نقطه ویک کانون آن به دست داد.

آبراهام مواور پروتستان فرانسوی که به انگلستان تبعید شده بود یک قضیة اصلی و اساسی دربارة اعداد موهومی ابداع کرد.

همچنین میش رول فرانسوی قضیه مهمی در جبر ابداع کرد و هموطن دیگر او آنتوان پاران هندسه تحلیلی دکارت را به فضای سه بعدی تعمیم داد. از جمله دانشمندانی که برای بسط کارهای لایب نیتس می‌کوشیدند می‌توان خانوادة برتونی را نام برد. این خانواده از اهالی آنورس بلژیک بودند که به یال از شهرهای آلمان فرار کرده بودند.

ارشد ایشان ژاک اول حساب دیفرانسیل لایب نیتس را در دانشگاه بال تدریس می‌کرد. وی از جملة کسانی است که چگونگی محاسبة انتگرالها را تعلیم می‌داد. بعد از مرگ او برادرش ژان اول جانشین وی شد.

دیگر لئونارداولر ریاضی‌دان بزرگ سوئیسی است که در 15 آوریل 1707م در شهر بال متولد شد و در 17 سپتامبر 1783م در روسیه درگذشت.

در اواخر قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم کشور فرانسه پیشرو نهضت علمی اروپا بود و این پیشرفت را باید نتیجه انقلاب کبیر سال 1789م دانست که باعث تهییج حس ملی مردم شد و علم را لازمة زندگی قرارداد و به این ترتیب جنبش جدیدی در جستجوها و کشفیات علمی بوجود آورد. نفوذ آزادی خواهانة انقلاب در عین حال که زوائد خفه کننده علم را از آن دور کرد کشور فرانسه را نیز به مقام راهنمای علمی اروپا ارتقاء داد.
ارتقاء به این مقام بواسطة وجود مردانی نظیر لاگرانژ، لاپلاس، لژاندر، مونژ، فوریه و غیره بود. عمومی شدن تحصیلات علمی و ترویج کامل آن بطور محسوسی جستجوها و کشفیات علمی را افزایش داد. به این ترتیب بهترین و مشهورترین دانشمندان فرانسه نخستین میوه‌های شیرین دوران انقلاب را می‌چیدند.

لاگرانژ از جملة بزرگترین ریاضی‌دانان تمام ادوار تاریخ بشر است. وی در 19 سالگی حساب تغییرات را اختراع کرد که روش جدیدی در آنالیز است و به کمک آن خیلی سهلتر از حساب دیفرانسیل بعضی از مسائل مربوط به ماکزیمم و مینیمم را حل کرد. وی براساس کارهای دالامبر تمام متدهای مختلفی را که تا آنروز برای حل مسائل مکانیک مورد استفاده قرار می‌گرفت جمع نمود. «مکانیک تحلیلی» او که در سال 1788م عمومیت پیدا نمود بزرگترین شاهکار وی بشمار می‌آید. همچنین در سال 1797م تئوری توابع تحلیلی خود را نوشت که فجر دوران جدید را اعلام می‌کرد. دو سال بعد «حل معادلات عددی» را انتشار داد و قدرت خویش را در سیاحت راههای جدیدی که خود برای آنالیز باز کرده بود مضاعف ساخت. این دانشمند گرانقدر که ))ناپلئون او را «هرم مرتفع علوم ریاضی» می‌نامید در دهم آوریل 1813 در ««پاریس، شهری که انقلاب زمینه افتخار را برایش تدارک دیده بود زندگی را بدرود گفت.

لاپلاس
که در تدریس ریاضی دانشسرای عالی پاریس معاون لاگرانژ بود علاقه زیاد به علوم دقیقه داشت. وی با انتشار کتبی از قبیل «تئوری تحلیلی احتمالات» (1812) و «مطالعات فلسفی دربارة احتمالات» (1814) حساب احتمالات را تکمیل نمود و از سال 1799تا سال 1825 کتابی تحت عنوان «مکانیکآسمانی» در پنج جلد انتشار داد.
گاسپارمونژ، این ریاضی‌دان انقلابی و نابغة دانشمند هنگامی که هنوز بیست سال نداشت شاخة جدید علم هندسه بنام «هندسه ترسیمی» را بوجود آورد. در این هندسه اشکال مجسم را به وسیلة دو تصویر آنها روی صفحات قائم و افقی نمایش می‌دهند و برای اینکار دو صفحة مزبور را همچون کتابی که روی میز بازمانده، باشد، بر روی یک صفحه تسطیح می‌‌نمایند. این طریقه که امروز مبنای همة ترسیمات ماشینها و معماری است نسبت به روشهای تجربی و مبهم قدیم آنقدر بزرگ و مهم بود که مونژ را وادار کردند قسم بخورد که این اکتشاف رافاش نخواهد کرد و مدت 15 سال آن را جزو اسرار نظامی مخفی کرده بودند. همچنین مونژ هندسه بی‌نهایت کوچکها را در فضای سه‌بعدی معمول کرد و پیشرفتهای زیادی به نظریة معادلات با مشتقات جزئی داد. این ریاضی‌دان بزرگ دربارة انحناء سطوح نیز کارهای مهمی دارد.

ژان بابتیست فوریه که در زمان انقلاب معلم ریاضیات بود در مسأله انتشار حرارت روش بسیار بدیع و جالبی اختراع کرد. این روش که بعدها تمام مباحث فیزیک را تحت تأثیر خود قرار داد و یکی از مهمترین مباحث آنالیز ریاضی گردید عبارت بود از گسترش توابع به سری‌های مثلثاتی که آنها را سریهای فوریه نامیدند و مطالعة عمیق دربارة آنها هنوز ادامه دارد.

یکی دیگر از دانشمندان بزرگ این قرن سیمون دنی‌پوآسون (1840_ 1781) فرانسوی و شاگرد لاپلاس می‌باشد که اکتشافات مهمی در ریاضیات کرد. وی تئوریهای مهم اولر، لاگرانژ و لاپلاس را در مورد جاذبة اسحاق نیوتنی که به تئوری پتانسیل مشهور است در مورد الکتریسیته بکار برد و از 1824 آنها را در مورد مغناطیس نیز تعمیم داد. در سال 1828 این تئوریها به وسیلة ریاضی‌دان انگلیسی جورج گرین اصلاح شد و این شخص واضع دستور مهمی بنام فرمول گرین است که تمام ریاضی‌دانان آنرا به خوبی می‌شناسند.
گاوس ریاضی‌دان شهیر آلمانی که عنوان «پرنس ریاضی‌دان» بحق شایستة اوست، این تئوریها را مورد مطالعه قرار داد و تئوری کامل مغناطیس را بوجود آورد. مقام گاوس از لحاظ علمی همتای اسحاق نیوتن و ارشمیدس است. از اکتشافات درخشان او اولین دورة هندسه دیفرانسیل می‌باشد که منظور از آن مطالعة منحنیات و سطوح در نقاط بسیار نزدیک با یک نقطة بخصوص می‌باشد. مطالعات او دربارة انحناء و ترسیم نقشه‌ها و نمایش سطوح بر صفحات، اصلی و اساسی می‌باشد.

ادامه ی مطالب را می توانید در تاریخچه ی ریاضیات ۳ بخوانید.

تاریخچه ی یاضیات 1

انسان اولیه نسبت به اعداد بیگانه بود و شمارش اشیاء اطراف خود را به حسب غریزه یعنی همانطور که مثلاً مرغ خانگی تعداد جوجه‌هایش را می‌داند انجام می‌داد. اما بزودی مجبور شد وسیلة شمارش دقیقتری بوجود آورد. لذا، به کمک انگشتان دست دستگاه شماری پدید آورد که مبنای آن 60 بود. این دستگاه شمار که بسیار پیچیده می‌باشد قدیمی‌ترین دستگاه شماری است که آثاری از آن در کهن‌ترین مدارک موجود یعنی نوشته‌های سومری مشاهده می‌شود.

سومریها که تمدنشان مربوط به حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح است در جنوب بین‌النهرین، یعنی ناحیه بین دو رود دجله و فرات ساکن بودند. آنها در حدود 2500 سال قبل از میلاد با امپراطوری سامی، عکاد متحد شدند و امپراطوری و تمدن آشوری را پدید آوردند.

در این موقع مصریها نیز در سواحل سفلای رود نیل تمدنی درخشان پدید آورده بودند. طغیان رود نیل هر سال حدود و ثغور زمینهای زراعتی این قوم را محو می‌کرد. احتیاج به تقسیم مجدد این اراضی موجب رهبری آنها به اولین احکام سادة هندسی گردید. همچنین مبادلات تجارتی و تعیین مقدار باج و خراج سالیانه آنها را وادار به توسعه علم حساب نمود این اطلاعات همگی از روی پاپیروسها و الواحی است که در نتیجه حفاریها بدست آمده و به خط هیروگلیفی می‌باشد. قدیمی‌ترین آنها که مربوط به 1800 سال قبل از میلاد است شامل چند رساله دربارة علم حساب و مسائل حساب مقدماتی می‌باشد، از آن جمله رسالة پاپیروس آهس است که درسال 1868 توسط ایسنلر مصرشناس مشهور ترجمه شد. سایر تمدنهای شرقی نظیر چینی و هندی در ترویج دانش نقش مؤثری نداشته‌اند و جز برخی نتایج پراکنده که در زیر فشار مفاهیم ماوراءالطبیعه خرد شده است چیزی از آنان در دست نیست.

قریب هزار سال پس از نابودی فرهنگ قدیم مصر و محو تمدن آَشور، یونانیان از روی مقدمات پراکنده و بی‌شکل آنها علمی پدید آوردند که در واقع به عالیترین وجه مرتب و منظم گردیده و عقل و منطق را کاملاً اقناع می‌نمود.

نخستین دانشمند معروف یونانی طالس ملطلی (639_548ق.م) است که در پیدایش علوم نقش مهمی بعهده داشته و می‌توان ویرا موجد علوم فیزیک ، نجوم و هندسه «تشابه» به او کاملاً بی‌اساس است.

در اوایل قرن ششم ق.م. فیثاغورث (572_500 قبل از میلاد) از اهالی ساموس یونان کم‌کم ریاضیات را بر پایه و اساسی قرار داد و به ایجاد مکتب فلسفی خویش همت گماشت. فیثاغورثیان عدد را بخاطر هم‌آهنگی و نظمی که دارد اساس ومبدأ همه چیز می‌پنداشتند و بر این عقیده بودند که تمام مفاهیم را به کمک آن می‌توان بیان نمود.

پس از فیثاغورث باید از زنون فیلسوف و ریاضیدان یونانی که در 490ق.م در ایلیا متولد شده است نام ببریم.

در اوایل نیمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالی کیوس فضاهایی متفرق آن زمان را گردآوری کرد و در حقیقت همین قضایا است که مبانی هندسة جدید ما را تشکیل می‌دهند.

در قرن چهارم قبل از میلاد افلاطون در باغ آکادموس در آتن مکتبی ایجاد کرد که نه قرن بعداز او نیز همچنان برپا ماند. وی ریاضیات مخصوصاً هندسه را بسیار عزیز می‌داشت، تا جائی که بر سردر مکتب خود این جمله را حک کرده بود: «هرکس هندسه نمی‌داند به اینجا قدم نگذارد». این فیلسوف بزرگ به تکمیل منطق که رکن اساسی ریاضیات است همت گماشت و چندی بعد منجم و ریاضیدان معاصر وی ادوکس با ایجاد تئوری نسبت‌ها نشان داد که کمیات اندازه نگرفتنی که تا آن زمان در مسیر علوم ریاضی گودالی حفر کرده بود هیچ چیز غیر عادی ندارد و می‌توان مانند سایر اعداد قواعد حساب را در مورد آنها بکار برد.

در این احوال اسکندر کشورها را یکی پس از دیگری فتح می‌کرد و هرجا را که بر روی آن انگشت می‌نهاد مرکزی از برای پیشرفت تمدن یونانی می‌شد.

پس از مرگ این فاتح مقتدر در 323ق.م و تقسیم امپراطوری عظیم او، مصر بدست بطلیموس افتاد و امپراطوری بطالسه را تشکیل داد. بطالسه که اسکندریه را به پایتختی برگزیده بودند تمام دانشمندان را بدانجا پذیرفتند و همین دانشمندان در صدد ایجادکتابخانة بزرگی در این شهر ساحلی برآمدند و به توسعه و تکمیل آن همت گماشتند.

اکنون به زمانی رسیده‌ایم که بایستی آنرا عصر طلائی ریاضیات یونان نامید. اهمیت فوق‌العاده این دوره به سبب ظهور سه عالم بزرگ ریاضی یعنی اقلیدس ، ارشمیدس و آپولونیوس است که هم در دوران خود و هم برای قرون بعد از خویش شهرتی عالمگیر کسب نمودند.

در قرن دوم ق.م نام تنها ریاضیدانی که بیش از همه تجلی داشت ابرخس یا هیپارک بود. این ریاضیدان و منجم بزرگ که بین سالهای 161تا 126ق.م در رودس متولد شد گامهای بلند و استادانه‌ای در علم نجوم برداشت و مثلثات را نیز اختراع کرد.

هیپارک نخستین کسی بود که تقسیم‌بندی معمولی بابلی‌ها را برای پیرامون دایره پذیرفت. به این معنی که دایره را به 360 درجه و درجه را به 60 دقیقه و دقیقه را نیز به 60 قسمت برابر تقسیم نمود و جدولی تابع شعاع دایره بدست آورد که وترهای بعضی از قوسها را می‌داد و این قدیمی‌ترین جدول مثلثاتی است که تاکنون شناخته شده است.

در سال 47ق.م که ژول سزار نیروی دریایی مصررا آتش زد، در کتابخانه بزرگ اسکندریه نیز حریقی ایجاد شد که قسمت اعظم آنرا نابود ساخت. بالاخره در سال 30ق.م به هنگام امپراطوری ملکه کلئوپاترا کشور مصریکی از ایالات امپراطوری روم شد.

در این دوره کوتاه از کشفیات جدید خبری نبود و دانشمندان متوسطی نظیر بطلیموس، منلائوس و باپوس نیز که ظهور کردند تنها به تعلیم و انتشار آثار قدما اکتفا نمودند.

بطلیموس که به احتمال قوی با امپراطوران بطالسه هیچگونه ارتباطی ندارددر تعقیب افکار هیپارک کوشش بسیار کرد.

کتاب مشهور او به نام اصلی«ترکیب ریاضی» شامل یک دستگاه هیأت بیان حرکت دورانی اجسام سماوی و یکدورة کامل مثلثاتکروی و مستقیم‌الخط و توضیح و محاسبة نمودهای حرکت بومی است. این کتاب را درسال 827 از یونانی به عربی ترجمه کردند ونام آنرا مجسطی یعنی «بسیار بزرگ» نهادند و از آن پس به همین نام باقی ماند.

منلائوس که در اواخر قرن اول میلادی در اسکندریه می‌زیست به امر امپراطور دومی سین کتابی تألیف کرد که قضیه معروف منلائوس دربارة چهارضلعی محاطی در آن ذکر شده است.

پاپوس که دورة زندگانیش در حدود 350 میلادی بوده است دارای کتابی است به نام «مجموعة ریاضیات». هدف وی از تدوین این کتاب آن بوده است که به اختصار نتایجی را که از بدو پیدایش علم هندسه تا آن زمان حاصل شده بود برای خود بیان نماید. با این حال در موارد بسیار احکام جدید و جالبی که از اکتشافات خودش می‌بود و بر آن افزود. مسألة معروف پاپوس که در همه کتابهای هندسة ما وجود دارد و قضیه بسیار مهم تعیین مرکز نقل سطوح و احجام که برخلاف واقع آنرا به گولدن نسبت داده‌اند.

در این احوال هندوستان به منزلة یک مرکز جدید روشنفکری توسعه می‌یافت و چنین به نظر می‌رسید که علم بدانجا فرار کرده و یا به عبارت بهتر فقط آنجا را مقام خود ساخته است. زیرا سابق براین در زمان یونانی‌ها نیز در آنجا وجود داشته است. علوم هندی بیش از علوم تمام ممالک دیگر که تاکنون از ایشان سخن گفتیم در خدمت مذهب بود وشامل بعضی مقدمات علم طب یعنی همانقدر که برای ساختن مشروبات مقدس کفایت می‌کردو مختصری از علوم نجومیعنی درست همان اندازه که برای تشکیل تقاویم مذهبی مورد نیاز است و اندکی هندسه، مرکب از بعضی طرق عملی که برای ساختن مسجد و محراب لازم است بیش نبود.


در نخستین قرون تاریخ چهار ریاضی‌دان مشهور در این کشور وجود داشت که عبارت بودند از:

آپاستامبا(قرن پنجم)، آریاب هاتا (قرن ششم)، براهماگوپتا (قرن هفتم) و بهاسکارا (قرن نهم) که در کتب ایشان بخصوص قواعد تناسب ساده و ربح مرکب مشاهده می‌شود. محاسبات در این کتابها جنبه شاعرانه داشت و حتی نام علم حسابرا «لیلاواتی» گذارده بودندکه معنی دلبری و افسونگری دارد! با شروع قرن دهم پیشرفت کشفیات ریاضی در هندوستاننیز متوقف گردید و مشعل فروزان علم بدست اعراب افتاد.

در سال 622م که حضرت محمدصلی الله علیه و آله وسلماز مکه هجرت فرمود در واقع آغاز شگفتی تمدن اسلام بود. اعراب که جنبش شدید خود را از سدة هفتم آغاز کرده بودند پس از رحلت پیغمبر اسلام در 632 به توسعه سرزمینهای خود پرداختند و بزودی تمام ممالک آفریقائی ساحل مدیترانه را متصرف شدند و این توسعه‌طلبی ایشان را در اروپاتا اسپانیاو در آسیاتا هندوستانکشانید و در نتیجه تماس با کشورهای مغلوب که مردم آنها غالباً دارای تمدن عالی بودند ذوق شدیدی به آموختن در ایشان بوجود آمد. لذا با سهولت و چالاکی فرهنگ ممالک دست نشانده را پذیرفتند.

در زمان مامون خلیفه عباسی تمدن اسلام بحد اعتلای خود رسید بطوری که از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن یازدهم زبان عربی علمی بین‌المللی گردید.

از ریاضی‌دانان بزرگ اسلامی یکی خوارزمیمی‌باشد که در سال 820 به هنگام خلافت مأمون در بغدادکتاب مشهورالجبر و المقابله را نگاشت.

وی در این کتاب بدون آنکه از حروف و علامات استفاده کند، حل معادلة درجه اولرا بدو طریقی که ما امروزه جمع جبری جمل و نقل آنها از یکطرف بطرف دیگر می‌نامیم، انجام داده است.

دیگر ابوالوفا (998_ 938) است که جداول مثلثاتی ذیقیمتی پدید آورده و بالاخره محمدبن هیثم(1039_ 965) معروف به الحسن را باید نام بردکه صاحب تألیفات بسیاری در ریاضیات و نجوماست.

قرون وسطی از قرن پنجم تا قرن دوازدهم یکی از دردناکترین ادوار تاریخی اروپاست. عامة مردم در منتهای فلاکت و بدبختی بسر می‌بردند. جنگهای متوالی و قتل و غارت و از طرف دیگر نفوذ کلیسا آنچنان فکر مردم را به خود مشغول داشته بود که هیچ کس فرصت آنرا نمی‌یافت که در فکر علم باشد، آری مدت هفت قرن تمام اروپا محکوم به این بود که بار گران جهل و نادانی را بر دوش کشد. در اواخر قرن دهم ژربر فرانسوی کوشید تا به کمک مطالبی که در چند مدرسه از کلیساهای بزرگ اروپا آموخته بود پیشرفت جدیدی به علوم مقدماتی بدهد. وی دستگاه مخصوص را که برای محاسبه بکار می‌رفت اصلاح کرد. این دستگاه همان چرتکه بود.

برجسته‌ترین نامهائی که در این دوره ملاحظه می‌نمائیم، در مرحله اول لئوناردیوناکسی (1220_1170) ریاضی‌دان ایتالیائی است. وی که مدتهادر مشرق زمین اقامت کرده بود، آثار برخی از دانشمندان اسلامی را از آنجا به ارمغان آورد. همچنین برای اولین بار علم جبررا در هندسهمورد استفاده قرار داد. دیگر نیکلاارسم فرانسوی می‌باشد که باید او را پیشقدم هندسه تحلیلیدانست. وی اولین کسی است که نه تنها مجذور و مکعب و توانهای چهارم و پنجم اعدادرا در نظر گرفت بلکه اعدادرا بقوای کسری از قبیل یک دوم و دو سوم و یک هفتم و غیره نیز رسانید و به عبارت دیگر وانهای کسری اعدادرا بدست آورد.

در قرن پانزدهم ترقی فنی، پیشرفت علوم نظری را تحت‌الشعاع خود را قرار داد. اختراع چاپ در سال 1440 بوسیله گوتنبرگ سبب آن شد که تعداد کتاب در جهان با سرعتی صاعقه‌آسا رو به افزایش نهد و زمینه برای مطالعة منابع علمی گذشته که کم و بیش فراموش شده بود مهیا گردد.

در قرون پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ایتالیائی و شاگردان آلمانی آنها در حساب عددی جبر و مکانیک ترقیات شایان نمودند. تارتاگلیا و کاردان در ایتالیا سنن ریاضی‌دانان عهد عتیق را از سر گرفتند.

رژیمن تانسوس آلمانی که از جمله بزرگترین منجمان این دوره است کتاب قدیمی‌ترین کتاب جالبی دربارة مثلثات نگاشت. این کتاب قدیمی‌ترین کتاب کامل مثلثات است که در مغرب‌زمین انتشار یافت. همچنین ژان‌ورتر از اهالی نورنبرگ آلمان که به هندسه قدما به خوبی مسلط بود راه‌حل عالمانه و بدیعی از یکی از مسائل ارشمیدس که موضوع آن تقسیم کره به کمک صفحه به نسبت معلومی بود بدست داد. وی در تمام قسمتهای ریاضی بخصوص مثلثات تألیفات بسیار دارد.

ریاضی‌دانان فرانسوی در اوایل قرن شانزدهم عموماً مادون ایتالیائی‌ها بودند. مشهورترین آنها یکی اورنس فین است که در هندسه بویژه در موردتربیع دایره اکتشافات تازه‌ای کرد. دیگر پی‌یرلارامه موسوم به راموس است که بیشتر از لحاظ آثار فلسفی خود شهرت یافت. با وجود این به ریاضیات نیز علاقه فراوان نشان داد تا جائی که کتابی در ستایش ریاضیات و کتاب دیگری در مقدمات حسابو هندسهتألیف کرد. بالاخره کاندال را باید نام ببریم که در مطالعات مخصوص به چند وجهی‌ها تخصص یافت.

در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه شخصی بنام فرانسواویت (1603_1540م) به پیشرفت علوم ریاضی خدمات ارزنده‌ای نمود. وی یکی از واضعین بزرگ علم جبر و مقابلة جدید و در عین حال هندسه ‌دان قابلی بود. مثلثات جدید فقط متکی‌بر زحمات اوست. هر چند بسیاری از قدما و دانشمندان جدید باری پایه‌گذاری اساس آن زحماتی کشیده‌اند، اما ترقی آن کاملاً مرهون وی است. او اولین کسی است که مثلث کروی را با معلوم بودن سه ضلع آن حل کرد و در عین حال نخستین ریاضی‌دانی است که برای حل مسأله ترسیم دایره مماس بر سه دایرة دیگر راه‌حل هندسی بدست داد و ریشه‌های معادلة درجه چهارم را ساخت.

کشور دانش خیز هلند نیز در اواخر این قرن مهد آزادی و یکی از مراکز مهم علمی جهان شده بود. آدرین‌رومن و سپس آدرین متیوس مقدار تقریبی عدد پی را محاسبه کردند و یکی دیگر از هموطنان آنان بنام وان سولن تا 30 رقم اعشار آن را بدست آورد.

همچنین انگلستان که در آغاز قرن شانزدهم برای پیشرفت علم جبرکوشیده بود اینک با کشف لگاریتم بوسیله جان نپر تئوری فن محاسبة عددی را یک قدم قطعی بجلو برد.

کوپرنیک(1543_1473)
منجم بزرگ لهستانی در اواسط قرن شانزدهم در کتاب مشهور خود بنام «دربارة دوران اجسام آسمانی» که همزمان با مرگش انتشار یافت تصویری از منظومة شمسی بدست داد که امروز هر دانش آموزی با آن آشناست:

1.     مرکز منظومة شمسی، خورشید است نه زمین.

2.     در حالی که ماه بگرد زمین می‌چرخد، سیارات دیگر، همراه با خود زمین بگرد خورشید می‌چرخند.

3.     زمین در هر 24 ساعت یکبار حول محور خود می‌چرخد نه کرة ستاره‌های ثابت.


پس از مرگ کوپرنیک در قلب اروپا، در کشور دانمارک مردی بنام تیکو براهه متولد شد که کارهای او پایه و اساس انقلاب قریب الوقوع نجوم گردید. وی نشان داد که حرکت سیارات کاملاً با نمایش و تصویر دایره‌های هم‌مرکز وفق نمی‌دهد. از آنجا که تیکو براهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه‌گیری سرگرم بود، هیچ کوشش برای تجزیه و تحلیل نتایج خود انجام نداد و این کار به یوهان کپلر که در سال آخر زندگی تیکو براهه دستیار وی بود محول گشت.

یه دلیل حجیم بودن مطالب ادامه را می توانید در تاریخچه ی ریلضیات ۲و۳ بخوانید.

داستان بازی قلعه 1

قلعه از آن جا شروع مي شود كه ما در انگلستان قرون وسطي و در نقش پسر يكي از لرد هاي منطقه هستيم پادشاه كشور به طرف سرزمين بربرها گريخته و كشور در هرج و مرج است علت اين هرج ومرج شرورش چهار سردار پادشاه است

اولين آنها رت است اين سردار ضيفي است اما در عين حال سرزمين هاي زيادي در اختيار اوست رت پسر يكي از لرد هاي منطقه است در حالي كه مادرش يك روستايي ساده بيشتر نبوده و از اين نظر اصالت ندارد رت بعدها جانشين پدرش شد رت تنها دونوع سرباز در اختيار دارد اما چون در طي بازي ما پيشرفت كرده و ميتوانيم از سلاح ها و سربازان جديد استفاده كنيم تعداد جنگهاي ما بارت بيش از ديگر شورشيان است

دومين سردار شورشي اسنيك است او يكي از لرد هاي منطقه است و ثروت زيادي دارد اما به همان اندازه خطرناك و دفل و حقه باز است او قبلا در جنگ هاي پيشين يكي از چشمهايش را از دست داده كه البته پدر شما نقش اصلي را بر عهده داشته او كنيه عجيبي نسبت به شما دارد اما فوق العاده طماع و پول پرست است در يكي از مراحل در مغابل مشروبي كه به او مدهيم براي ما سرباز ميفرستد تا با رت بجنگيم بعد از در صلح وارد ميشو ولي پادشاه رو دستگر مكنن و 3000 سكه طلا در قبال آزادي او طلب مي كنن

سومين سردار پيگ است او در بچگي به قدري زشت بود كه حتي پدر و مادرش او را نتوانستند تحمل كنند و او را در كوهستان رها كردند يك گروه دزد و راهزن او را پيدا كرد و بزرگ مي كنند او در اين گروه به يك حيوان وحشي و خونريز تبديل ميشود در پي يكي از حمله هايش به اراضي شما پدرتان و يكي از مشاوران پادشاه را دستگير كرده و پس از شكنجه فراوان مي كشد او در جنگ از تعداد بسيار زيادي سرباز استفاده مي كنداما سر انجام در قلعه اش محاصره ميشود و به بدترين شكل ممكن كشته مي شود

چهارمين سردار و قويترين اونها ولفاست او پسر يكي از لردهاي منطقه بود و بعد از پدرش جانشين او شد ولف خيلي خشن و سنگدل والبته جنگاور است او به اندازه سه سردار قبلي از فنون جنگي اطلاع داردشكست دادن او كار سختي است ما اورا در شمالي ترين سرزمين محاصره كرديم اما او انجا قلعه اي ساخته است كه از چهار لايه دفاعي تشكيل شده است اما شما با استفاده از شواليه ها مقام سرداري سپاه پادشاه اورا شكست ميدهد او حاضر نيست تسليم شود و كشته ميشود

منبع:http://www.bazicenter.com

داستان بازی Legacy of Kain

در یک منطقه جایی در سرزمین Nosgoth , سارافان (Sarafan) مقام مقدسی از کشیشان جنگجو سوگند خورد که خون آشامان را نابود کند . آنها تیرهای چوبی بر روی زمین قرار دادند و خون آشامها را بر سر این تیر های چوبی نیزه ای قرار دادند تا همه ببینند .
این صحنه از میان آبهای برکه توسط 6 نفر از اعضای دایره نهم دیده شد .
( نکته : دایره نهم گروهی از جادوگران بودند که سوگند خورده بودند تا از ( ( Pillars of nosgoth محافظت کنند . یک عمارت باستانی که عامل ایمنی این سرزمین است .)
ناگهان خون آشامی به نام Vorador در اتاق ظاهر شد و نزدیک ترین محافظ را با شمشیر خود از بین برد. سپس او با استفاده از قدرت جادویی خود به محل استراحت محافظان رفت و آنها را به گوشه ای از اتاق پرتاب کرد و به زندگی آنها خاتمه داد .
حال جادوی این معبد به نظر میرسد که برای خون آشام ها مفید باشد . چون آنها میتوانند با این قدرت جادویی محافظ خون آشام ها به نام Malek را احضار کنند تا از آنها حمایت کند .
بعد Vorador خون آخرین محافظ را نوشید و ناگهان Malek ظاهر شد ولی Vorador از پشت به او حمله کرد . Malek برای محاکمه برده شد به خاطر از دست دادن دایره قدرت .
Mortanius جادوگر ( الهه مرگ ) Malek را محکوم کرد تا ابدیت در خدمت آنها باشد و از دایره قدرت محافظت کند . بعد روح Malek گرفته شد و چهره او بصورت اسکلت درآمد .
500 سال بعد Ariel محافظ توازن ناگهان توسط قاتلی نامرئی با خنجر مورد حمله قرار گرفت و کشته شد .
بعد از این واقعه Pillars of Nosgoth شروع کرد به شکستن و تبدیل شدن از رنگ سفید به سیاه . سالها بعد در شهر Ziegstrurhl یک انسان نجیب زاده به اسم کین ( Kain ) که از این شهر رد میشد به میهمانخانه شهر رفت تا در آنجا استراحت کند . مرد میهماندار برای باز کردن در مسافرخانه نیامد چون نیمه شب بود و شهر ناامن . کین ناامیدانه و با افسردگی در حال بازگشتن بود که ناگهان توسط چندین راهزن احاطه شد . کین سعی کرد که با آنها بجنگد اما سرانجام او شکست خورد و کشته شد . در جهنم کین به هوش آمد و دید که دستان او به دو ستون زنجیر شده است . او دید شمشیری که قاتلان او در سینه او فرو کرده بودند هنوز در سینه اش است . بعد Mortanius به سمت کین آمد و گفت تو به زندگی بازگشتی تا انتقام خودت را از قاتلانت بگیری .کین نیز کورکورانه و بدون فکر حرف او را باور کرد و آنرا پذیرفت . Mortanius شمشیر را از سینه کین بیرون آورد و او را آزاد کرد و بعد شمشیر را به او داد . وقتی کین شمشیر را گرفت زره فلزی او تیره رنگ شد و موهای او فاسد و خراب و چهره او وحشتناک شد . کین از آتش های کشنده و دردناک جهنم رد شد و از آنجا خارج شد .
وقتی کین به دنیای مادی بازگشت متوجه شد که آن جادوگر در جهنم او را تبدیل به یک خون آشام کرده و او متوجه شد که نقاط ضعفی نیز پیدا کرده مثل آسیب پذیری در مقابل نور و آب .
کین راه خود را برای پیدا کردن قاتلانش ادامه داد .کین با استفاده از توانایی های جدید خود به راحتی تمامی قاتلان خود را کشت و خون آنها را برای افزایش قدرت بدنی و توانایی هایش نوشید .کین فکر کرد که حالا ماموریت او تمام شده اما Mortanius به کین گفت که این افراد تنها زیردستان قاتل اصلی او بودند نه قاتل اصلی . او کین را برای گرفتن جواب سوالاتش و فهمیدن موضوع به Pillars of Nosgoth فرستاد .
در راه به سمت Pillars کین با خود فکر کرد که چرا Mortanius هیچ هشداری نداد که او تبدیل به خون آشام میشود . اما کین این را میدانست که سوختن در آتش جهنم بسیار سخت تر است و کین با امیدواری برای رسیدن به پاسخ سوالاتش راه خود را بسوی Pillars ادامه داد .
وقتی کین به Pillars of Nosgoth رسید او زنی را در آنجا دید . او در آنجا روح Ariel کشته شده را دید که نیمی از صورت او از بین رفته و چهره او ترسناک شده بود .
Ariel به کین گفت که به دنبال قاتل او بگردد و گفت وقتی که معشوقه او Nupraptor محافظ و کنترل کننده افکار جنازه او را دیده دیوانه شده و دیوانگی او باعث دیوانه شدن بقیه محافظان نیز شده چون او کنترل کننده افکار است و دیوانگی او روی دیگران هم اثر گذاشته است . او به کین گفت که بعد از کشته شدنش Pillars از حالت عادی خارج شده و نیروهای مفید آن تبدیل به نیروهای شیطانی شده . Ariel به کین گفت که او باید تمامی محافظان Pillars را بکشد تا نیروهای آن دوباره بازیابی شوند تا دوباره سرزمین Nosgoth به حالت تعادل و اصلی خود برگردد و صلح در آن برقرار شود . کین به Ariel گفت که سرنوشت سرزمین Nosgoth برای او مهم نیست و Ariel در جواب گفت که او باید اینکار را برای خودش انجام دهد تا بتواند به حالت اولیه و انسانی خود بازگردد . و گفت توباید در ابتدا Nupraptor را بکشی . با اعتقاد به اینکه کشتن محافظان او را از نفرین و حالت خون آشامی خارج میکند کین به سمت هدفش به راه افتاد . او در طول راه به وجود یک قدرت دیگر در خود پی برد و آن قدرت قدرتی بود که باعث میشد کین بصورت خفاش در بیاید و به قسمتهای مختلف سرزمین Nosgoth پرواز کند . در ادامه راه او به شهری به نام Teincheneroe رسید . شهر نفرین شده ای که ظاهرا هیچ انسان واقعی در آن وجود نداشت . حال به عنوان یک خون آشام کین متوجه شد که خودش نیز بهتر از ساکنان آنجا نیست . او در شهر مرد عجیبی را ملاقات کرد . او به کین گفت که اگر چه تو یک بیگانه ای اما اگر با دقت به اطرافت نگاه کنی میتوانی چیزهایی را که میخواهی ببینی . بعد از گذشتن از این شهر و زمانی که کین داشت وارد شهر Vasserbunde میشد او آبشار بزرگی را دید که آب از قسمت بالای قلعه Nupraptor به پایین میریزد . وقتی که به قلعه نزدیک شد صدای جیغی را شنید . کین لبخندی زد چون به غیر از او ظاهرا کس دیگری بود که داشت شکنجه میشد و عذاب میکشید . وقتی کین داخل قلعه شد دید که Nupraptor در حال به بند کشیدن و شکنجه دادن زنان است . Petrefield و Bloodied به دیوار زنجیر شده بودند . وقتی کین دید که آنها دارند زجر زیادی میکشند به زندگی آنها خاتمه داد . او وقتی به سمت Nupraptor رفت دید که Malek از او محافظت میکند . Nupraptor به Malek گفت که آنها را تنها بگذارد و او نیز اطاعت کرد و آن دو را در اتاق تنها گذاشت .
ناگهان Nupraptor گلوله آنشین به سمت کین پرتاب کرد ولی کین خود را کنار کشید و به سمت او رفت و با یک ضربه شمشیر سر او را از بدنش جدا کرد . بعد کین سر Nupraptor را به Pillars برد تا آنرا به عنوان مدرک به Ariel نشان بدهد و به او بفهماند که وظیفه اش را انجام داده .
بعد کین وقتی به آنجا رسید سر را در مقابل ستون افکار قرار داد و ستون شروع کرد به ترمیم شدن و برگشتن به حالت سفید و سالم اولیه خود . Ariel به کین گفت که هر محافظ یک مدال دارد که آنها با قدرت این مدال با Pillars در ارتباط هستند . برای اینکه Pillars به حالت اولیه برگردد به یکی از این مدالها نیز نیازاست .بعد کین برای انجام ماموریتش به سمت قلعه Malek رفت . وقتی به محل زندگی Malek رسید با صدای عجیبی به خودش آمد . ناگهان از جانب موجوداتی روح مانند مورد حمله قرار گرفت . آنها از نظر ظاهری شبیه Malek و بسیار قوی بودند . کین در درگیری زخمی شد و از هوش رفت . وقتی به هوش آمد دید که زخمی شده و کسی نیز درآنجا نیست تا او از خونش تغذیه کند و خود را مداوا کند . کین برای اینکه از دست این موجودات نجات پیدا کند به طرف وسیله تولید کننده این موجودات رفت و آن را از بین برد . از بین بردن این وسیله باعث شد قدرت سربازها از بین برود و خود آنها نیز نابود شوند . حال کین رفت تا Malek را از بین ببرد . در حالی که کین داشت به سمت هال اصلی قلعه میرفت از راهرویی عبور کرد که پر از موجوداتی یخ زده و مرده بودند و معلوم بود که سالیان زیادی از مرگ آنها میگذرد . وقتی کین به هال بزرگ رسید Malek را دید که به سمت او می آید . کین به او حمله کرد ولی ملک ناگهان با جادوی خود دروازه ای جادویی درست کرد و وارد آن شد و ناپدید شد . کین با دست خالی و ناامید به سمت Pillars بازگشت . Ariel پس از صحبت کردن کین را به سمت معبد Oracle of Nosgoth فرستاد تا بتواند در آنجا اطلاعات بیشتری راجع به Malek بدست بیاورد . کین برای رفتن به معبد به طرف شرق قلعه Malek رفت . او برای رفتن به معبد باید از مجموعه بزرگی از غارها با راههای سردرگم و گیج کننده و خطرناک میگذشت . وقتی کین در حال گشتن غار برای راه اصلی بود به منطقه ای رسید که در آنجا دیواره جادویی محافظی قرار داشت و در کنار آن یک گیوتین با مقداری خون در اطراف آن و یک کتاب . کین شروع به خواندن کتاب کرد و او متوجه شد که اعضای دایره نهم چگونه Malek را با قدرتهای جادویی بوجود آوردند و اینکه چگونه در زمان های گذشته نیروهایی به رهبری Sarafan شروع به نابود کردن خون آشام ها کرده اند . کین کتاب را بست و دیگر به خواندن ادامه نداد . کین به اتاقی که در آن یک دیگ بزرگ قرار داشت رسید . او در آنجا Oracle را ملاقات کرد . یک پیرمرد با یک کلاه که عصایی در دست داشت . کین از او خواست تا به سوالاتش پاسخ دهد و پیرمرد از او درخواست کرد تا به اتاقش بروند تا بتواند به سوالاتش پاسخ دهد . و پیرمرد شروع کرد به گفتن این جملات :
* پادشاه Ottmar تنها امید ماست برای شکست دادن موجودات جهنمی .
* پادشاه Ottmar مفیدترین و تنها امید ما و ....
وقتی کین دید که Oracle حرفهای بیهوده ای میزند که به درد او نمیخورد حرف او را قطع کرد و گفت فقط به من بگو Malek کیست و چگونه میتوانم او را شکست دهم . پیرمرد گفت Malek آخرین نفر از گروه دایره نهم و جزو محافظان Pillars of Nosgoth است . او بسیار قدرتمند است و شکست دادن او به این آسانی نیست . او به هیچ کس اجازه نخواهد داد که به Pillars نزدیک شود . ولی Vorador را پیدا کن و از او بپرس . او راه شکست دادن Malek را میداند . کین پرسید Vorador را کجا میتواند پیدا کند و پیرمرد به او گفت که به سمت جنگل ترموجنت برو تا بتوانی او را پیدا کنی . ( Termojent Forest )
بعد ناگهان پیرمرد ناپدید شد و کین را تنها گذاشت . کین تصمیم گرفت که Vorador را پیدا کید تا در مورد نحوه شکست دادن Malek از او کمک بخواهد . کین به جنگل رسید . جایی که نور خورشید به سختی از بین درختان به زمین میرسید . کین تعجب کرد که چطور Vorador میتواند در چنین مکان ترسناک و خطرناکی زندگی کند . وقتی کین به کاخ باستانی خون آشام ها رسید از بزرگی و عظمت و تجملی که Vorador برای خودش دست و پا کرده بود متعجب شد . کین شروع به گشتن کاخ برای پیدا کردن Vorador کرد . در ادامه کین بالاخره اتاق Vorador را پیدا کرد . اتاق پر بود از زنان و مردانی که با قلابهای گوشت از دیوار آویزان شده بودند . بوی خون حس خون آشامی کین را تحریک میکرد . روی یکی از دیوارهای اتاق با خون نوشته شده بود Mausceler Dei . کین به گشتن برای پیدا کردن Vorador ادامه داد . وقتی اتاق را پیدا کرد بالاخره توانست خون آشام بزرگ Vorador را ببیند . کین وقتی Vorador را دید بسیار شوکه شد چون او بسیار شبیه او بود . Vorador بسیار خوشحال بود که توانسته بود یک خون آشام دیگر را ببیند چون در این روزها کمتر کسی پیدا میشود که Vorador بتواند او را ببیند مخصوصا یک خون آشام جوان . او جامی پر از خون به کین تعارف کرد . کین متوجه شد که Vorador فکر میکند که خون آشام ها خدا هستند و انسانها وسیله ای هستند برای ادامه زندگی خدایان . بعد Vorador شروع کرد به صحبت کردن در مورد اینکه اوچگونه 6 نفر از اعضای دایره نهم را کشته و چگونه محافظ شخصی خود یعنی Malek را از بین برده است . بعد Vorador به کین گفت که نباید در کارهای او دخالت کند وگرنه عذاب و شکنجه همیشگی نصیب او خواهد شد . سپس Vorador انگشتر خود را به کین داد و گفت اگر احتیاج به دستیار و کمک داری این حلقه به تو کمک خواهد کرد و بعد او از کین خواست که اینجا را ترک کند . و کین کاخ را ترک کرد . در خارج از کاخ Mortnius با استفاه از تلپاتی و حرف زدن در فکر کین به او گفت که سه محافظ در سمت شمال قرار دارند و آنها با استفاده از قدرت خود بر روی سرزمین Dark eden تسلط دارند . در ادامه راه کین از شهر Uschtecheim گذشت . شهری که در آنجا شایعه شده بود که سالیان سال پیش خون آشام بزرگ و جد خون آشام ها Janos Aurdron متولد شد . در این شهر او انسانها را میکشت و از خون آنها تغذیه میکرد تا اینکه یک روز قلب او از هم گسیخته شد و مرد . بعد از ترک کردن Uschtecheim کین به بهشت تاریک رفتDark Eden) ) . در آنجا کین توسط دیواره ای جادویی محاصره شد . این دیواره مدام گسترش می یافت و همه چیز را در سر راه خود از بین میبرد . کین وقتی از حفاظی که محاصره اش کرده بود رد شد هیچ آسیبی ندید . چون از قرار معلوم این حفاظ فقط بر روی موجودات زنده اثر میگذاشت . کین به راه خود ادامه داد و به قصری که 3 محافظ در آن زندگی میکردند رسید . در آنجا از بالای یکی از برجها نیروی نورانی خاصی وجود داشت که به سمت پایین می آمد . وقتی کین داخل قصر شد دید که قصر بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ظاهرش نشان می داد . کین گشت تا بالاخره با سه محافظ مواجه شد . کاهنی به نام Bane و یک کیمیاگر به اسم Anarcrothe و Dejoule . کین خوشحال شد که بالاخره به هدف خود نزدیک شد . Dejoule و Bane با دیدن کین خواستند تا با او مقابله کنند اما Anarcrothe فرار کرد و با قدرت خود Malek را احضار کرد تا از آنها محافظت کند . کین از بزدلی او بسیار خشمگین شد و او از حلقه ای که Vorador به او داده بود استفاده کرد تا خون آشام بزرگ را احضار کند . Malek اعلام کرد که بالاخره او حال میتواند با Vorador بجنگد و او را از بین ببرد تا جهان از دست عذابهای او راحت شود . Malek به Vorador گفت که او را میکشد و تکه تکه میکند و به عنوان غذا به سگهای خود میدهد . و بعد این دو دشمن شروع کردند به جنگ با هم . هر کدام قدرت خود در استفاده از مهارت های مخصوص خود را به طرف مقابل نشان میدادند و از جادوها استفاده میکردند . Vorador ناگهان تبدیل به گرگ شد و به سمت Malek پرید و .... کشته شدن Malek . بعد او به سمت Bane نیز حمله کرد و او را نیز کشت . بعد Dejoule تصمیم گرفت کین را بکشد . او با استفاده از قدرت مخصوص خود کاری کرد که زیر پای آنها شروع به جوشیدن آب کرد . کین که به آب حساس بود و از آن آسیب پذیر بود با استفاده از قدرت خود به شکل مه درآمد و از آنجا کمی دور شد . بعد Dejoule گلوله ای به سمت کین پرتاب کرد اما کین با قدرت خود قبل از اینکه گلوله به او برخورد کند آنرا کنترل کرد و گلوله را به سمت خود او پرتاب کرد . گلوله به او خورد و کشته شد . بعد کین لباس Bane و ساعت Dejoule را برداشت تا از آنها برای ترمیم Pillars استفاده کند . کین وقتی که به Pillars رسید وسایل را در جای مخصوص خود قرار داد و قسمتهای دیگری نیز ترمیم شدند . Ariel به کین گفت که محل محافظ بعدی یعنی Azimuth جایی در قلب شهر مقدس Avernus است . وقتی کین به شهر Avernus رسید خود را در شهری دید که تمامی ساختمانهای آن آتش گرفته اند و جسدهای سوخته مردم در همه جا وجود دارد . کین رفت و توانست سرچشمه این فاجعه را بیاید . یک کلیسا که تنها جایی بود که هیچ آسیبی ندیده بود و باید تمام این فاجعه ها از همین نقطه شروع شده باشد . کین داخل آنجا شد . کین پس از جستجو روح ربا را دید ( Soul Reaver ) . یک سلاح افسانه ای که با جذب کردن ارواح به قدرت خود اضافه میکرد . در قسمتهای داخلی تر کین یک کتاب پیدا کرد که اثر دست خونی یک نفر بر روی آن نقش بسته بود و بدلیل خونی که روی آن ریخته بود بسیاری از قسمتهای آن قابل خواندن نبود . کین در طول راه یک لیوان نیز پیدا کرد که عکسی با مضمون مبارزه Vorador و Malek روی آن نقش بسته بود . بعد بالاخره کین توانست Azimuth را ملاقات کند . او هیولاهای زیادی را برای مبارزه با کین ساخت اما کین همه آنها را کشت و توانست بسیار راحت Azimuth را نیز شکست دهد و او را بکشد . بعد از کشته شدن Azimuth کین چشم سوم را بدست آورد و او میتوانست از آن برای ترمیم Pillars استفاده کند . کین علاوه بر این وسیله دیگری نیز پیدا کرد که با استفاده از آن میتوانست زمان را به جلو یا عقب ببرد . وقتی که کین به Pillars رفت و قسمتی دیگر را نیز ترمیم کرد Ariel برای کین توضیح داد که چگونه Azimuth وسیله کنترل زمان را از Moebius محافظ زمان دزدیده و از آن برای در اختیار گرفتن موجودات شیطانی در زمانهای مختلف استفاده کرده . بعد Ariel در مورد موجودی به نام Nemesis صخبت کرد که در قسمتی از این سرزمین او چگونه همه چیز را نابود کرده است . او به کین گفت که باید به King ottmar در شهر Willendorf و لشکرش کمک کند تا Nemesis را از بین ببرند . چون آنها تنها کسانی هستند که میتوانند در مقابل Nemesis بایستند . وقتی کین به Willendorf رسید سعی کرد که با جادویی که او را بصورت انسان معمولی نشان میدهد داخل شهر شود ولی در دروازه ورودی جادوی او خود به خود باطل شد و جادو به او اجازه داخل شدن را نمیداد . کین در آنجا در مورد یک مقبره باستانی شنید که یکی از محل های مخفی اجداد King ottmar بوده است . کین داخل معدنی قدیمی شد و چشمه ای از خون در آنجا پیدا کرد . وقتی کین از آن خون نوشید دید که چهره او مثل انسانهای معمولی شد . حال با این تغییر قیافه کین میتوانست داخل شهر شود . کین در ادامه راه به یک کتابخانه رسید که تعداد زیادی کتاب در آنجا وجود داشت . کین به جستجو در بین کتابها پرداخت و دو کتاب نظر کین را جلب کرد . اولی کتابی بود که در مورد دایره نهم که از Pillars محافظت میکردند صحبت میکرد . کین پس از خواندن کتاب متوجه شد که Pillars of Nosgoth با قدرت خود از سرزمین Nosgoth محافظت میکند و زمانی که یکی از اعضای دایره نهم بمیرد قسمتی از Pillars از بین میرود مگر اینکه کسی جانشین او بشود . کتاب دیگر در مورد فرقه عجیبی صحبت میکرد که به اطراف سرزمین Nosgoth آمده بودند و بسیاری از مردم فریب آنها را خورده و جزو آنها شده بودند . ولی در کتاب ننوشته بود که خدایی که اعضای این فرقه پرستش میکردند چه نام داشت . کین به سمت شهر رفت و داخل شد و به سمت قصر پادشاه رفت . در داخل قصر پادشاه Ottmar کین به سمت اتاق پادشاه رفت اما یک مرد راه او را بست و به کین گفت که پادشاه عزادار است و هیچ کس را ملاقات نمیکند . کین او را گرفت و گوشه ای پرتاب کرد و به سمت اتاق پادشاه به راه افتاد . در اتاق کین پادشاه ر ادید که برای دخترش عزاداری میکند . پادشاه به کین گفت که در روز تولد دخترش او دستور داده بود که بهترین عروسک سرزمین Nosgoth را برای دخترش درست کنند و هر کس که بهترین عروسک را میساخت جایزه بزرگی نصیب او میشد . برنده عروسک سازی بود به اسم Elzavir . بعد از مدتی ناگهان دختر پادشاه روح خود را از دست داد و مانند یک عروسک بدون جان شد . پادشاه دچار افسردگی شد و به هیچ چیز جز دختر خودش فکر نمیکرد . پادشاه گفته بود که هر کس که بتواند دختر او را به حالت اولیه اش برگرداند صاحب امپراتوری او خواهد شد . کین آنجا را ترک کرد تا آن عروسک ساز را پیدا کند . کین با خود فکر کرد که با این وضعیت ارتش پادشاه نمیتوانند با Nemesis مقابله کنند چون بسیاری از سربازان برای پیدا کردن عروسک ساز عازم مکان های دیگری شده بودند . کین با پرس و جو از دیگران در مورد یک تونل شنید که او را به محل زندگی عروسک ساز یعنی Elzavir میبرد . کین برای پیدا کردن عروسک ساز به سمت شمال رفت . در دریاچه ارواح سرگردان کین قصر آن عروسک ساز را پیدا کرد و توانست با او ملاقات کند . عروسک ساز با جادوی خود عروسکهایی را برای مقابله با کین احضار کرد ولی کین همه آنها را کشت . حال نوبت خود عروسک ساز بود . کین او را نیز کشت و سر از بدنش جدا کرد .کین متوجه شد که عروسک ساز روح دختر پادشاه را در یک عروسک زندانی کرده . او عروسک را نیز برداشت . کین به willendorf بازگشت در حالی که در یک دستش سر آن عروسک ساز و در دست دیگر آن عروسک قرار داشت . جادوگران پادشاه به سرعت روح را به بدن دختر پادشاه وارد کردند و پادشاه نیز خوشحال تجدید قوا کرد و خود را برای مقابله با Nemesis آماده کرد . در میدان جنگ سربازان پادشاه و کین در مقابل Nemesis قرار گرفتند . قبل از اینکه جنگ شروع شود پادشاه با سربازان خود صحبت کرد و به آنها دلگرمی داد و جنگ شروع شد . سربازان پادشاه دلیرانه میجنگیدند اما خیلی زود توسط سربازان Nemesis از پای درمی آمدند . پادشاه نیز در جنگ کشته شد و در لحظات پایانی عمرش گفت که او نگران سرنوشت دخترش و همین طور سرزمین Nosgoth است . وقتی که همه کشته شدند کین چاره ای جز فرار نداشت . او با وسیله ای که از Azimuth بدست آورده بود و برای کنترل زمان بود توانست فرار کند . حال سرزمین Nosgoth در اختیار و تحت سلطه Nemesis بود . ناگهان زمین اطراف کین تغییر کرد و به جای آن همه خون و جسد همه جا شروع کرد به سبز شدن و روییدن گیاهان و برگشتن به حالت عادی . بعد وسیله کنترل کننده زمان در دستان کین شکست و تکه تکه شد . کین به زمان دیگری برده شده بود . کین ناگهان سردردی احساس کرد و در رویاهای خود Moebius را دید که در جمعی در نزدیکی پادشاه William قرار دارد . پس از اینکه رویاها تمام شد کین به سمت شمال و محل زندگی Nemesis رفت ولی در آنجا سرزمین پادشاه ویلیام قرار داشت و خبری از Nemesis نبود . کین در ادامه متوجه شد که به 50 سال قبل بازگشته . کین تصمیم گرفت که پادشاه جوان را بکشد تا در 50 سال بعد موجودی به نام Nemesis وجود نداشته باشد . در داخل قصر ویلیام , کین Moebius را دید که در حال صحبت کردن با ویلیام بود . با دیدن کین Moebius در مورد کین هشدار داد و به یلیام شمشیر Soul Reaver را داد و هر دو از اتاق خارج شدند . دو سرباز به سمت کین آمدند و کین با آنها مقابله کرد و آنها را کشت . بعد او به سمت ویلیام رفت و محافظانش را کشت و خود ویلیام را نیز کشت . حال کین تاریخ را تغییر داده بود . او در قصر وسیله کنترل کننده زمان دیگری پیدا کرد و به زمان خودش بازگشت . در خارج از قصر ویلیام هیچ پرچم جنگی برافراشته نبود اما یک چیز نادرست بود . از سمت جنوب صدای فریاد و شمشیر و بوی خون می آمد . شکارچیان خون آشام . کین متوجه شد که با کشته شدن پادشاه محبوب آنها یعنی ویلیام او خشم انسانها را برانگیخته و آنها به جنگ با خون آشام ها و انتقام گرفتن از آنها پرداخته اند .
در بین راه در نزدیکی شهر او صدای تشویق مردم را شنید . و توسط مردم شهر Stahlberg تشویق میشد چون باعث نابودی Nemesis شده بود . کین به سمت جمعی از مردم که در گوشه ای تجمع کرده بودند رفت . او در آنجا با کمال تعجب دید که جلاد سر Vorador را با گیوتین قطع کرده و با افتخار آنرا دردستش گرفته و به مردم نشان میدهد . حال کین تنها خون آشام سرزمین Nosgoth بود . در ادامه کین Moebius را ملاقات کرد . او به کین گفت که آینده او را دیده . او خواهد مرد . اما کین به او گفت که او از مردن باکی ندارد و او آماده مردن است . همان طور که تو آماده مردن هستی . بعد کین به سرعت به سمت Moebius حمله کرد و او را کشت و ساعت شنی که همراهش بود را برداشت . حال کین باید به سمت Pillars میرفت . کین به شکل خفاش در آمد و به سمت Pillars of Nosgoth رفت . کین در آنجا Mortanius و Anarcrothe را دید که با هم در حال بحث بودند . کین در پشت یکی از ستونها پنهان شد و به حرف آنها گوش داد . Anarcrothe به Mortanius گفت که او به آنها خیانت کرده اما Mortanius گفت که دایره نهم باید از بین برود چو نتوانسته به وظایف محوله اش عمل کند . Anarcrothe نیز در جواب گفت که دایره نهم باید پابرجا بماند و او یا باید به آنها کمک کند یا بمیرد . Mortanius نیز جواب رد داد .
Anarcrothe گلوله ای آتشین به سمت Mortanius پرتاب کرد اما ناگهان جادوگری به نام Merely ظاهر شد و گلوله آتشین را منحرف کرد و با جادوی خود Anarcrothe را کشت . کین خودش را نشان داد و گفت که Mortanius باید کشته شود تا Pillars ترمیم شده و به حالت اولیه خود بازگردد . Mortanius گفت به غیر از من Merely هم هست . اول او را بکش . جادوگر Merely با قدرت خود یک undead ساخت تا با کین مقابله کند اما کین آن موجود را از بین برد و به راحتی Merely را نیز شکست داد . کین به سمت Mortanius حمله کرد و او را نیز کشت . اما ناگهان جنازه او نبدیل به هیولای سیاه رنگ غول پیکر شد .
هیولایی که Ariel در مورد آن با کین صحبت نکرده بود . کین شمشیر خود را بیرون آورد و فریاد زد Vae Victus و به سمت آن موجود حمله کرد و بعد از مبارزه ای سخت کین موفق شد آن هیولا را شکست دهد .
کین از مدال او برای ترمیم قسمت دیگری از Pillars استفاده کرد . حال تمامی ستونها ترمیم شده بودند به غیر از ستون تعادل ( Pillars of Balance ) . کین متوجه شد که خود او آخرین نگهبان و نگهبان تعادل است . حال او دو راه بیشتر نداشت . یا خودش را بکشد و باعث ترمیم Pillars و برگشتن این سرزمین به حالت اولیه بشود و نسل خون آشام ها بطور کلی از سرزمین Nosgoth برانداخته شود یا خودش را نکشد و Pillars را به همین حالت باقی بگذارد و این سرزمین به یک مکان نفرین شده تبدیل شود . کین دید که نمیتواند از جان خود بگذرد و تصمیم گرفت که خودش را نکشد و Pillars را به حال خود بگذارد .
ستونها فروریختند و سرزمین Nosgoth برای ابدیت تبدیل به مکانی نفرین شده شد . کین به قصری که در نزدیکی Pillars قرار داشت رفت و جامی پر از خون خورد و با خود فکر کرد که : Vorador درست میگفت . خون آشام ها خدایانی هستند که وظیفه آنها حکومت بر انسانهاست .

داستان بازی PRINSE OF PERSIA 1,2

 اين هم داستان تقريبا کامل سري Prince Of Persia
داستان بازي در مورد ساعت شني وشن هاي داخل ان (sand) است كه در اين جزيره
ساخته شده.اين ساعت شني توسط ماهاراجا از اين جزيره دزديده شده وبه هند ميره و بعد كه پرنس ولشكرش به اونجا حمله مي كنند به هين ساعت دسترسي پيدا ميكنندو پرنس اونو باز ميكنه وشن ها بيرون مي ايندو...(داستان پرنس 1)
خب حالا اگه از ابتداي دموي اول پرنسكه من توي cd پرنس پيداش نكردم بگذريم كه معلوم نيست ايا پرنس داره ماجرا رو تعريف ميكنه يا نه.داستان بدين ترتييب شروع
مي شه كه پرنس با پيرمردي در حال صحبت است.
پيرمرد به پرنس ميگه در جزيره زمان ,ساعت شني ساخته شده و ماهاراجا ساعت رو از اونجا دزديده.
پرنس متوجه ميشه كه هفت سال پيش اشتباهي كرده.بله اون ساعت شني رو باز كرده.
پيرمرد به پرنس ميگه هر كسي اون ساعت رو باز كنه خواهد مرد.پرنس به پيرمرد ميگه كه براي اولين بار است تو زندگي اش ميترسه.پيرمرد به پرنس ميگه كه تو خواهي مرد و يك هيولا (داهاكا)كه نگهبان time line است تو رو ميگيره و تو ميميري.
پرنس هم تصميم ميگيره كه به جايي كه منتظر مرگ بمونه سعي كنه كه سر نوشت خودشو عوض كنه.پس به پير مرد ميگه كه به اون جزيره و به زماني كه شنها ساخته شده اند مي ره وجلوي ساخته شدن انها رو ميگيره وبنابراين وقتي كه شن ها ساخته نشوند ديگه باز كردن ساعت شني هم مشكلي ايجاد نميكنه و داهاكا هم با اون ديگه كاري نخواهد داشت.
در نهايت پيرمرد به پرنس ميگه كه برو ولي بدون كه سفر تو پايان خوشي نداره و
نميتوني سرنوشت خودت رو عوض كني.هيچ بشري نميتونه!!
با اين همه پرنس تصميم به رفتن ميگيره وسوار بر كشتي به سمت جزيره حركت ميكنه
ولي در بين راه يك كشتي به انها حمله ميكنه پس از در گيري با موجوداتي .پرنس با زني به نام shadee روبرو ميشه كه ميخواهد پرنس رو بكشه...
پرنس با shadee درگير ميشه در حين نبرد .shadee پرنس رو توي اب مي ندازه(حالا يا در حين نبرداين گونه مي شود و يا شايد shadee ازپرنس چشم ابي ما خوشش اومده و دلش نيومده اونو بكشه).به هر صورت پرنس توي اب ميافته و كشتي اش هم نابود ميشه.اب پرنس رو به جزيره مياره .
پرنس توي جزيره دوباره با shadee روبرو ميشه و shadee فرار ميكنه .پرنس اونو دنبال ميكنه .shadee وارد مكانيسمي ميشه كه اونو به زمان گذشته (زمان ايجاد شدن ماسه(sand))مي بره.پرنس اونو دنبال ميكنه و او هم به اون زمان ميره .
پرنس در حين تعقيب كردن shadee موجود ديگري رو ميبينه (كه بعدا ميفهمه خودش بوده).
پرنس در سالن اصلي قصر,shadee رو ميبينه كه داره يك زن رو به پايين مي ندازه(اما براي چه؟بازهم عجله نكنيد )پرنس بهshadee ميگه كه به اون زن كاري نداشته باش و بيا كار نيمه تماممون رو تمام كنيم.
پرنس shadee رو ميكشه و زن قرمزپوش رو نجات ميده,shadee در هنگام نابود شدن(تبديل به شن شدن)به پرنس ميگه كه :تو احمقي.تو نميدونيو نمي توني سرنوشتت رو عوض كني؟
زن قرمز پوش به پرنس ميگه كه اينجا رو ترك كن ولي پرنس ميگه من بايد امپراطور رو ببينم.
پرنس به راهش ادامه ميده تا به اتاق ساعت شني ميرسه اونجا دوباره با زن قرمز پوش روبرو ميشه .زن قرمز پوش به پرنس دوباره ميگه كه اينجا رو ترك كن.ولي پرنس به اون ميگه كه:او بايد امپراطور رو ببينه و سرنوشت خودش رو عوض كنه و بايد جلوي ساخته شدن شنها رو بگيره ولي زن قرمز پوش به پرنس ميگه كه:امپراطور امروز در حال ساختن شن ها ست وكسي رو نميبيند.در ضمن اگر تو رو ببيند,تو رو ميكشه.
ولي پرنس به اون ميگه من زندگي تو رو نجات دادم پس بايد كمكم كني.
زن قرمز پوش به پرنس ميگه كه:درب اتاق امپراطور بسته است.براي باز شدن در بايد دو مكانيسم رو فعال كنيم.پرنس از زن قرمز پوش اسمش رو ميپرسه و او ميگه:كالينا.
پرنس بعد از فعال كردن دو مكانيسم,وقتي كه به سالن اصلي ميرسه دوباره با اون موجود شبه خودش روبرو ميشه وهمچنين سرو كله داهاكا هم پيدا ميشه .داهاكا اون موجود ميگيره و ميره .بعد پرنس به اتاق ساعت شني بر ميگرده.دراونجا دوباره با كالينا روبرو مشه و به او ميگه كه اين جزيره رو رها كنه و با پرنس به بابيلون بيايد تا زندگيه جديدي روشروع كنه.
ولي كالينا قبول نميكنه و ميگه كه نميتونم
وقتي پرنس وارد اتاق امپراطور مي شه كالينا در اتاق رو مي بنده.
پرنس بهش مگه كه:چيكار ميكني.اينجوري ما رو تو تله مي ندازي.امپراطور كجاست؟
كالينا هم به سمت صندلي امپراطور ميره و دوتا شمشير رو بر مي داره.پرنس در اينجا ميفهمه كه كالينا همون امپراطوره.
كالينا به پرنس ميگه:من اميدوار بودم كه داهاكا تو رو بكشه و براي اينكه جلوي اومدن تو رو به اين جزيره بگيرم shadee رو فرستادم كه تو رو بكشه.
پرنس:اما براي چي؟
امپراطور:سرنوشت من اينه كه در زمان اينده(زمان پرنس)به دست تو كشته بشم(يعني پايان اول بازي به عبارت ديگه كالينا از پايان دوم بازي خبر نداره) و من هم براي اينكه از اين كار جلوگيري كنم و سرنوشتم رو عوض كنم بايد تو رو بكشم چون تو قبول نكردي كه از اينجا بري و امروز فقط يكي از ماها ميتونه سرنوشت خودش رو عوض كنه .
پرنس كالينا رو ميكشه و ناگهان ماسه ها همه جا رو ميگيرند پرنس ما به خيال اينكه همه چيز تموم شده به دنبال راهي مي گرده تا از جزيره خارج بشه كه ناگهان دوباره
سرو كله داهاكا پيدا ميشه .
پرنس از دست او فرار مي كنه پرنس كه بسيار متعجبه با خودش ميگه : من خودم ديدم كه امپراطور نابود شد پس نبايد شنها بوجود بيايند و نبايد در ساعت شني اون شنها باشند.
اشتباه من كجا بوده پرنس كه حسابي نا اميد شده با خودش ميگه چه چيزي توي
time line نوشته شده كه نمي تونم تغييرش بدم در حين همين نا اميدي ناگهان
نوشته هاي رو روي ديوار ميبينه (البته چه عجب كه عربي نيستند ) كه نحوه دزديده شدن ساعت شني به وسيله ماهاراجا رو بيان مي كنه .
پرنس متوجه مي شه كه ماهاراجا هم هنگامي كه به ساعت شني مي رسه به وسيله كسي كشته ميشه ولي با زدن ماسك مخصوصي شانس دوباره اي پيدا مي كنه و به زمان كشته شدن خودش مياد و اون فرد رو ميكشه و تنها با مردن بعد ديگر خودش اون ماسك از صورتش برداشته مي شه به عبارت ديگر اون ماسك شانس دوباره اي به افراد ميده (حالا از اينكه ماهاراجا از كجا ميدونسته كه كشته مي شه
ورفته وماسك رو پيدا كرده بگذريم چون در بازي هم چيزي راجبش گفته نشده)
پس پرنس تصميم مي گيره كه ماسك رو پيدا كنه و يك شانس ديگه براي متوقف كردن شنها داشته باشه بنابراين اميدوارانه به راهش ادامه ميده تا اينكه به اتاق امپراطور مي رسه.پرنس متوجه مي شه كه ....
پرنس متوجه ميشه كه با كشته شدن كالينا در زمان گذشته ماسه ها منتشر شدند و به درون ساعت شني رفته اند بنابراين خود پرنس در بوجود اوردن ماسه ها نقش داشته و تصميم مي گيره ماسك رو پيدا كنه واز كشته شدن كالينا در زمان گذشته بوسيله خودش جلوگيري كنه .
پرنس پس از پيدا كردن ماسك اونو به صورتش ميزنه و ناگهان تبديل به موجودي ميشه
كه در طول مسير بارها اونو ديده و اخرين بار هم بوسيله داهاكا نابود مي شه و متوجه
مي شه كه اون موجود در حقيقت خودش بوده .
پرنس با خودش مي گه : وقتي كه اون موجود بميره در حقيقت خودش مي ميره چون
كشته شدن در اون بعد باعث از بين رفتن خودش و تمام دوستان واشنايان اون ميشه
و متوجه ميشه در تمام اين مدت اون موجود قصد اگاه كردن او رو داشته نه كشتنش
(دايره بودن زمان ).
پرنس ما به راهش ادامه ميده درست به موازات بعد ديگر خودش در حين راه كالينا و
shadee رو مي بينه كه با هم صحبت مي كنند (لحضه قبل از رسيدن پرنس به shadee
در دفعه اول ) كه كالينابهshadee ميگه بايد به زمان پرنس بره وجلوي پرنس رو بگيره.
در ادامه دوباره كالينا و shadee رو ميبينه كه دارند با هم صحبت مي كنند .
( قبل از نبرد پرنس باshadee در قصر ) shadee به كالينا ميگه : پرنس خيلي قوي و اون
به جزيره رسيده و الان در زمان ماست كالينا عصباني ميشه وبه shadee ميگه بايد
اونو نابود كني . shadee قبول نمي كنه كه به خاطر امپراطور (كه ميخواهد سرنوشت
خودش رو عوض كنه) دوباره با پرنس درگير شه و خودش رو به خطر بياندازه بنا براين
امپراطور وshadee شروع به جنگيدن مي كنند و پرنس هم در لحضه اي ميرسد كهshadee داره امپراطور رو به پايين مي اندازد و بي خبر از همه جا shadee رو مي كشه .
(قبلا گفته شده بود).
پرنس با ماسكي كه به صورتش هست تصميم مي گيره مانع به كار انداختن دو مكانيسم در بشه ولي در اين كار موفق نميشه بنابراين وقتي در سالن اصلي قصر به خودش ميرسه ...
پرنس وقتي در سالن اصلي قصر به خودش مي رسه و داهاكا هم مياد تصميم مي گيره كه به بعد ديگر خودش اجازه عبور نده بنابر اين اين بار پرنس بدون ماسك رو مي گيره و چون بعد ديگد پرنس از بين ميره بنابراين ماسك از صورت پرنس ما جدا ميشه .(تغيير سرنوشت)
پرنس وارد اتاق ساعت شني مي شه و دوباره با كالينا روبرو مي شه و همان صحبتهاي قبلي رو انجام مي ده . البته پرنس از همه چيز خبر داره پس وارد اتاق امپراطور مي شوند و پرنس بدون هيچ مقدمه اي به سراغ صندلي امپراطور مي ره و شمشير ها رابه كناري مي اندازد . و به كالينا مي گه كه اين راه درست نيست با من به زمان حال بيا .
و شمشير ها رو به گوشه اي مي اندازد اما كالينا قبول نميكنه و ميگه كه تو زمان اينده
تو منو نابود ميكني و من بايد سرنوشتم رو عوض كنم و به طرف پ رنس حمله كنم پرنس به طرف مكانيسم حركت زمان مي ره و موفق ميشه كه در حين درگيري كالينا رو به درون ان بياندازه و خودش هم به داخل ان ميره .
وقتي كه در زمان حال پرنس به كالينا ميرسه بهش ميگه من سرنوشتم رو عوض كردم تو هم (پايان اول ) ميتوني اين كارو بكني ولي كالينا به پرنس اجازه صحبت نميده و ميگه من زندگي رو انتخاب ميكنم و تو مرگ رو پس دوباره به پرنس حمله ميكنه و هرچه
پرنس ميخواهد به كالينا توضيح دهد كالينا نميذاره و بالاخره به دست پرنس كشته
مي شه و شنها اونجا پخش مي شوند بعد از مرگ كالينا سر و كله داهاكا پيدا ميشه
پرنس با خودش ميگه :شنها اينجا هستند پس نبايد تو ساعت شني باشند پس داهاكا اينجا چه ميكنه .كه ناگهان جسد كالينا رو بر مي داره و به درون خودش
مي فرسته .
پرنس با خودش ميگه :اون چيزي كه زمان بندي شده ديگه وجود نداره وداهاكا داره كارش رو انجام ميده (و به عبارت ديگر وظيفه داهاكا در اينجا جمع كردن شنها در زمان
حال و ديگه وظيفه اش كشتن پرنس نيست) بغد داهاكا به سمت پرنس ميايد و طلسم روي سينه پرنس كه اخرين باقي مانده the sand of time رو ميگيره و ناپديد ميشه چون ديگه نبايد ماسه ها وجود داشته باشند.
پرنس با خودش ميگه من فقط خودم رو نجات ندادم بلكه the sand of time رو هم حذف كردم و ميگه سرنوشت خودمو عوض كردم پس به طرف بابيلون راه ميافته ولي اونجا رو در اتش ميبينه و با خودش ميگه كه:من چي كار كرده ام و در پايان همان گفته پيرمرد تكرار ميشه و اما پايان دوم ...
ولي پايان دوم:
پرنس وقتي در زمان حال به كالينا مي رسه به او مي گه : تو چي در time line ديدي كه نمي تونه عوضش كني و مي گه من خودم رو از دست هيولايي رها كردم تو هم مي توني سر نوشت رو عوض كني . كالينا ميگه : تو اينو ميگي ولي در time line اينگونه نوشته شده . در همين موقع دوباره داهاكا سر و كلهاش پيدا ميشه .
پرنس مي گه : نه نه ! اين امكان نداره . من نذاشتم كالينا در گذشته بميره .
ولي اين بار داهاكا با پرنس كاري نداره و به سراغ كالينا ميره .
پرنس متوجه ميشه كه با اوردن كالينا به زمان حال او را محكوم به نابودي كرده (همانطور كه در time line نوشته شده ) حالا چه به دست خودش و چه به دست داهاكا.
پرنس با شمشيري كه در دست داره به مبارزه با داهاكا مي پردازه و اونو نابود
مي كنه و در نهايت داهاكا در اب مي افته و پرنس و كالينا جزيره را ترك مي كنند
كه با هم زندگي جديدي رو در بابيلون شروع كنند ولي باز نشان ميده كه بابيلون داره تو اتيش مي سوزه و فرد سياه پوشي تاجي رو از روي زمين بر ميداره و ميگه: هر چيزي مال تو است مال من است و مال من خواهد شد .
خوب به نظر من كه خيلي داستان قوي داشت نظره شما چيه؟
منبع:www.bazicenter.com

داستان بازی جذاب Prince of Persia 3

نام بازی:Prince of Persia 3
نویسنده:amigames

نسخه جدید از سری نسخه های زیبای بازی شاهزاده ایرانی که می توان را مخلوطی از دو داستان نسخه های قبلی یعنی Warrior within و Sands of Time دانست(سه نسخه مربوط به داستان قدرت زمان هستند) که در این نسخه تقریبا تمام شخصیت های مهم دو نسخه قبل را مشاهده می کنید.





معرفی شخصیت ها:




شاهزاده(Prince):


شاهزاده ایران که در جریان تصرف ساعت و چاقوی زمان به همراه پدرش سرنوشتش تغییر کرد.او توسط وزیر بخاطر جاقوی زمان تحت تعقیب بود اما به کمک فرح وزیر را نابود کرد.اما وی با آزاد نمودن قدرت زمان به حیله وزیر باعث شده بود که داهاکا غول زمان(نگهابان فنا ناپذیر زمان) به دنبال او بیفتد و برای او نابودی او اقدام کند.سرانجام شاهزاده داهاکا را نیر به کمک کایلینا ملکه زمان نابود می کند و به شهر خود بابل باز می گردد.

شخصیت شاهزاده:فردی که مورد آزمایش سرنوشت قرار گرفت و در طی این آزمایش شخصیت خود را تکمیل نمود و چیز هایی مثل قربانی کردن افتخار و و فداکاری را آموخت

هدف شاهزاده:نجات خود و شهر و مردمش از دست شیاطین.



نفس شیطانی شاهزاده(DarkPrince):

نقس تاریک زمان که به وسیله قدرت ماسه های زمان رشد یافت و خود را در درون روح شاهزاده جای داد و هر لحظه قوی تر می شد اما سر انجام شاهزاده با آن به مبارزه پرداخت ...

شخصیت نفس تاریک شاهزاده:زیرک و مرموز

هدف نفس تاریک شاهزاده:گرفتن قدرت شاهزاده و شهر بابل.


کایلینا(Kaileena):

ملکه زمان که در جزره زمان سکونت داشت و به همراه شاهزاده به شهر بابل آمد تا سرنوشت خود را مانند شاهزاده تغییر دهد.او سر انجام تسوط وزیر کشته شد اما در انتها متوجه شد که قدرت زمان در روح او گنجایش دارد و در قالب جسم نمی توانسته از همه قدرت زمان استفاده کند و حال قدرتش کامل شده است.او در طول داستان به عنوان شرح دهنده داستان نیز می باشد.


فرح(Farah):

فرح که خود نیز یک شاهزاده بود توسط شاهزاده در نسخه اول نجات داده شد اما به علت برگردانده شدن زمان توسط شاهزاده خود فرح هیچ چیزی از این موضوع به یاد ندارد و تنها ملاقات خود را در انتهای نسخه اول با شاهزاده به یاد دارد.

حال 7 سال از آن ماجرا می گذرد و فرح به ایران آمده تا به شاهزاده کمک کند و در او را در مبارزه با شیاطین یاری کند.

شخصیت فرح:قدرت مند و سریع.شخصیت او نسبت به نسخه اول بسیار تغییر کرده است.

هدف فرح:او قصد انتقام گرفتن از شیاطین را دارد که او را به این جا کشانده اند اما نفس او فرح را وادار می کند تا ابتدا به کمک مردم و شاهزاده برود.


پیرمرد پیش گو(The old man):

فردی که از شاهزاده را از کودکی می شناخت و او را همانند فرزندش دوست داشت و تمام مدت نگران شاهزاده بود و در ابتدای نسخه دوم هم به او از سرنوشتش هشدار داد ولی در نسخه سوم به کمک وی آمد تا سرنوشت شاهزاده را عوض کند.(شاید سرنوشت شاهزاده تا حدودی در نسخه دوم عوض شده بود اما هنوز نتوانسته بود به سرنوشتی که در ذهنش بود برسد)



سربازان دشمن شاهزاده در این نسخه:

Sand Guard


Sand Archer


Sand Hound


Reptus


Chameleon


Enchantress


Illusion


Klompa


و ...


داستان بازی:

شاهزاده به همراه کایلینا ملکه زمان به شهر بابل وطن خود باز می گردد.شاهزاده سرنوشت خود را تغییر داد و موفق شد تا داهاکا را نابود کند.عده ای بر این باور بودند که شاهزاده مدال زمان را از دست داده و تنها و بدون ملکه زمان به شهر خود بازگشته است.اما این چنین نبود.شاهزاده با استفاده از نقاب خشم(Mask of wrath) به کمک کایلینا رفت و با شکست دادن داهاکا به وسیله شمشیر آبی به شهر خود بازگشت.

او در داخل مدال حرف هایی را که از پیرمرد غیب گو شنیده است را به یاد می آورد و تصویر آن را می بیند و روز های پر از رنج و خاطره را به یاد می آورد و برای رهایی از آن ها مدال را به اعماق اقیانوس پرتاب می کند.

آن ها به شهر می رسند و شهر را در آتش و خون می بینند.ناگهان کشتی توسط آتش ویران می شود و شاهزاده و کایلینا به درون آب پرتاب می شوند.آن دو خود را به چزیره می رسانند.اما کایلینا اسیر دست شیاطینی که شهر را تصرف کرده بودند می شود.شاهزاده برای نجات کایلینا دست به کار می شود.اما زمانی می رسد که شیاطین قصد کشتن کایلینا را دارند.اما سر دسته آن ها فردی بود که همه این مشکلات را برای شاهزاده فراهم کرده بود.یعنی وزیر(در نسخه اول بازی).شاهزاده توسط محافطان وزیر توسط یک زنجیر متوقف می شود.وزیر چاقوی زمان را در می آورد و کایلینا را می کشد.با آزاد شدن روح کایلینا قدرت زمان ناگهان شروع به کار می کند و همه موجودات افراد را نابود می کند و وزیر به وسیله جادو به هدف اصلی خود یعنی قدرت زیاد می رسد.شاهزاده هم چاقو زمان را بر می دارد و از آن جا خارج می شود.حال برای شاهزاده دیگر هیچ چیز نمانده است.شهر در آتش است و کایلینا هم کشته شده و شاهزاده خود را تنها در میان شیاطینی که خود او با اشتاه خودش به وجود آورده است می بیند و ناراحت و پشیمان از آنکه چرا در آن روز به حرف وزیر گوش کرد و قدرت زمان را آزاد نمود به دنبال انتقام می رود و تصمیم می گیرد که وزیر را نابود کند و شهر و مردم خود را نجات بدهد.اما در این راه او اسیر نفس شیطانی خودش می شود.تمام اوقات نفس شیطانی او شاهزاده را وسوسه به ترک سرزمین و هم پیمان شدن با دشمن می کند.اما شاهزاده گوش فرا نمی دهد و تسلیم نمی شود و به کمک فرح مردم شهر را نجات می دهد.سر انجام نیز او به کمک مردم و پیرمرد پیش گو که او را از کودکی می شناخت وزیر را نابود می کند و قدرت کایلینا را به او بر می گرداند و کایلینا هم او را از طلسمی که نفس شیطانی او برای تصرف وجود شاهزاده به کار برده بود نجات می دهد و در انتها هم شاهزاده با انجام نبرد با نفس شیطانی خویش سرنوشت خود را عوض می کند و خودش و شهر بابل را برای همیشه از دست شیاطین زمان نجات می دهد.


گرافیک بازی:

موتور گرافیکی بازی تا حدودی بر گرفته از نسخه دوم است که از قدرت های گرافیک نسخه یک نیز در آن استفاده شده است.مناظر طبیعی بسیار زیبا طراحی شده اند و مناسب با داستان کلی بازی می باشند.همچنین بر روی سایه های اجسام و ... نیز در بازی بسیار توجه شده است که این توجه را در CPU های 64 bit به خوبی مشاهده می کنید.

فیلم های کوتاه و Demo های بازی هم تا حدودی شبیه به نسخه ودم می باشد و بسیار زیبا و طبیعی هستند که این قدرت گرافیکی در demo آخر بازی به خوبی نشان داده شده است.


صدا گذاری:

موسیقی بازی با محیط و زمان بازی هم خوانی بی نظری دارد و بازیکن را به خود جلب می کند.موسیقی به هنگام نبرد ها و موسیقی Demo ها و ...

صدای شخصیت ها هم بیشتر همان صدا های قبلی می باشد و از صداهایی که در هر دو نسخه قبلی بود نیز استفاده شده است.صدا ها هم برای شخصیت ها مناسب است.به طور مثال صدای Kaileena در این نسخه که همان صدای Athena در بازی God of War می باشد.


امکانات بازی:

امکانات شاهزاده نسبت به قبل زیاد تر شده است.

او در یک دست خود چاقوی زمان و در دست دیگر شمشیر در دست دارد.

لباس او نیز با نسخه های قبل تفاوت کرده است که در ابتدای بازی مشاهده می کنید.

شاهزاده قدرت های قبلی خود مانند کنترل زمان و ... را دارد.

هم اکنون شاهزاده امکان بالا رفتن و پایین آمدن از دیوارهای به هم چسبیده و به با فاصله کم را با کمک دست ها و پاهایش دارد.(در نسخه های قبل به کمک پریدن این کار ممکن بود)

قدرت دیگر شاهزاده که از آن خیلی استفاده می شود Speed kill می باشد که دشمن را با سرعت نابود می کند که در بازی بسیار استفاده می شود(همانند عولی که شاهزاده باید با آن مبارزه کند)

شاهزاده برای بالا رفتن از دیوار و ... امکان استفاده از وسایلی مانند شمشیر را نیز دارد و می تواند به وسیله شمشیر به مکان هایی سخت بر روی دیوار برود.

همچنین تکنیک های او نیز اضافه شده است.به طور مثال یار شما می تواند در یک لحظه هنگامی که از روی دیوار می پرد بر روی حریف فن اجرا کند و او را نابود کند.

همچنین قدرت Dark Prince هم در این نسخه قابل توجه است که با استفاده از زنجیر می تواند بر روی دیوار ها راه برود و ...(همان زنجیری که شاهزاده به وسیله آن در هنگام نجات دادن کایلینا متوقف شد و با طلسمی شیطانی همانند عضوی از بدن او شد تا آن که روح کایلینا آن زنجیر را از بدن شاهزاده جدا نمود)

یکی دیگر از امکانات جدید بازی استفاده از درشکه می باشد که شاهزاده در طول بازی از آن استفاده می کند.شما می توانید با وسیله درشکه مسافت های طولانی پر از دشمن را طی کنید و درشکه های دشمن را نابود کنید و ...





امکانات داخل بازی هم نظیر دیدن فیلم های کوتاه بازی و ... با پایان بازی آزاد می شود.

همچنین در طی بازی می توانید برای آزاد شدن جوایز به دنبال Sand Credit و Life Upgrade بروید.


در کل این نسخه یکی از بهترین نسخه های بازی شاهزاده ایرانی محصول شرکت UbiSoft می باشد که انجام آن و تجربه کردن آن را به همه بازی دوستان پیشنهاد می کنم.
منبع:http://forum.p30download.com

تعیینgoogle page rank وبلاگ یا سایت شما!

برای اگاهی از امتیاز وبلاگ یا سایتتان در گوگل اینجاکلیک کنید.

ترینر بازی CALL OF DUTY 4 : MODERN WARFARE

دریافت ترینر

پسورد : www.game-trainer.mihanblog.ir

منبع:http://www.game-trainer.mihanblog.ir

ترفند های کامپیوتر 4

اگر ویندوز xp شما مشکل دارد مثلا Restart یا Hang میکند باید دوباره نصب شود یا تعمیر شود که هر دوی آینها وقت گیر است اما راه حل چیست؟؟؟ پس در Run عبارت chkdsk را type کنید بعد هر چه error در سیستم شما وجود دارد را پیدا میکند و از بین میبرد می کند بعد مشکلات شما حل می شود

با بهره گیری از این آموزش جالب میتوانید بدون نیاز به برنامه خاصی و تنها
از طریق کیبورد کامپیوترتان ، نشانگر موس موجود در صفحه مانیتور را جابجا نمایید.
این آموزش زمانی بسیار مورد استفاده قرار میگرد که نتوانیدبه هر دلیلی از
موس تان استفاده کنید.
آن وقت است که کیبوردتان جور موس را میکشد! بدین منظور: کافی است
دکمه های Shift و Alt را که در سمت چپ کیبورد قرار دارند را به همراه دکمه ی
Num Lock بزنید و سپس پنجره ی باز میشود بر روی OK کلیک کنید. حال میتوانید
با استفاده از دکمه های 2,4,6,8 سمت راست کیبورد موس را هدایت کنید
و با کلید پنج یا انتر برنامه ها را باز نمایید و یا به داخل لینکها بروید.REFIGH.BLOGFA.COM


خیلی اوقات پیش می آید که کامپیوتر شما دچار ویروسی می شود که امکان اسکن و تشخیص آن توسط آنتی ویروس وجود ندارد و یا آنکه ویروس با تشخیص نصب بودن آنتی ویروس بروی سیستمتان عملکرد آن را دچار اختلال می کند و مانع از این می شود که شما بتوانید از آنتی ویروس خود برای اسکن کامپیوتر استفاده کنید. در این شرایط چه باید کرد؟ آیا راهی وجود دارد که بتوان در این شرایط کامپیوتر را خودمان اسکن کنیم و مشکل به وجود آمده در آنتی ویروس را برطرف کرد؟ پاسخ تمامی این سوالات مثبت است! در این ترفند قصد داریم به معرفی روشی ابتکاری و در عین حال کاربردی بپردازیم که با استفاده از آن میتوانید کامپیوتر خود را شخصأ اسکن کنید و ویروس موجود را پاک کنید ، بدون بهره گیری از هیچ نوع آنتی ویروسی!

اولین قدم برای اسکن کردن کامپیوترتان نمایش فایل های مخفی در کامپیوتر می باشد.

برای انجام این کار : ابتدا با مراجعه به My Computer بروی منوی Tools کایک کنید و از منوی حاصل بروی عبارت Folder Options کلیک کنید. سپس بروی برگه View کلیک کنید و در این برگه تیک کنار عبارت های Show Hidden Files and Folders را فعال کنید و تیک کنار عبارت Hide Extensions For Known File Types را بردارید و بروی عبارت OK کلیک نمایید.
اینک از طریق مسیر C:/Windows/system32 به پوشه System32 مراجعه کنید. پس از ورود به پوشه system32 بروی منوی View کلیک کنید و از منوی حاصل عبارت Details را انتخاب کنید.
حال در پوشه system32 بروی جدا کننده Date Modified کلیک کنید و آنرا به سمت راست بکشید به طوری که تاریخ تمامی فایل ها یه طور کامل نمایش داده شود.
فایل های نمایش داده شده در پوشه system32 فایل های سیستمی مربوط به ویندوز می باشد که اکثرا با پسوند dll می باشد و این بخش معمولا مورد هدف ویروس ها و Spyware قرار می گیرد و خود را در بین این فایل ها مخفی می کنند.

اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که اکثر این فایلهای قرار گرفته در این بخش دارای یک زمان مشخص می باشد و این زمانها (مثلا 8/10/2004) معرف این می باشد که مایکروسافت در این تاریج برنامه مربوط به فایل مورد نظر را به پایان رسانیده است (ترفندستان) و در واقع این زمان ها هیچ ربطی به زمان نصب ویندوز ندارد. حال اگر ویروس و یا spyware به این بخش حمله کند زمان آن با زمان فایل های سیستمی موجود در پوشه system32 مطابق ندارد و زمانی جدید تر از زمان مربوط به فایلهای سیستمی ویندوز خواهد بود و به راحتی از طریق مشاهده زمان های قرار گرفته در Date Modified قابل تشخیص می باشد. البته نکته بسیار مهم که باید توجه شود این است که نصب یک سخت افزار جدید و یا یک نرم افزار خاص می تواند فایلی را در این بخش کپی کند که زمان آن با زمان فایل های سیستم مطابق ندارد.

پس برای اینکه فایلی را در این بخش به اشتباه پاک نکنید روشی را مطرح میکنیم که این اشتباه رخ ندهد:
اگر میان فایل های واقع در پوشه system32 به فایلی برخورد کردیدکه تاریخ آن با تاریخ فایل های سیستمی ویندوز مطابقت نداردبروی این فایل کلیک راست کنید و گزینه Properties را انتخاب نمایید. سپس در پنجره Properties بروی برگه Version کلیک کنید و در این برگه نام کمپانی و ورژن فایل مورد نظر را مطالعه کنید.
اگر اطلاعات این فایل شامل نام کمپانی و خیلی اطلاعات دیگر برایتان آشنا نبود نام فایل مورد نظر را در موتور جستجو گر گوگل تایپ کنید و اگر در نتایج جستجو به این اشاره شده بود که این فایل ویروس است حتما آن را پاک کنید ولی اگر در نتایج جستجو به آلوده بودن این فایل اشاره نشده بود این فایل به واسطه یک سخت افزار و یا نرم افزاری به وجود آمده است به نقل از صبحونه


شاید شما نیز جزو افرادی باشید که برای پخش فایل های صوتی و تصویری از نرم افزار Winamp استفاده میکنند. این نرم افزار قدیمی و محبوب در حالت پیش فرض توانایی پخش فایلهای با فرمت DAT که مربوط به فرمت تصویری ویدئوهای VCD هستند را ندارد. در این ترفند قصد داریم روشی را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید فایل هایی با فرمت DAT هم به لیست All Supported Typs این برنامه اضافه کنید تا بتوانید VCDهای خود را به وسیله Winamp تماشا کنید!


برای این کار:
ابتدا نرم افزار Winamp را باز کنید.
بر روی پوسته ی اصلی Winamp کلیک راست کرده و از منوی ظاهر شده گزینه Options را پیدا کنید.
حال اندکی موس را روی آن نگاه دارید ، منوی دیگری باز خواهد شد که از داخل آن گزینه Preferences را اتخاب کرده و بر روی آن کلیک کنید.
صفحه ی جدیدی با عنوان Winamp Preferences باز خواهد شد.در این صفحه شما در منوی سمت چپ از زیر گروه Plug-ins گزینه Input رو اتخاب کنید.
در صفحه ی سمت راست که عنوان آن Input Plug-ins می باشد (ترفندستان) روی گزینه ی Nullsoft DirectShow Decoder v1.0 دوبار کلیک کنید تا صفحه دیگری با عنوان Nullsoft DirectShow Decoder configuration باز شود.
در کادر File association چند فرمت را مشاهده می کنید. شما عبارت Dat; را دقیقأ در ادامه ی سایر فرمت ها کپی کنید ، سپس OK را بزنید و در پنجره Winamp Preferences دکمه Close را انتخاب کنید.
حال شما می توانید با باز کردن پنجره Open فایل هایی با فرمت DAT را هم ببینید و آنها را اتخاب کنید. tarfandestan.com

اين ترفند فقط روي نوكيا 6600 تست شده و كاملا جواب ميدهد . بهتر است براي خاطر اطمينان از اين ترفند چندين برنامه رو باز كنيد تايم بگيريد ببينيد چقدر طول می کشند تا باز شوند و بعد از اجراي ترفند نيز اين عمل را انجام دهيد . طبق تخميني كه من زدم حدود 25% افزايش سرعت داريم.   
 خوب مراحل را يكي يكي با هم انجام ميديم خوب دقت كنيد تا نتيجه بگيريد.
اين ترفند شامل 4 مرحله ميباشد.
مرحله 1:داخل منو شويد و برنامه to-do list را باز كنيد حالا قسمت options را زده و گزينه New To-do List را انتخاب كنيد
در قسمت subject بنويسيد
Speed
در قسمت Due Date اين تاريخ را وارد كنيد 29/01/2005
در قسمت priority گزينه high رو انتخاب كنيد.
حالا گزينه done را بزنيد .

مرحله 2 : از برنامه To-do list خارج نشويد.حالا مجددا options را بزنيد و گزينه
new to-do list را انتخاب كنيد. اينبار در قسمت subject بنويسيد qoukie
در قسمت Due Date اين تاريخ را وارد كنيد 29/01/2005
در قسمت priority گزينه low را انتخاب كنيد
حالا گزينه done را بزنيد.

مرحله 3: از برنامه خارج نشويد حالا speed را از ليست انتخاب كنيد و گزينه options را بزنيد و بعد گزينه mark as done را بزنيد. بعد qoukie را انتخاب كرده بعد options و بعد mark as done

مرحله 4: برنامه را ببنديد و گوشي خود را restart كنيد. به نقل از c100tarfand.blogfa


ممکن است شما نیز برنامه هایی را بر روی سیستم تان نصب کرده باشید که پس از مدتی ، زمان استفاده رایگان از آنها پایان میبابد. بنابراین باید اینترنت را برای یافتن کرک آن زیر و رو کنید. اما اکنون قصد داریم ترفندی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید این برنامه ها را از طریق رجیستری ویندوز کرک کنید. بدین منظور: از منوی Start وارد محیط Run شوید و در آن عبارت regedit را تایپ کنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود. حال وارد HKEY_CURRENT_USER / Software شوید و به دنبال نام برنامه مورد نظر بگردید و روی آن دوبار کلیک کنید. حال از قسمت دیگر ، بر روی Maxusage دوبار کلیک کرده و در پنجره باز شده مقدار Value آن را به 1 تغییر دهید. در پایان دقت کنید که: * این ترفند ممکن است بر روی برنامه های خاصی جواب ندهد. * در صورت عدم وجود Maxusage خودتان آن را ایجاد کنید. * این ترفند مخصوص برنامه های مدت دار است نه آنهایی که حتما برای استفاده نیاز به کرک داشته باشندc100tarfand.blogfa
 

در حال حاضر اکثر کاربران اینترنت ، نام فایرفاکس ، مرورگر محبوب وب را شنیده اند و با یکبار استفاده آن را جایگزین اینترنت اکسپلورر کرده اند. این مرورگر فوق العاده که از نظر سرعت و امنیت از هر جهت نسبت به IE برتر است در داخل خود ترفندهایی نیز نهفته است. در این ترفند قصد داریم به معرفی 12 راه برای استفاده بهتر و بهینه تر از قسمت های مختلف فایرفاکس پرداخته ایم که این مرورگر را پیش از پیش کاربردی تر میکند.


1- فضاي نمايش بيشتر
آيكون‌هاي موجود در نوار ابزار را كوچك‌تر كنيد.به اين آدرس برويد. View - Toolbars - Customize و “Use small icons ” را تيك بزنيد.

2- كلمات كليدي هوشمند
به وسيله‌ي اين ترفند مي‌توانيد موتور جست‌وجوي دلخواه خود را به موتورهاي جست‌وجوي فايرفاكس اضافه كنيد. بر روي موتور جست‌وجوي دلخواهتان راست كليك و گزينه‌ي” Add a Keyword for this search ” را انتخاب كنيد.
بعد يك اسم و يك كلمه‌ي كليدي به آن بدهيد. ( به عنوان مثال من جعبه‌ي سرچ سايت mashable را در نظر مي‌گيرم و نام آن را mashable و كلمه‌ي كليدي را هم mash انتخاب مي‌كنم. ) حال براي سرچ كلمه‌ي iphone در سايت mashable كافي است در نوار آدرس فايرفاكس “mash iphone ” را تايپ كنم و اينتر را بزنم. به همين سادگي مي‌توانيد موتورهاي جست‌وجوي ديگري را نيز به فايرفاكس اضافه كنيد.

3- ميانبرهاي صفحه كليد
يادگيري اين ميانبرها شايد وقت زيادي بگيرد. ولي وقتي آن‌ها را فرا بگيريد، گشت‌وگذار شما در اينترنت سريع‌تر مي‌شود. ليست زير پركاربردترين ميانبرها را شامل مي‌شود.
اسكرول‌بار ( page down و page up )
جست‌وجو ( Ctrl+F ) يا ( F3 )
جست‌وجوي سريع ( / )
پيدا كردن مورد بعدي ( Alt+N ) يا ( Ctrl+G )
اضافه كردن به بوكمارك ( ‍Ctrl+D )
ايجاد تب جديد ( Ctrl+T )
باز كردن آخرين تب بسته شده ( Ctrl+Shift+T )
رفتن به قسمت جست‌وجو ( Ctrl+K )
رفتن به نوار آدرس ( Ctrl+L )
بزرگ كردن اندازه‌ي متن ( Ctrl+= )
كوچك كردن اندازه‌ي متن ( Ctrl+- )
بستن تب ( Ctrl+W )
بارگذاري مجدد ( F5 )
نمايش به صورت تمام صفحه ( F11 )
رفتن به صفحه‌ي خانه ( Alt+Home )
4) تكميل آدرس به صورت خودكار.
يك ميانبر ديگر كه كاربرد آن به مانند ميانبرهاي بالا رايج نيست. در نوار آدرس ( ‍Crtl+L )، نام سايت را بدون ” WWW ” و
” com. ” تايپ كنيد. سپس Ctrl+ Enter را فشار بدهيد. قسمت‌هاي پرنشده به صورت خودكار نوشته مي‌شوند. براي ” net. ” از Shift+Enter و براي ” org. ” از Ctrl+Shift+Enter استفاده كنيد.

5- حركت در بين تب‌ها
به جاي استفاده از ماوس براي انتخاب تب‌ها، مي‌توانيد از صفحه كليد استفاده كنيد.
رفتن به تب بعدي ( Ctrl+Tab ) يا ( ‍Ctrl+ page down )
رفتن به تب قبلي ( Ctrl+Shift+Tab ) يا ( Ctrl+page up )
رفتن به تب موردنظر بوسيله‌ي انتخاب شماره‌ي آن ( Ctrl+1-9 )

6- ميانبرهاي ماوس
بازكردن در يك تب جديد ( كليك وسط بر روي لينك ) يا ( كليك چپ+Ctrl )
صفحه‌ي قبلي ( Shift+Scroll down )
صفحه‌ي بعدي ( Shift+Scroll up )
بزرگ كردن اندازه‌ي متن ( Ctrl+Scroll down )
كوچك كردن اندازه‌ي متن ( Ctrl+ Scroll up )
بستن تب ( كليك وسط بر روي تب )

7- پاك كردن آيتم‌ها از history نوار آدرس
فايرفاكس مي‌تواند به صورت خودكار، URL هايي را كه قبلا بازديد كرده‌ايد، نشان دهد. اما شايد شما نخواهيد اين URL‌ها نشان داده شوند. به نوار آدرس برويد. بر روي زبانه‌ي كوچك سمت راست آن كليك كنيد. بوسيله‌ي كليدهاي جهت‌دار صفحه كليد، URL مورد نظر خود را انتخاب و توسط تكمه‌ي delete، آن را حذف كنيد.

8- User chrome
اگر از ظاهر و امكانات فايرفاكس خود خسته شده‌ايد، مي‌توانيد بوسيله‌ي ساختن UserChrome.css ، تغييراتي در فايرفاكس ايجاد كنيد. البته كار با آن كمي پيچيده است و خواندن اين راهنما را توصيه مي‌كنم.

9) about:config
مكان اصلي براي ايجاد تغيير در فايرفاكس كه كار با آن خيلي هم پيچيده نيست. شما مي‌توانيد با تايپ about:config در نوار آدرس به اين صفحه برويد. اين قسمت تا حدودي شبيه ساختار رجيستري ويندوز میباشد و از 4 شاخه تشکیل شده است:
Prefrence Name :اين قسمت همان طور كه از ظاهرش پيداست نام دستور العمل رو يدك ميكشد.
Status : اينجا وضيعت دستور العمل را نشان میدهد كه اگر بر روی Default تنظیم شده باشد به این معناست که در حالت پیش فرض قرار دارد و در صورتی که بر روی User Set تنظیم شده باشد مشخص کننده این است که کاربر تغییری در آن ایجاد کرده.
الف - boolean : كه حالت false و true رو معرفی میکند.
ب-integer : كه مقادير عددي رو دريافت ميكند.
ج- string : كه مقادير رشته اي رو دريافت ميكند.
شاخه آخر هم value هست كه مقدار دستورالعمل رو نشان ميدهد كه ارتباط مستقيم با حالت type دارد.
لازم به ذکر است که اغلب اضافه شونده ها در این قسمت دارای Option هستند. پس ممكن است بعضي مقادير به دليل نصب اضافه شونده اي در يك مرورگر باشد و در مرورگري كه فاقد اون اضافه شونده است موجود نباشد.

10- به سايتي دلخواه در بوكمارك يك كلمه‌ي كليدي اضافه كنيد
دسترسي به سايت‌هاي موجود در بوكمارك بوسيله‌ي اين ترفند سريع‌تر مي‌شود. بر روي سايتي در بوكماركتان راست كليك و Properties را انتخاب كنيد و در كادر باز شده، فيلد keyword را با يك كلمه‌ي كليدي پر كنيد. حالا شما مي‌توانيد اين كلمه‌ي كليدي را در نوار آدرس تايپ كنيد و به سرعت وارد سايت مورد نظر شويد.

11- ميزان استفاده از RAM
اگر فايرفاكس قسمت زيادي از حافظه‌ كامپيوتر را اشغال مي‌كند، مي‌توان آن را محدود كرد. به about:config برويد. ” browser.cache ” را در قسمت F,i,l,t,e,r تايپ و ” browser.cache.disk.capacity “را انتخاب كنيد. به طور پيش‌فرض بر روي 50000 تنظيم شده است. اما شما مي‌توانيد آن‌را متناسب با مقدار حافظه‌ي كامپيوتر خود، كاهش دهيد. اگر حافظه‌ي رم شما بين 512MB تا 1GB است، 15000 را امتحان كنيد.

12- جابه‌جايي يا حذف دكمه‌ي Close Tab
آيا شما به ندرت بر روي دكمه‌ي Close موجود بر روي تب‌هاي فايرفاكس كليك مي‌كنيد؟ شما مي‌توانيد آن‌ها را جابه‌جا و يا حذف كنيد. دوباره به about:config برويد. ” browser.tabs.closeButtons ” را جست‌وجو و باز كنيد. كاربرد مقدارها در زير آمده است.
0 : دكمه‌ Close را فقط بر روي تب فعال نشان مي‌دهد.
1 : (پيش‌فرض) دكمه‌ Close را بر روي تمام تب‌ها نشان مي‌دهد.
2 : دكمه‌ي Close را نشان نمي‌دهد.
3 : يك دكمه‌ي Close در انتهاي نوار تب‌ها نشان مي‌دهد.

(با تصرف از LifeHack)
 

مایکروسافت همزمان با عرضه ویندوز ویستا ، آفیس 2007 خود را عرضه کرد. در این بسته نرم افزار ، Microsoft Word 2007 نیز با تغییرات فراوان و قابلیتهای جدید نیز منتشر شد. همچنین بسیاری از کاربران ویندوز XP نیز Word 2007 را بر روی سیستم های خود نصب کرده اند. طبعأ با عرضه هر نرم افزار جدید ، ترفندهای جدیدی نیز به آن افزوده میشود. در این ترفند قصد داریم به معرفی یک ترفند جدید و در عین حال جالب و بامزه که به شکل مخفی در نرم افزار Microsoft Word 2007 گنجانده شده است بپردازیم. لازم به ذکر است این ترفند برای اولین بار توسط وب سایت ترفندستان در میان سایت های پارسی و همچنین جزء معدود سایتهای اینترنتی است که این ترفند را بازگو میکند!


بدین منظور:
نرم افزار Microsoft Word 2007 را اجرا نمایید.
اکنون در یک صفحه خالی عبارت زیر را وارد نمایید و سپس Enter بزنید:
()lorem=
(دقت نموده که مساوی را تایپ کنید و این متن را نیز کپی نکنید و تنها در محیط Word تایپ نمایید)
خواهید دید که پس از زدن Enter جملات عجیب و غریبی بر روی صفحه ظاهر میشود!

این کار که در نسخه های قبلی Word به طریقی دیگر امکان پذیر بود ، در حدود دو سال پیش در ترفندستان به آدرس http://www.tarfandestan.com/article-94--0-0.html برای نسخه های قبلی مطرح شده بود و اینک در نسخه 2007 برنامه Word این کار به وسیله کد فوق امکان پذیر است.

دقت نمایید که تعداد سطور و پاراگراف های نمایش داده شده نیز به شکل دستی توسط خود شما قابل تنظیم است به فرمول زیر:
(تعداد سطر ها , تعداد پاراگراف ها)lorem=
به عنوان مثال برای 6 پاراگراف و 20 سطر خواهیم داشت:
(6,20)lorem=
با این کار جالب میتوانید دوستان خود را تقریبأ شگفت زده کنید!

در خصوص متنی که تقریبأ غیرقابل تشخیص است نیز باید گفت این عبارت ها که Lorem Ipsum نام دارد خود تاریخچه پیچیده ای دارد. تنها ذکر این نکته ضروری است که Lorem Ipsum متونی است که معمولأ به هنگام ساخت صفحات سایت ها و سایر پروژه ها به شکل پیش فرض و به عنوان مثالی از متن قرار میگیرد. اطلاعات کامل پیرامون Lorem Ipsum در ویکی پدیا موجود است:
http://en.wikipedia.org/wiki/Lorem_ipsum
منبع:http://chortkeh.blogfa.com
 

ترفند های کامپیوتر 3

این چند مدل گوشی های tv mobile به نام کشور کره تولید شده اند و هیچ کس از سازنده و پشتیان آنها اطلاع درستی ندارد (البته چین را می توان 95 درصد به عنوان کشور سازنده نام برد). در ضمن در ایران گارانتی ندارد و ممکن است مشکلاتی پیش بیاید که هرگز گوشی درست نشود .


برای اولین بار که وقتی tv mobile را در دستتان می گیرید متوجه می شوید که وزن کم گوشی با اندازه ی آن تناسب ندارد .


امکاناتی که این گوشی ها ادعا دارند بشرح زیر است :
1- داشتن قطعه ای بنام tv tunner برای دریافت شبکه های تلوزیونی آنالوگ

2- دارای دو اسلات ورودی سیم کارت و استفاده همزمان از دو شبکه یا دو شماره متفاوت

3- کابل خروجی برای tv و دیدن فیلم های گوشی روی تلوزیون (با دو کیفیت PAL,NTSC)

صفحه گوشی به صورت لمسی طراحی شده و در ابتدا بیننده را جذب می کند و بیننده فکر می کند با یک اسمارت فون یا پاکت پی سی طرف است ، اما این طور نیست . صفحه لمسی گوشی کاملا معیار تجاری دارد و این گوشی می توانست بدون صفحه لمسی باشد و هیچ مشکلی پیش نمی آورد زیرا یکی کیبرو و جوی استیک کامل در زیر LCD قرار دارد .


اگر ندانید که گوشی دارای قلم است پیدا کردن آن برای شما حتما سخت خواهد بود زیرا :
قلم گوشی و آنتن گیرنده آنالوگ تقریبا یکی است و با کشیدم قلم گوشی به آنتن تلوزیون می رسید !

نرم افراز برای TV mobile را خود این شرکت نا معلوم طراحی کرده و هنوز اسمی برایش پیدا نکرده اند ... و به هیچ وجه نمی توان آن را با ویندوز موبایل (Windows Mobile)شرکت ماکروسافت مقایسه کرد . ویندوز موبایل نرم افزار یا سیستم عاملی است که روی پاکت پی سی ها از جمله (i-mate,htc,Everex,…) نصب شده است و کارایی فوق العاده دارد .

ال سی دیه گوشی کیفیت و سرعت انتقال خوبی دارد اما منوی های گوشی و خود نرم افزار از گرافیک پایینی برخوردار هستند .

اکثر امکانات روی گوشی وجود داره ولی کاربری آن بسیار پایین است مثلا امکان WIFI در گوشی وجود دارد ولی به دلیل نوع نرم افزار تقریبا غیر قابل استفاده است .

قیمت گوشی های tv mobile تقریبا در حدود 250 هزار تومان است و از این لحاظ در نوع گوشی های متوسط بازار قرار دارد و به سرعت تعداد خرید آنها افزایش پیدا کرده است .

تونر پخش تلوزیون : یکی از آرزو های همه ی کاربران موبایل این بوده تا بتوانند شبکه های تلوزیون را روی موبایل دریافت کنند و تونر قرارداده شده در این گوشی ها این کار را انجام می دهد ، البته فقط برای شبکه های محلی و آنالوگ مانند شبکه های ایرانی . وقتی صحبت از Tv روی موبایل می شود اولین چیزی که به ذهن کاربر می رسد این است که می تواند هر موقع که خواست به مدت طولانی با کیفیت خوب شبکه ها را مشاهده کند اما این طور نیست . و چند عامل مهم کاربر را از دیدن تلوزیون روی موبایلش پشیمان می کند . از جمله :

1- آنتن گوشی بسیار ضعیف عمل می کند و همیشه کیفیت خوبی را نخواهد داد حتی اکثر اوقات نیاز به یک تقویت کننده از جنس آلومینویم دارد تا کیفیت بهتری را رائه دهد .

2- LCD یعد از 5 یا 6 دقیقا شدیدا داغ می کند و حس عجیبی به کاربر می دهد . البته این فقط در هنگام تلوزیون نیست و در هنگام پخش هر فایل تصویری همین مشکل وجود دارد .

3- اگر شما در حدود 20 تا 30 دقیقه تلوزیون تماشا کنید دیگر ذخیزه باطری ای وجود ندارد تا کارهای دیگری با گوشی تان انجام دهید ، و خلاصه این که باطری شما همیشه مقدار کمی ذخیره دارد و هر لحظه امکان خاموش شدن گوشی وجود دارد و این ریسک بزرگی است برای کسانی که از موبایل برای کارهای مهم استفاده می کنند .

لازم به ذکر است که تلوزیون ایران هر چند در لیست کشور های منوی گوشی وجود ندارد ولی اکثر شبکه های قابل دسترس هستند البته با شرایط ذکر شده .

به طور خلاصه یکی دیگر از ترفند های تبلیغاتی و تجاری شرکت سازنده همین TV tunner است .

دوربین گوشی :
دوربین 2 مگاپیکسی ای که در این گوشی یا گوشی ها وجود دارد کیفیت متوسطی دارند و در نرم افزار نیز انواع حالت های عکاسی و کیفیت ها قرار داده شده .
کیفیت صدا :
یکی از مولفه هایی که در خرید گوشی توسط یک شخص مد نظر قرار می گیرید درجه صدای گوشی است و این که صدا چقدر بلندی دارد ، اما نباید به بلندی صدا توجه داشت معیاری که در tv mobile هم وجود دارد و فقط باید نوع صدا و کیفیت خروجی باید مورد بررسی قرار گیرد . گرچه Tv mobile صدایی در حد یا کمی پایین تر از k750 دارا است اما اسپیکر آن کیفیت مطلوبی ندارد و گاهی اوقات در شلوغی ها به طور قطع حس نمی شود .

نصب برنامه روی TV Mobile :
اصلا به فکر این کار نباشید هرچند اگر خواستید این کار را بکنید هم نمی توانید زیرا برنامه وجود ندارد تا روی آن نصب کنید !!
در نتیجه باید گفت همیشه گوشی ای را انتخاب کنید که از تک تک اجزا و امکانات آن باخبر باشید و به جزئیات بیشتر توجه کنید .

تمامی کاربران مبتدی و پیشرفته آگاه هستند ؛ زدن کلید PrtScr و سپس Paste کردن در محیطی مانند Paint. در ویندوز ویستا هم این کار امکان پذیر است ، اما همان طور که مشخص است این روش چندان مطلوب نیست چرا که عکس از کل صفحه گرفته میشود در نتیجه بسیاری ترجیح میدهند از نرم افزارهای مرتبط استفاده کنند. اما ویندوز ویستا تدبیری بسیار عالی را در این زمینه اندیشیده است و ابزاری با توانایی های بالا را برای گرفتن عکس از صفحه مانیتور را در خود گنجانده است. در این ترفند قصد داریم به معرفی ابزار Snipping Tool ویندوز ویستا که اکثرأ کاربران از آن بی خبرند بپردازیم.

بدین منظور:
بر روی دکمه Start کلیک کنید.
در داخل فیلد جستجوی موجود در منوی Start ، عبارت snip را وارد کنید.
پس از ظاهر شدن Snipping Tool بر روی آن کلیک کنید.
خواهید دید که پنجره این ابزار باز میشود.
با انتخاب دکمه New چهار گزینه خواهید داشت که هر کدام (ترفندستان) برای گرفتن عکس از صفحه برای یک منظور خاص است:
Free-form Snip به شما امکان عکس برداری از یک محدوده بدون قاعده را میدهد.
Rectangular Snip به منظور عکس برداری از یک محدوده مستطیلی استفاده میشود.
Windows Snip اجازه عکس برداری از پنجره ای که اکنون باز است را به شما میدهد.
و در آخر نیز Full-screen Snip از کل صفحه مانیتور عکس میگیرد.

پس از گرفتن عکس از صفحه ، تصویر شما در Clipboard ویندوز ذخیره میشود. اکنون شما میتوانید با استفاده از یک نرم افزار ویرایش عکس همانند Paint ویندوز ، تصویر خود را با انجام عمل Paste بازیابی کنید.
 

در رجیستری ویندوز امکان انجام کارهای فراوانی وجود دارد اما اکثرأ کاربران به علت پیچیدگی این قسمت از ویندوز چندان با آن آشنایی ندارند. یکی از کارهای جالبی که میتوان به وسیله رجیستری صورت داد اجرای اتوماتیک یک برنامه پس از روشن شدن بعدی کامپیوتر است. بدین صورت که با تنظیم برنامه مورد نظر از طریق رجیستری میتوان سیستم را طوری تنظیم کرد که تنها پس از روشن شدن بعدی سیستم و فقط برای یکبار ، برنامه مورد نظر را پس از بالا آمدن ویندوز اجرا کند. این کار برای سیستم هایی که از چند کاربر استفاده میکنند میتواند بسیار کاربرد داشته باشد. در این ترفند قصد داریم به معرفی روش انجام این کار بپردازیم.

بدین منظور:

از منوی Start وارد Run شده و در آن عبارت regedit را وارد کرده و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
حال به آدرس زیر بروید:
HKEY_LOCAL_MACHINE/SOFTWARE/Microsoft/Windows/CurrentVersion/RunOnce
اکنون از قسمت دیگر پنجره ، در قسمتی از فضای خالی راست کلیک کرده و از New گزینه String Value را انتخاب کنید و نام آن را به دلخواه انتخاب کنید.
حال مقدار رشته ای ساخته شده دوبار کلیک کنید. در پنجره باز شده در قسمت Value Data آدرس برنامه ای که میخواهید اجرا شود را وارد کنید. دقت کنید آدرس به فایل اجرایی برنامه که exe است ختم شود.
به عنوان مثال برای اجرای اتوماتیک نرم افزار Firefox در هنگام روشن شدن بعدی سیستم ، در Value Data آدرس را به شکل D:Program FilesMozilla Firefoxfirefox.exe وارد کنید (ترفندستان).
پس از وارد کردن آدرس فایل ، OK کرده و رجیستری را ببندید.
پس از رستارت سیستم خواهید دید برنامه انتخابی شما تنها یکبار پس از اینکار اجرا خواهد شد.


همواره گرفتن آمار از کارکردی که شما با کامپیوتر داشته اید عمل جذابی بوده است! به همین دلیل شاید شما نیز دوست داشته باشید که بدانید به فرض در یک ماه اخیر ، از کدام یک از نرم افزارهایی که در درون ویندوز نصب کرده اید بیشتر استفاده کرده اید و از کدام کمترین استفاده را داشته اید. این موضوع میتواند علاوه بر جنبه اطلاع رسانی ، مفید نیز باشد. چرا که میتوانید برنامه های زائد نصب شده روی سیستم را نیز بنا بر میزان استفاده خود شناسایی کنید. این کار به وسیله خود ویندوز XP امکان پذیر است اما بسیاری از کاربران از این ویژگی جالب بی خبرند. هم اکنون قصد داریم به معرفی این ترفند جالب بپردازیم.

برای این کار:

از منوی Start به Control Panel بروید.
بر روی Add or Remove Program دوبار کلیک کنید تا پنجره مربوطه باز شود.
هم اکنون شما لیست کامل نرم افزارهای نصب شده بر روی ویندوز خود را مشاهده میکنید.
حال کافی است بر روی یکی از برنامه ها ، به دلخواه ، کلیک کنید. خواهید دید که اطلاعات دیگری به گزینه مربوطه افزوده خواهد شد.
اکنون در داخل کادری که به حالت انتخاب در آمده است (ترفندستان) و در قسمت Used ، ممکن است یکی از موارد rarely ، occasionally ، frequently را مشاهده کنید.
در صورتی که کلمه rarely درج شده بود این بدان معناست که شما از این برنامه یا اصلاً استفاده نکرده اید و یا بندرت از آن استفاده کرده اید.
همچنین اگر به عبارت occasionally برخوردید ، در این صورت شما از برنامه بعضی اوقات و گهگاه استفاده میکنید.
و نهایتأ اگر کلمه frequently را مشاهده کردید درخواهید یافت که از این برنامه به وفور و بارها و بارها استفاده کرده اید.

در قسمت Last Used On نیز میتوانید تاریخ آخرین استفاده از برنامه را مشاهده کنید که در نوع خود این نیز جالب است.
 

ابتدا REGEDIT را اجرا نمایید .حالا بدنبال این کلید بگردید :
HKEY_LOCAL_MACHINE\Software\Microsoft\Windows NT\Current Version\Winlogin\SpecialAccounts\UserList
حالا برای هر USER که می خواهید نامش را مخفی نمایید یک متغیر DWORD بنام همان کاربر بسازید . و مقدار آنرا برابر با صفر قرار دهید . از برنامه خارج شوید و restart نمایید . bia2amniat.blogfa

 


در اين مقاله قصد دارم شما را با يك ترفند جالب آشنا سازم. حتما شما با قابليت Windows Pictures and Fax Viewer در ويندوز XP آشنايي كامل داريد. اين قابليت سبب ميشود شما بتوانيد بدون نياز به نرم افزار خاصي تصاوير موجود در سيستم خود را مشاهده نماييد و قابليتهايي نظير بزرگنمايي و تغيير زاويه تصوير و ... را به شما ارائه ميدهد. بسياري از افراد از اين قابليت استفاده ميكنند و در كارهاي عادي اين قابليت بسيار مفيد و مناسب ميباشد. گروه ديگري از كاربران نيز استفاده از نرم افزار هايي نظير ACD See و ... را براي اين كار ترجيح ميدهند.
قابليت Windows Pictures and Fax Viewer به صورت پيش فرض در ويندوز وظيفه نمايش فايلهاي تصويري را ( از قبيل JPEG و Bitmap  و GIF و ... ) به عهده دارد و زماني كه شما بر روي فايل تصويري دوبار كليك نماييد اين ابزار اجرا گشته و فايل را به شما نمايش ميدهد ( البته اگر از پيش وظيفه نمايش فايلهاي تصوير به نرم افزار ديگري سپرده نشده باشد ).
اما ممكن است اين كار براي تمام كاربران جالب نباشد و گروهي از كاربران تمايل داشته باشند كه تنها خودشان و با كمك نرم افزار مرور تصويري كه تنها خود ميتوانند از آن استفاده نمايند ( مانند ACD See كه براي اجرا با رمز عبور محافظت شده است و يا محدود گشته است يا ...  ) ، فايلهاي تصويري را در سيستم خود مشاهده نمايند .
با كمك اين آموزش شما قادر خواهيد بود به سادگي اين كار را انجام دهيد و كاري كنيد كه فايلهاي تصويري در سيستم شما دقيقا همانند يك فايل ناشناس در آيند و تنها بتوانيد آنها را با نرم افزار هايي مانند ACD See و ... مشاهده و ويرايش و ...  نماييد. در واقع با غير فعال نمودن قابليت Windows Pictures and Fax Viewer ،  ديگر با دوبار كليك روي فايلهاي تصويري ابزار اجرا نشده و در نتيجه فايل قابل مشاهده نخواهد بود. در اين حالت قابليت Thumbnails View نيز غير فعال خواهد شد. البته توجه داشته باشيد كه اگر به لحاظ امنيتي قصد استفاده از اين ترفند را داريد بايد حتما به عنوان كاربر Admin  موارد محدود سازي را به دقت اعمال و تنظيم نماييد.
پس با ادامه آموزش همراه باشيد.
توجه :  قبل از انجام ترفند حتما از نصب يك نرم افزار مرور تصوير در سيستم خود ( نظير ACD See يا ... )  مطمئن شويد و نيز وظيفه نمايش پيش فرض فايلهاي تصويري را از آن صلب نماييد.
انجام اين ترفند بسيار ساده ميباشد. براي شروع مراحل زير را دنبال نماييد :
ابتدا از طريق منوي Start ابزار Run را اجرا نماييد.
سپس در آن عبارت زير را نوشته و بر روي دكمه OK كليك نماييد :
regsvr32 /u shimgvw.dll

اگر عبارت را صحيح وارد نماييد پس از فشردن دكمه OK با پيغام زير مواجه خواهيد شد ( در اين پيغام بر روي OK كليك نماييد ) :


پس از اين كار اگر به فايلهاي تصويري خود مراجعه نماييد و روي آنها دوبار كليك نماييد ، مشاهده خواهيد كرد كه هيچ عملي انجام نخواهد شد و فايل به نمايش در نخواهد آمد.
ضمنا اگر دقت نماييد خواهيد ديد كه قابليت Thumbnails View نيز غير فعال شده است  و ويندوز فايل را به صورت Thumbs نمايش نخواهد داد.
اگر به هر دليلي قصد بازگشت به حالت عادي را داشتيد ، ميتوانيد با اجراي دستور زير در Run وضعيت را به حالت اول بازگردانيد ( يعني قابليت را مجددا فعال نماييد ) :P30WORD.COM
regsvr32 shimgvw.dll

زمان روشن بودن کامپیوتر بعد از آخرین خاموش کردن اون :
از منوی Start گزینه run را انتخاب کرده و در آن عبارت cmd را تایپ کنید . سپس در پنجره داس مانندی که باز می شه عبارت system info را تایپ کرده و enter را بزنید . بعد از مدت کوتاهی اطلاعاتی به شما داده می شه که یکی از اونها زمان روشن بودن کامپیوتر هست ، همچنین در این اطلاعات لیستی از آپدیت های نصب شده رو ویندوز هم قابل مشاهده هست 


 آهنگی مخفی در ویندوز :
اگر ویندوز به طور خودکار کارت صدای شما رو بشناسه شما بعد از نصب ویندوز موزیکی می شنوید . برای دسترسی به این موزیک کافیه به آدرس زیر بروید و روی فایل title دوبار کلیک کرده تا یک آهنگ 5 دقیقه ای رو بشنوید :
C:\WINDOWS\system32\oobe\images

 

برنامه ای مخصوص طراحی فونت ، لوگو و آیکون :
بله ، یه همچین برنامه ای در ویندوز موجود هست ولی بصورت مخفی . برای دستیابی به این برنامه کافیه در قسمت run ویندوز عبارت eudcedit را تایپ کرده و enter کنید تا برنامه اجرا شود .

 
ابزاری برای ساخت پسورد :
ساخت یه پسورد مطمئن کار هر کسی نیست . ویندوز اکس پی قابلیتی پنهای برای ایجاد یک پسورد بصورت تصادفی ( random ) را داره . برای استفاده از این ابزار کافیه در run عبارت cmd را تایپ کرده و در پنجره داس مانند عبارت زیر رو وارد کنید :
net user administrator /random
حالا ویندوز برای شما (برای یوزر Administrator) یه پسورد قدرتمند می سازه ! 


نام های غیر مجاز :
هیچ می دونستید شما در ویندوز نمی تونید فولدر هایی با نام PRN, AUX, CLOCK$, NUL, COM1, COM2, COM3, COM4, COM5, COM6, COM7, COM8, COM9, LPT1, LPT2, LPT3, LPT4, LPT5, LPT6, LPT7, LPT8, LPT9 , CON ایجاد کنید ؟roialdata.‌BLOGFA

 

ممکن است این مسئله برای شما نیز پیش آمده باشد که دوست داشته باشید سیستم خود را به حالتی تنظیم کنید که به فرض پس از یک ساعت به شکل اتوماتیک خاموش شود. برای این کار راه های مختلفی همانند استفاده از نرم افزارهای متفرقه وجود دارد ، اما ویندوز XP نیز امکان این کار را به شکلی مخفی داراست! بدین شکل که با یک عمل ساده میتوان تایمری را ظاهر کرد که بسته به زمان دلخواه شما سیستم را خاموش خواهد کرد. در این ترفند قصد داریم به معرفی این ترفند که بسیاری از آن بی خبرند بپردازیم.

برای اینکار:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت زیر را وارد نمایید:
Shutdown -s -t TIME
دقت کنید که به جای عبارت TIME زمان دلخواهی که میخواهید سیستم پس از آن خاموش شود را بر حسب ثانیه وارد نمایید.
به عنوان مثال قصد داریم تا کامپیوتر یک ساعت دیگر به شکل اتوماتیک خاموش شود ، برای این کار کافی است عبارت Shutdown -s -t 3600 را در Run وارد نموده و نهایتأ Enter بزنیم.

پس از این کار خواهید دید پنجره ای باز خواهد شد که تایمر آن تا زمان به صفر رسیدن و خاموش کردن سیستم کار خواهد کرد.

برای رستارت کردن اتوماتیک هم (ترفندستان) میتوانید از دستور زیر بهره بگیرید:
Shutdown -r -t TIME

برای متوقف کردن تایمر هم میتوانید دستور زیر را در Run وارد کنید:Shutdown -a
منبع:http://chortkeh.blogfa.com

 

از GOOGLE بپرسید ساعت دقیقا چنده؟

شايد براتون پيش اومده باشه كه ساعت سيستمتون اشتباه باشه و بخواهيد بدانيد ساعت كامپيوترتون رو به صورت دقيق تنظيم كنيد . و يا اينكه يكي از بستگان شما در يكي ازكشورهاي ديگه زندگي مي كنه و بخواهيد بدونيد كه هم اكنون اونجا ساعت چنده …

شاهوار دات نت

اما قصد معرفي روشي را داريم كه شما قادريد تنها با استفاده از سايت گوگل كه هميشه از آن به عنوان جستجوهاي اينترنتي استفاده مي كنيد بتوانيد ساعت دقيق هر مكان از كره خاكي را بدانيد

شايد براتون پيش اومده باشه كه ساعت سيستمتون اشتباه باشه و بخواهيد بدانيد ساعت كامپيوترتون رو به صورت دقيق تنظيم كنيد . و يا اينكه يكي از بستگان شما در يكي ازكشورهاي ديگه زندگي مي كنه و بخواهيد بدونيد كه هم اكنون اونجا ساعت چنده …

شاهوار دات نت

منبع: شاهسوار

 

معرفی بازی battlefield 2

- ميدان نبرد 2 ( به صورت کاملا فارسي و دوبله شده )
بازي اكشن و بسيار زيبا و جذاب Battlefield با گرافيك حيرت آور كه مثل آن كم ديده ايد‌! داستان بازي به گونه اي زيبا از دوران جنگ جهاني دوم و حدود سال 1942 الهام گرفته شده است . دارنده ي رتبه ي فوق عالي از بسياري از وب سايتهاي نقد بازي مطرح جهان و همچنين گيرنده ي مدال طلا ي نويسندگان وب سايت برتر نقد بازي دنيا, Game Spot, كه كمتر بازي اكشن اول شخصي به اين افتخار نائل شده است ! اين بار به صورت کاملا فارسي و بدوله شده که توسط يکي از شرکتهاي ايراني به اين صورت بازگرداني شده است.
سازنده : كمپاني Digital Illusions
ناشر : كمپاني EA Games
تاريخ انتشار : Jun 21, 2005
وب سايت اختصاصي : Battlefield 2
رده بندي ژانر : اكشن , شليك كننده ي تاكتيكي
ميزان دشوار بودن : متوسط
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نيم ساعت
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : Teen - مناسب براي افراد 13 سال و بالاتر , داراي صحنه هاي خشونت .
بازي اكشن و بسيار زيبا و جذاب Battlefield با گرافيك حيرت آور كه مثل آن كم ديده ايد‌! داستان بازي به گونه اي زيبا از دوران جنگ جهاني دوم و حدود سال 1942 الهام گرفته شده است . دارنده ي رتبه ي فوق عالي از بسياري از وب سايتهاي نقد بازي مطرح جهان و همچنين گيرنده ي مدال طلا ي نويسندگان وب سايت برتر نقد بازي دنيا, Game Spot, كه كمتر بازي اكشن اول شخصي به اين افتخار نائل شده است ! اين بار به صورت کاملا فارسي و بدوله شده که توسط يکي از شرکتهاي ايراني به اين صورت بازگرداني شده است.
سازنده : كمپاني Digital Illusions
ناشر : كمپاني EA Games
تاريخ انتشار : Jun 21, 2005
وب سايت اختصاصي : Battlefield 2
رده بندي ژانر : اكشن , شليك كننده ي تاكتيكي
ميزان دشوار بودن : متوسط
زمان مورد نياز براي آشنايي كامل با محيط بازي : حدود نيم ساعت
درجه بندي ESRB در مورد محتواي بازي : Teen - مناسب براي افراد 13 سال و بالاتر , داراي صحنه هاي خشونت .

سیو بازی  Devil May Cry 3

 

دریافت سیو

 

نقد بازی halo 3

HALO 3

هالو ۳ از نظر تبلیغات بدون شک پر سر و صداترین بازی تاریخ بازی های رایانه ای است و به طور کامل کلمه hype به معني بزرگنمايي تبليغاتي را معني كرد.

بعد از همه اين حرفها سوال اصلي اينجاست كه آيا بالاخره اين بازي در حد بزرگنمايي هايي كه برايش كرده بودند هست يا نه؟

اما شايد پاسخ اين سوال آنقدرها هم مهم نباشد.

هر چه باشد ميليونها نفر به محض عزضه شدن هالو 3 ان را خريدند و همان طور كه در خبرها گفتيم آمار فروش حيرت انگيزي را براي هالو3 بر جا گذاشتند.

عرضه بازي تقريبا همه بخشهاي صنعت سرگرمي آمريكا را در بر گرفته بود.

داستان از جايي شروع شد كه هالو 2 تمام شده بود. اگر در مورد سلامتي چيف شك داشتيد به سرعت شكتان برطرف مي شود زيرا كورتانا به وضوح ميگويد او به اين خاطر انتخاب شده كه خوش شانس هم هست.

چيف به سرعت بهوش مي آيد و دوباره سرپا ميشود

داستان بهتر يا بدتر از شماره قبل نيست. همان چيزي است كه قبلا بود ولي با اين تفاوت كه بالاخره هالو3 ماجراي حلقه هاي نابودگر به اتمام ميرسد و سرنوشت مسترچيف مطلع ميشويد. مطمعنا داستان چيزي نيست كه شمارا در هالو دنبال خود بكشاند.

نصف بيشتر جذابيت هالو در بخش چند نفره آن است كه به خاطر دلايلي كه خودتان بهتر از من ميدانيد در ايران خيلي رايج نيست اما بخش هاي داستاني و تك نفره روند بسيار خوب و راضي كننده اي داشت.

مراحل پر از نبردهاي هيجان انگيز هستند و ميتوانيد همانند شماره هاي قبل يك اكشن اول شخص خوش ساخت را تجربه كنيد.

بهترين لحظات بازي مطمئنا هدايت وسايل نقليه است كه لذت زيادي دارد .

اما در نهايت روند بازي پيشرفت بيشتري نسبت به شماره قبل ندارد. از نظر گرافيكي هالو3 عالي است. نور پردازي نقص ندارد و تقريبا در هيچ بازي نسل جديد ديگري فضاهاي باز و بيكران به اين زيبايي و نفسگيري پيدا نشده اند. گرافيك هالو3 با بايوشاك قابل مقايسه نيست روند بازي بايوشاك در فضاهاي بسته پيش ميرفت و براي رفتن از هر بخش شهر به بخش ديگر چند دقيقه زمان اجرا صرف ميشد.

اما مراحل هالو3 بسيار وسيع هستند و تعداد هوش مصنوعي و ذرات را در هر نگاه نميتوانيد بشماريد.

به عنوان مثال صحنه اي كه در فضاي جلوي آرك با دو SCRAB غول پيكر مبارزه ميكنيد و در اين ميان تعداد زيادي دشمن به اضافه افراد خودي در حال جنگ هستند را در نظر بگيريد.

بالانس كردن هوش مصنوعي نورپردازي كيفيت بافت ها تعداد پلي گون شخصيت ها و هزاران چيز ديگر براي چنين صحنه عظيمي اصلا شوخي نيست حتي وقتي يك SCRAB با آن پيكر بزرگش منفجر ميشود هم يك فرم از دست نميرود.

شايد شخصيت هاي بازي به ظاهر بسيار ساده طراحي شده باشد اما اگر قرار بود جزييات گرافيكي كمي بيشتر باشند احتمالا به اين رواني نمي توانستيد هالو3 بازي كنيد. اين را هم در نظر بگيريد كه هالو 3 قرار است است آنلاين بازي شود.

مجله EGM پس از نمايشگاه E3 به هالو 3 لقب بهترين هوش مصنوعي را داد.

اما در بازي واقعا هوش مصنوعي آنچناني ديده نميشود . دشمن ها كه فقط به طرف شما ميدوند و حتي به ندرت از دست نارنجك ها در ميروند دوستانتان هم هيچ كمكي در بازي نيستند فاجعه وقتي اوج پيدا ميكند كه وقتي سوار يك وسيله نقليه بشويد و اجازه بدهيد هوش مصنوعي يكي از همراهانتان آن را هدايت كند تقريبا هيچ وقت به مقصد نمي رسيد.

اما به طور كلي احتياجي به هوش مصنوعي بيشتري در هالو3 نيست.

هالو3 بدون شك يك بازي بزرگ و با ارزش است اما نه به اندازه تبليغات و بزرگنماييهايي كه برايش شد.

منبع:http://game20.mihanblog.com

افزایش رتبه ی وبلاگ یا سایت شما در موتور ها ی جستجو

حتما این مطلب را بخوانید

1- همیشه قبل از ارسال آدرس صفحات مطمئن شوید که صفحه شما در آن موتور جستجو وجود نداشته باشد. در صفحات شما نباید اتصالات شکسته وجود داشته باشد. صفحاتی که اتصالات شکسته دارند بخوبی در موتورهای جستجو ثبت نمی شوند.
2- اگر در سایتتان از فریم (
Frame) استفاده می کنید، ثبت سایت شما در موتورهای جستجو می تواند با مشکل مواجه شود. بهترین کار این است که یک نسخه بدون فریم از سایت خود تهیه کنید و این نسخه را به موتور جستجو معرفی کنید. البته شما می توانید صفحه داخلی فریم را بصورت مستقل به موتور جستجو معرفی کنید.
3- روباتهای موتور جستجو نمی توانند سایتهائی که برای ورود نیاز به شناسه کاربر و کلمه عبور دارند را، ثبت کنند. این روباتها هیچیک از صفحاتی که نیاز به پر کردن فرم داشته باشند را نمی توانند ثبت کنند. علاوه بر این سایتهائی که داراری فرمهای جستجو هستند را هم به خوبی ثبت نمی کنند چرا برای دستیابی به اطلاعات نیاز به پر کردن فرمهای جستجو است. یک راه حل، ارائه صفحات ثابت برای این اطلاعات است. بعنوان مثال فروم ها (
Forum) می توانند با ارائه مطالب فروم در صفحات ثابت ، آنرا به موتورهای جستجو معرفی کنند.
4- صفحات پویا روباتهای موتور جستجو را بلوکه می کنند. هر آدرسی که به همراه علامت سوال (؟) یا علامت & باشند توسط این روباتها در نظر گرفته نمی شوند.
5- بیشتر موتورهای جستجو نمی توانند متون موجود در تصاویر را در ثبت خود در نظر بگیرند. این اطلاعات بایستی بصورت دیگری در سایت ارائه شوند تا توسط موتورهای جستجو ثبت شوند.
6- اگر سایت شما سرعت پائینی دارد یا اینکه حجم صفحه سایت شما زیاد است، موتورهای جستجو در ثبت کردن سایت شما شکل دارند. سعی کنید اندازه صفحات سایت خود را طوری کوچک طراحی کنید ( از نظر حجم) که با سرعت مناسبی دیده شود. این نکته هم می تواند در در رضایت بازدیدکنندگان سایت شما موثر باشد و هم در ضریب اطمینان از ثبت شدن توسط موتورهای جستجو. بهترین اندازه برای هر صفحه با تمام تصاویر و اشیاء موجود در آن بین 50 تا 70 کیلو بایت است.
7- اگر فقط صفحه اول سایت خود را به موتور جستجو معرفی کنید، انتظار نداشته باشید که همه اتصالات موجود در سایت شما در موتور جستجو ثبت شود. هرچند بعضی از موتورهای جستجو تمام اتصالات را صبت می کنند اما شما به این مسئله اطمینان نداشته باشید و تک تک صفحات خود را در موتورهای جستجو معرفی کنید.
8- اگر زمانیکه روبات موتور جستجو به سایت شما مراجعه می کند سایت شما در دسترس نباشد، سایت شما ثبت نخواهد شد. حتی بدتر از این ،در شرایطی خاص سایت شما که قبلا در موتور جستجو ثبت شده بوده، در این حالت از لیست حذف خواهد شد. سعی کنید هاستینگ سایت خود را از شرکتهائی تهیه کنید که در 99.5 درصد موارد سایت شما در دسترس باشد.
9- اگر زمانیکه روبات موتور جستجو به سراغ سایت شما می آید، سایت شما در دسترس نباشد، نمی تواند آنرا ثبت کند. حتی بدتر از این ، اگر قبلا سایت شما ثبت شده باشد در این حالت سایت شما از لیست خارج خواهد شد. بنابراین تلاش کنید که سایت شما همیشه در دسترس باشد. همیشه وضعیت سایت خود را در موتور جستجو بررسی کنید . اگر این اتفاق برای سایت شما افتاد سعی کنید مجددا سایت خود را در آن موتور جستجو ثبت کنید.
10- موتورهای جستجو به سایتهائی که در آنها کلمات کلیدی زیاد تکرار شده اند (مانند سایتهائی که بصورت سوال و جوابی هستند) حساس هستند و آنها را ثبت نمی کنند. سعی کنید هر صفحه سایت شما به گونه ای باشد که تعداد تکرا کلمات کلیدی در آنها از یک حد معین بیشتر نباشد. برای ارزیابی سایت خود می توانید از ابزارهای رایگان موجود در اینترنت استفاده کنید و نرخ تکرار کلمات کلیدی را مشخص کنید.
11- اگر سایت شما به گونه ای است که وقتی کاربر وارد آن می شود ، او را به یک آدرس دیگر ارجاع می دهید یا اینکه از تگهای مربوط به بروزرسانی خودکار صفحه استفاده می کنید، موتورهای جستجو با ثبت آن مشکل دارند. در این حالتها یک روبات موتور جستجو تصور می کند که شما می خواهید آی پی سایت خود را پنهان کنید یا اینکه با اینکار قصد افزایش رتبه سایت خود را دارید.
12- اگر سایت خود را می خواهید در یک دایرکتوری ثبت کنید، این احتمال وجود دارد که سایت شما توسط یک شخص بررسی شود . سایت شما در صورتی ثبت خواهد شد که شرایط لازم را داشه باشد. برای اطمینان از ثبت سایت شما در یک دایرکتوری بایستی راهنما صبت سایت را حتما مطالعه کنید و از شرایط آن مطلع شوید.
13- تعدادی از موتورهای جستجو سایتهای رایگان را ثبت نمی کنند. استدلال آنها این است که در بیشتر موارد چنین سایتهائی مطالب ارزشمندی ندارند. اگر می خواهید سایت شما در موتورهای جستجو رتبه خوبی داشته باشد، سعی کنید که سایت خودتان را خریداری کنید . البته در این مورد استثنائی هم وجود دارد. وبلاگها نمونه ای از سایتهای رایگان هستند که در موتورهای جستجو بخوبی ثبت شده و رتبه مناسبی نیز دارد.
14- بعضی از موتورهای جستجو صفحاتی را که از طریق صفحه خانگی سایت قابل دسترسی نیستند، در ثبت سایت در نظر نمی گیرند. مثلا
HotBot اینگونه عمل می کند. اگر شما صفحاتی دارید که نقش ورودی کاربران به سایت شما را دارد باید این نکته را درنظر بگیرید.
15- اطمینان حاصل کنید موتور جستجوئی که روی آن کار میکنید محدودیتی برای تعداد لینکهای ثبت شده ( متعلق به یک سایت ) ندارد. تعدادی از موتورهای جستجو برای ثبت لینکهای یک سایت در هر روز محدودیت قائل می شوند. سعی کنید قبل از شروع به ثبت لینکهای سایت، از این محدودیتها مطلع شوید.
16- امکان دارد که بدلیل تعدادی از خطاهای موتور جستجو مقداری از اطلاعات ثبت شده ، حذف شوند. برای اطمینان از اینکه سایت شما در موتور جستجو همیشه وجود دارد، مرتبا وضعیت سایت خود را بررسی کنید. در صورتیکه مشکلی در دیدن سایت خود در موتورهای جستجو داشتید، مجددا سایت خود را ثبت کنید.
17- روشهای ارزیابی سایت در موتورهای جستجو مرتبا تغییر میکند. لازم است که در دوره های خاصی با بررسی این تغییرات سایت خود را بازسازی کنید. همیشه باید در جریان این تغییرات قرار داشته باشید. برای این منظور می توانید در سایتهائی که در این زمینه مطلب می نویسند ، عضو شوید و از آخرین تغییرات آن مطلع شوید. 
 

نقد بازی bioshock

ین بازی توانسته از بسیاری از سایتهای نقد بازیهای کامپیوتر بالاترین امتیاز را کسب کند. کمترین بازی را می توان نام برد که به این میزان افتخارات متعدد داشته باشد.از زمانی که رقابت بین سه کنسول نسل جدید و شرکت های سازنده ی آن ها آغاز گشته است هر یک به نحوی در جذب سبک خاصی از بازی ها نسبت به سایرین موفق تر بوده اند. در این بین Microsoft توانسته است شاهد ساخته شدن بازی های اول شخص بزرگی بر روی کنسول خود باشد که شاید بتوان بزرگ ترین آن ها را bioshock دانست. با بیان این مقدمه به بررسی این عنوان بزرگ می پردازیم.

BioShock

اگر کمی ریزبینانه به بازی های پرطرفدار بنگریم به این نکته می رسیم که بسیاری از عناوین بزرگ دنیای بازی های رایانه ای در هر شماره از بازی کمتر دست خوش تغییرات عظیم شده اند و سازندگان اغلب سعی در رفع نواقص گذشته (عیب گیری) و اضافه کردن چند بخش یا سلاح جدید داشته و از ایچاد تحولات عظیم در بازی خود داری نموده اند.در بازی بزرگی چون Biochock که تنها یک نسخه از آن در حال ساخت است نیز این مسئله صادق است اما این بار این عیب یابی از شماره های گذشته ی خود بازی نیست بلکه از یک عنوان بزرگ و کمی قدیمی به نام System Shock است که موفقیت های زیادی در زمان عرضه به دست آورد.

Irrational Games استاد ساخت اینگونه بازی هااست و با کارگردانی چون کن لیواین انتظاری جز ساخت یک عنوان عظیم از آن نمی رود. داستان بازی از حوادثی که در شهری مخروبه و زیر آب به نام rapture اتفاق می افتد شکل میگیرد.rapture شهری است در اعماق اقیانوس که ایده ی اصلی ساخت آن مربوط به دانشمندی به نام اندرو رایان می باشد.او این شهر را به جهت استفاده ی درست از استعداد های انسان های باهوش و کارآمد بنا کرده است و تا وقتی که انسان های بیکفایت در راس امور قرار دارند بر عقیده ی خود استوار می ماند. پس از حوادثی که در هواپیمای شما رخ می دهد, خود را در میان آب ها می یابید و پس از آن به دنبال شواهد و کشف رموز این مکان عجیب می پردازید.

Adam نام ماده ای است که سرونشت شما و شخصیت های بازی را رقم زده است.یک ماده ی باور نکردنی که مکتشف آن خود رایان است.اشخاصی که از این ماده ی عجیب استفاده نمایند با توجه به مقدار استفاده دچار تغییراتی در سیستم بدن خود می شوند و به ویژگی های غیر قابل تصور و اغلب مخرب دست می یابند.به همین دلیل عده ی زیادی در رپچر بر ضد این ماده ی شیطانی و مخرب دست به مقابله با رایان برده اند که نا موفق بوده اند.


با پیدا کردن شیئی به نام plasmid در بازی قادر خواهید بود برای از بین بردن دشمنانتان از جریان الکتریسیته استفاده نمایید.این قابلیت یکی از اساسی ترین و مهم ترین ویژگی های شما در جریان بازی است زیرا به این وسیله براحتی میتوانید دشمنانتان را از سر راه بردارید . حسن دیگر استفاده از جریان الکتریسیته پخش شدن آن است به طوری که در یک لحظه میتوانید چند دشمن را به صورت همزمان از پای در آورید و به راه خود ادامه دهید.همچنین از این جریان می توانید برای باز کردن در ها استفاده نمایید.

Irrational games این بار به تمامی جزئیات دقت کرده است و اشکالات را تا حد ممکن کاهش داده است به طور مثال از اصل رسانا بودن اجسام رسانا در بازی بهره گرفته شده است به طوری که اگر چند تن از دشمنان بر روی یک جسم رسانا مانند آهن یا آب قرار داشته باشند شما میتوانید با استفاده از انتقال جریان به آب تمامی آن ها را از بین ببرید.

یکی از ویژگی های جالب bio shock استفاده ی زیاد از عواملی که در بازی های rpg وجود دارد است.از این قسم ویژگی ها میتوان به تله گذاری, انتخاب مهارت ها, چانه زنی و… اشاره کرد.

با پیشروی در بازی شما نیز با استفاده از adam به برخی از ویژگی های عجیب آن دست می یابید به طور مثال می توان به حرکت ذهنی اجسام و استفاده از انرژی زیاد اشاره کرد.

شما با استفاده از adam میتوانید انرژی خود را که اکنون مضاعف شده است کنترل کنید و به یکباری به دشمنان وارد نمایید. این ویژگی نیز از سلاح های شما برای مقابله با دشمنان است که در اماکن شلوغ و مشکل به کار می آید و میتوانید از آن استفاده نمایید.

استیل شخصیت های بازی بسیار خوب شبیه سازی شده است. حرکت اشخاصی که از adam استفاده کرده اند یا نحوه ی به دست گرفتن آچار برای مقابله با دشمنانتان همگی مصداقی بر این موضوع هستند.

در بازی امکان خرید آیتم ها و وسایل و اسلحه های قوی وجود دارد و شما با کشتن دشمنان و دریافت پول میتوانید از اماکن موجود این سلاح ها را خریداری نمایید.

با اینکه در Bioshock شاهد نو آوری هایی نیز هستیم اما به جرات میتوان گفت که سازندگان تمامی تلاش خود را در جهت استفاده از تجربیات موفق سایر بازی ها کرده اند به همین جهت در بسیاری از موارد از سایر بازی ها تقلید صورت گرفته است.مثلا همچون فرانک در dead rising میتوانید از هرچیزی که جلوی دستتاتن بیاید استفاده کنید و مانند Bttelfield از هر چیزی که بتوان آن را سلاح نامید برای نابود کردن دشمنان بهره گیری کنید و همچون بازی های سبک نقش آفرینی به خرید آیتم های گوناگون بپردازید و مانند کلاس جادوگر از هوش خود برای چانه زنی استفاده کنید.اما نمی توان این عمل را تقلید مطلق نامید! بلکه بهتر است بگوییم در bioshock تمام عواملی که نام بزرگ را در کنار نام بازی های بزرگ قرار داده اند یک جا جمع شده اند.

اگر چه bioshock تفاوت های زیادی با سایر بازی های اول شخص دارد ولی همچون آنها قوانین این سبک از بازی ها را حفظ کرده است.پرش بلند یا حرکت با سرعت و تکنیک های فوق العاده جذاب این سبک از بازی ها در bioshockنیز وجود دارد.شما در بازی با چند نوع موجود مختلف و عجیب روبه رو می شوید که میتوان آن ها را به دسته های : Aggressorو Protector , litle sisters ,و security bots تقسیم بندی نمود.

دسته ی اول یا مهاجمان یکی از جدی ترین دشمنان شما محسوب می شوند زیرا این افراد سربازان اصلی رپچر و دانشمند و خالق آن یعنی رایان محسوب می شوند که به علت تغییرات زیادی که در ساختار بدنی آن ها صورت گرفته است مایل به قتل موجودات دیگر به خصوص انسان ها هستند و مخرب ترین سلاح روی آن ها جریان الکتریسیته است که تا چند ساعت آنان را گیج و بی هوش می گرداند و شما به راحتی میتوانید مسیر خود را ادامه دهید.

دسته ی دوم یا protector ها موجودات بزرگ و آرامی هستند که بسیاری از اهالی رپچر به علیت قدرت بالای این موجودات از آن ها پیروی می کنند. این موجودات در حقیقت نگهبانان و محافظان ls ها هستند و از نظر سلاح در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند و از اسلحه های فوق قوی و سنگین بهره می برند.

دسته ی سوم یا ls ها دختربچه های کوچک هستند که داشمندی به نام doctor.taenbaum آن ها را خلق کرده است. این موجودات در حقیقت تجزیه کنندگان rapture هستند که adam را از بدن موجودات مرده ی داخل شهر خارج و در بدن خود به صورت ماده ی دیگره به نام eve ذخیره می کنند.eve پس از نابود شدن این موجودات می تواند به adam تبدیل و مورد استفاده قرار گیرد به همین دلیل کشتن این موجودات سودمند است اما در صورت نکشتن آنها دکتر taenbaum به شما پاداش خوبی می دهد به همین دلیل شما در بازی مختارید و می توانید به روشی که دوست دارید بازی را اداره کنید. این یکی از ویژگی های خوب bioshock است.

دسته ی چهارم یا sb ها روبات هایی هستند که با به صدا آمدن زنگ خطر در شهر به شما حمله ور می شوند و با توجه به ساختار پوششی آن ها جریان الکتریسیته بر روی آنان کارساز نیست و بهترین راه برای از بین بردن آنان نابود کردن سیستم امنیتی است.البته همیشه پیشگیری بهتر از درمان است!

Bioshock را میتوانید به طرق مختلف اداره و تمام کنید.در بین بازی های کنونی کمتر بازی چنین ویژگی و گستردکی اینچنینی را داراست.بازی های 3 نسل پیش همچون بازی های خاطره انگیزی مانند tiny ton جنین ویژگی را داشتند و شما اگر چند بار هم یک level را بازی میکردید باز هم با نکات جدیدی رو به رو می شدید.

شما با یک بازی تخیلی رو به رو هستید و سلاح هایی که تا کنون نظیر آن ها را ندیده اید به همین جهت صدا گذاری این ژانر از بازی ها کمی سخت تر است زیرا باید با یک صدای مناسب برای سلاح های مختلف بتوانند در طبیعی جلوه دادن آن بیشتر موثر باشند و الحق که ig در این امر موفق بوده است و صدا گذاری بازی بسیار خوب انجام شده است..صدای شخصیت ها نیز با توجه به ویژگی های غیر عادی آنان به خوبی نمایش داده شده است.

موزیک بازی با توجه به ژانر بازی باید نوعی موسیقی باشد که در عین جذابیت حس ترس را نیز در بازیکن القا کند که ig در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده است اما این قسمت از بازی جای کار بیشتری دارد و میتواند مانند سایر بخش ها فوق العاده باشد

گرافیک بازی نسبت به تریلر هایی که 3 سال پیش از بازی پخش شده بود پیشرفت فوقالعاده ای داشته است و با توجه به استفاده ی سازندگان از unreal engine و ایجاد تغییرات سودمند در آن شاهد یک گرافیک قوی خواهیم بود.

Bioshock و رپچر بسیار گسترده و وسیع و سرشار از نکات جالب هستند اما به دلایل مخالف بهتر است به همین اکتفا و سایر ویژگی های بازی را در پیش نمایش های آینده ی بازی بیان نماییم.

در انتها می توان گفت bioshock یه بازی فوق العاده و بسیار قوی است و یکی از ابزار میکروسافت جهت رقابت با سونی همین بازی است بازی کام

سيستم مورد نياز براي BioShock

Operating Systems:
Windows XP (with Service Pack 2) or Windows Vista
CPU: Pentium 4 2.4GHz Single Core processor
System RAM: 1GB
Video Card: Direct X 9.0c compliant video card with 128MB RAM - NVIDIA 6600 or better/ATI X1300 or better, excluding ATI X1550
Sound Card: 100% direct X 9.0c compatible sound card
Hard disc space: 8GB free space

 

منبع: http://www.faghat-game.blogfa.com                                                                                                                                                        

ترفند های کامپیوتر 2

ترفندهاي مهم در پاورپوينت

نرم افزار Ms power point اين امكان را فراهم آورده است كه در آن اسلايدهايي از ناگفتني هاي خود فراهم آوريد بر روي صفحه نمايش يا به كمك يك ويديو پروژكتور بر روي ديوار نشان دهيد. محيط اين نرم افزار بر عكس محيط Ms word جاي گزافه گويي نيست بلكه در آن رئوس مطالب را مي گوييد و شكلها و نمودارهاي خود را در آن نمايش دهيد و آنچه در ذهنتان مي گذرد و در قالب بيان نمي گنجد را در آن بياوريد.
اين اسلايدها در واقع پوستري از سخنان شما هستند . بهتر است اگر رنگ و لعابي به آنها بدهيد و از تم هاي گرافيكي نيز در آنها استفاده كنيد. براي اين هدف كافي است روي اسلايد (خارج از جعبه هاي تيتر و مطلب) كليك راست كرده و گزينه slide Design را انتخاب كنيد. با انتخاب اين گزينه در سمت راست صفحه يك ناحيه جديد باز مي شود كه در آن نمونه هايي از تم هاي موجو نشان داده شده است . با كليك روي هر يك از آنها زمينه كليد اسلايدهاي شما به آن شكل در مي آيد.

چيدمان داخلي يك اسلايد
سعي كنيد اكثر تغيير و تحولات مورد نظر خود را از طريق روشهاي كلي و استانداردي كه power point ارائه مي نمايد انجام دهيد. هر چيز در پاور پوينت در قاب مخصوص خود جاي مي گيرد. همين طوري نمي توان در يك اسلايد شروع به تايپ نمود. بايد يك جعبه متني داشته باشيم و در آن متن يا تيتر مورد نظر خود را بنويسيم. براي ارائه و نمايش مجموعه اسلايدهايتان بدون هول شدن f5 را بفشاريد و براي رفتن از يك اسلايد به اسلايد بعدي كافي است يكبار ماوس را كليك كنيد و يا دكمه فلش سمت راست يا بالا را بفشاريد. F5 نمايش را از اولين اسلايد شروع مي كند.

ساختن اسلايد و پنهان كردن آن
گزينه Duplicate silde منوي insert از اسلايد جاري يك كپي ديگر درست مي كند. ترفند كليك راست روي آيكن اسلايد براي حذف يا پنهان كردن اسلايدها نيز بسيار كارآمد است. امتحانش كنيد Hidden يا پنهان بودن يك اسلايد براي اسلايدهاي توضيحي كه به كمك Hyperlink به سراغشان مي رويم. ولي نمي خواهيم در روال عادي نمايش ديده شوند و فقط در صورتي كه رويشان كليك كنيم نشان داده شوند كلي به كار مي آيد.

اسلايدها افقي يا عمودي
مي توانيد بگوييد اسلايدها Lanscape و portrait باشند. براي اين كار سراغ page setup از منوي file برويد. نمي توان در آن واحد در يك نمايش هم اسلايد عمودي داشت و هم اسلايد افقي.
براي چنين هدفي بايستي دو نمايش جداگانه بسازيد و در اولي يك لينگ به دومي ايجاد كنيد. نمايش اول داراي تنظيم صفحات افقي و نمايش دوم داراي تنظيم صفحات عمودي مي باشد. در خاتمه نمايش دوم درباره آن را لينك به نمايش اول مي كنيد.
در حين اجراي يك پرزنتيشن براي متوقف ساختن يا ادامه دادن نمايش در پرزنتيشن كليد s و يا علامت بعلاوه را بفشاريد براي ختمه نمايش اسلايدها ESC و يا ctrl+BREAK را بفشاريد.
براي رفتن به يك اسلايد با شماره خاص شماره اسلايد را وارد نموده Enter را فشاريد. براي رفتن به اسلايد مخفي بعدي از كليد H استفاده كنيد.
براي رفتن به اولين اسلايد 1+Enter را بفشاريد و يا آنكه هر دو دكمه ماوس را همزمان دو ثانيه نگهداريد.

توقف نمايش اسلايدها
براي آنكه در حين نمايش متوقف شويد و يك صفحه با زمينه مشكي رنگ نشان داده شود كليه B را بفشاريد. براي نمايش يك صفحه يا زمينه سفيد كليد W را بفشاريد.

استفاده از اشاره گر ماوس به عنوان پرينتر
براي نمايش يا مخفي كردن اشاره گر ماوس و همينطور نوار ابزار slide show در حين نمايش كليد A و يا علامت مساوي را بفشاريد. (بعضي وقتها علامت سفيد اشاره گر ماوس روي زمينه نمايش ما خيلي توي چشم مي آيد) براي تبديل اشاره گر ماوس به يك نقطه رنگي مثل يك پوينتر ctrl + p كمك بگيريد.
براي مخفي كردن سريع نوار ابزار sild show كليد ctrl+H و براي خاموش كردن آن ظرف 15 ثانيه ctrl + u را بفشاريد. براي نمايش دوباره اشاره گر ماوس ctrl+A در خدمت شماست.
براي اجراي انيميشن بعدي يا رفتن به اسلايد بعدي از N استفاده كنيد. براي قبلي هم از P

ساختن يك اسلايد خلاصه مطالب
اگر به طور خلاصه در يك اسلايد بخواهيد بگوييد كه در اسلايدهاي بعدي چه خواهيد گفت يك اسلايد خلاصه مطالب بسيار كارآمد خواهد بود. براي اين كار به نمايش slid sorter از منوي view‌برويد و در آنجا اسلايدهاي مورد نظر براي خلاصه سازي را با پايين نگهداشتن كليد shift‌انتخاب كنيد. سپس از نوار ابزار slide sorter گزينه summary slide را انتخاب كنيد. اين اسلايد خلاصه به صورت پيش فرض به عنوان دومين اسلايد نمايش قرار مي گيرد و حاوي تيتر اسلايدهاي منتخب خواهد بود. خلاصه مطالب به طور پيش فرض داراي رئوس مطالب تيترهاي اسلايدهاي موجود مي باشد.

نشان دادن سخت افزارهاي مخفي

هنگامي كه براي ديدن سخت افزارها وارد Device Manager مي شويد ممكن است سخت افزارهايي وجود داشته باشند كه به دليل مخفي بودن نشان داده نمي شوند. براي ديدن اين سخت افزارها برنامه regedit را اجرا كنيد و به مسير زير برويد.
HKEY-LOCAL-MACHINE/SYSTEM/Current\controlset\contorolsession\ManagerEnviroment
در اين مسير مقداري به نام DEVMGTSHOWNONPRSENTDEVICES را پيدا كنيد اگر وجود ندارد آن را از نوع String value ايجاد كنيد.

مشخص كردن مسير نصب در xp

هنگام نصب بعضي از سخت افزارها يا در موارد ديگر ويندوز از شما مي خواهيد تا CD ويندوز درون دستگاه قرار دهيد براي خلاص شدن از اين كار شاخه 1683 را از CD در هارد خود (در مسير غير از درايوc: ( كپي كنيد سپس براي اطلاع دادن به ويندوز از وجود فايل هاي ويندوز در اين مسير برنامه regedit را اجرا كرده به مسير زير برويد.
HKEY-LOCAL-MACHINE\Software\Microsoft\windows\current Version\setup
در اين مسير مقداري به نام sourcepath از نوع string value وجود دارد. اين مقدار را به مسيري كه فولدر 1683 را كپي كرده اند تغيير دهيد ويندوز را براي اعمال تغييرات دوباره راه اندازي نماييد.

اجبار IE به باز كردن لينك ها در پنجره جديد

هنگامي كه در برنامه internet Explorer روي يك لينك كليك مي كنيد به طور پيش فرض در همان پنجره باز مي شود. براي باز شدن لينك مورد نظر در پنجره اي جديد مي توانيد روي آن كليك راست كرده Open in new window را انتخاب نماييد. همچنين اگر هنگام كليك روي لينك كليد شيفت را نگه داريد لينك مورد نظر در پنجره اي جديد باز مي شود اگر مي خواهيد پيش فرض IE را طوري تغيير دهيد كه هر بار روي يك لينك كليك مي كنيد در پنجره اي جديد باز شود در منوي Tools روي Internet options كليك كنيد به قسمت Advanced برويد و در زير Browsing علامت كنار Reuse windows for launching shortcuts را برداريد.

افزايش كارآيي درايوها
در ويندوز حذف و كپي فايل ها در يك درايو باعث مي شود تا تمام محتويات يك فايل از نظر فيزيكي در هارد كنار هم قرار نگيرد و به قسمت هاي مختلفي تكه تكه شود اين اتفاق باعث كاهش كارايي در دسترسي به فايل ها مي شود براي حل اين مشكل بايد درايو را Derag كرد. براي اين كار روي درايو مورد نظر خود كليك راست كرده properties را انتخاب نماييد. در پنجره اي كه باز مي شود وارد قسمت tools شويد. در بخش Deragmentation روي Defragment Now كليك كنيد. با اين كار برنامه Defrag اجرا مي شود.
با كليك روي Defragment در اين برنامه مي توانيد فايل هاي تكه تكه شده را به هم بچسبانيد. دقت كنيد كه در هنگام Defrag كردن يك درايو اطلاعاتي روي آن ننويسيد چرا كه باعث اختلال در كار برنامه مي شود.
فرمول نويسي در خانواده Office
‌در كليه نرم افزارهاي خانواده آفيس مي توانيد هر جا كه لازم شد فرمول نويسي در حد اعلا و به پيچيده ترين شكل انجام دهيد. مي توانيد توابع سخت و پيچيده رياضي را از انواع مشتق و انتگرال به همراه حروف يوناني با رعايت بالانويس و زيرنويسها به سهولت بنويسيد.
انواع و اقسام ماتريسها را نيز مي توانيد به راحتي وارد كنيد. دستگاههاي چند معادله چند مجهولي را با آكولادهاي بزرگ و همچنين خطر كسري هاي بزرگ با صورت و مخرج تا حد غيرقابل تصور پيچيده را به راحتي مي توانيد در ويرايشگر فرمول آفيس طراحي و پياده سازي نماييد.
نصب Eqution Editor
از منوي Insert گزينه Object را انتخاب كنيد و در جعبه مجاور insert object گزينه Create New را فشرده و در آنجا Microsoft Equation را از ليست انتخاب نماييد تا نصب شود. در اين مرحله اگر Office را از روي CD نصب كرده ايد لازمست CD آن را درون درايو قرار دهيد و اگر در يك شبكه از يك فولدر مشترك آنرا نصب كرده ايد بايستي به آن فولدر دسترسي داشته باشيد. بانصب آن بايستي نوار ابزار مربوط به آن را فعال كنيد. علامت آلفاي زير راديكال در منوها افزوده مي شود و با كليك آن مي توانيد شروع به فرمول نويسي كنيد. قبل از شروع به فرمول نويسي نوار ابزار مربوطه را يك مرتبه كامل ملاحظه كنيد و قابليتهاي آن را بررسي كنيد. تا در هنگام ضرورت به سراغ گزينه صحيح برويد.
اگر اين گزينه فعال نبود از منوي view آنرا فعال كنيد با خاتمه ورود فرمول در جايي داخل صفحه كليك كنيد تا از مود فرمول نويسي خارج شويد .
انتخاب يك رمزعبور مناسب

احتمال اين كه كسى توانايى حدس زدن چنين تركيبى را داشته باشد، كاملاً منتفى است. (تركيبى از بيست كاراكتر با امكان جانشانى ۹۲ كاراكتر در هر مكان؛ با در نظر گرفتن مجوز تكرار هر كاراكتر! محاسبه تعداد حالات ممكن آن نياز به دانش رياضى چندانى ندارد. كافى است بيست بار عدد ۹۲ را در خودش ضرب كنيد؛ به عبارتى ۹۲ به توان بيست.
البته توانايى من نيز در به خاطرسپارى چنين چيزى كاملاً منتفى است، اما من به Roboform اجازه مى دهم كلمه عبورم را ذخيره كند و به كمك متدهاى پيشرفته DES از آن محافظت نمايد. كارى كه من بايد انجام دهم، به خاطر سپارى فقط يك كلمه عبور است. در واقع كلمه عبور اصلى براى خود Roboform بقيه كلمات عبور را خود برنامه به خوبى به خاطر خواهد سپارد.اين برنامه توانايى ذخيره تعداد بسيار زيادى كلمه عبور و همچنين توانايى توليد كلمات عبور تصادفى با حداكثر طول ۵۱۲ كاراكتر را دارد.شايد يكى از نكات منفى اين برنامه اين باشد كه نسخه رايگان آن توانايى هاى محدودى دارد. در واقع اين برنامه يك محصول تجارى است. همچنين به دليل اين كه اختصاصى است، مشخص نيست به چه صورت به رمزگذارى يا توليد كلمات عبور اقدام مى نمايد. به عبارتى،چگونگى عملكرد برنامه مشخص نيست. ممكن است اين فاكتور در استفاده هاى شخصى زياد مشكل ساز نباشد، اما در وضعيت هاى امنيتى سطح بالا يك ابزار توليد كلمات عبور منبع باز مانند PWGen، مى تواند انتخاب بهترى باشد.
(7 KeePass و 6Password Safe) ، به عنوان دو ابزار اپن سورس ديگر مى توانند در مديريت و توليد و نگهدارى كلمات عبور به شما كمك كنند؛ بدون اين كه نگرانى اى بابت چگونگى عملكردشان داشته باشيد. در نهايت، در هر جايى كه امنيت براى ما اهميت داشته باشد، بايد كلمات عبور كوتاه تر از هشت كاراكتر را فراموش كنيم. در واقع تمام كلمات عبور من در محدوده ميان هشت تا بيست كاراكتر با تركيبى از حروف كوچك و بزرگ، اعداد، علامت هاى نشانه گذارى و سمبول هاى گرافيكى موجود روى صفحه كليد (همانند؛...،) قراردارند و به صورت تصادفى توليد شده اند. براى برنامه هاى حساس تر، كلمات عبور طولانى تر و با تركيب بيشترى از موارد ذكر شده بالا را تهيه مى كنم. در موارد خاص، جايى كه نياز به سطح امنيتى بسيار بالا داشته باشم يا امكان استفاده از كلمات عبور طولانى تر از بيست كاراكتر را داشته باشم، يا قابل حمل بودن مد نظرم باشد (يعنى زمانى كه بايد كلمه عبور را بدون كمك نرم افزار خاصى به خاطر بسپارم)، مطمئناً از كلمات عبور (Passphrase) استفاده خواهم كرد.البته روش و تكنيك شما مى تواند كاملاً متفاوت از موارد ذكر شده در اين مقاله باشد. موارد مطرح شده فقط به عنوان مثال ذكر گرديدند. اما نكته مهم در مورد كلمات عبور كوتاه يا كلمات عبور طولانى كه به راحتى تشخيص داده مى شوند اين است كه كاملاً بى استفاده هستند.
اگر خط مشى خود را در مورد تهيه كلمات عبور در در چند سال اخير تغيير نداده ايد، اكنون زمان مناسبى براى پرداختن به اين كار است. همچنين زمان مناسبى جهت توجه به ابزارهايى است كه امكان توليد و استفاده از كلمات عبور طولانى تر و مطمئن ترى را به راحتى در اختيار ما قرار مى دهند.

 

ترفندهايي براي بالا بردن سرعت رايانه
هنگامي كه شما رايانه جديدي خريداري مي‌كنيد يا اينكه ويندوز آن را مجددا نصب مي‌كنيد، به خاطر نو بودن رايانه و يا پس از نصب مجدد ويندوز، كارايي رايانه‌تان بسيار بالاتر از گذشته شده است. حالا با انجام چند ترفند شما مي‌توانيد سرعت و كارايي رايانه‌تان را باز هم بيشتر كنيد.
اولين كار،تميز كردن سيستم رايانه است. (مخصوص رايانه‌هايي كه چندين ماه از خريد آن گذشته است)
ابتدا رايانه را خاموش و سپس برق آن را قطع كنيد. حال با احتياط قاب كيس رايانه خود را باز كنيد. خيلي دقت كنيد و مراقب باشيد، مخصوصا اگر براي اولين بار اين كار را تجربه مي‌كنيد. هيچ جسم فلزي را داخل كيس و نزديك بردهاي رايانه نبريد چون امكان دارد به قطعات الكترونيكي آن صدمه بزند. از لمس كردن قطعات الكترونيكي روي بردهاي(مدارهاي الكترونيكي) رايانه‌تان پرهيز كنيد، زيرا احتمال دارد الكتريسته ساكن حاصل از اصطكاك لباس شما و... باعث صدمه زدن و سوختن آن قطعه شود. حالا با احتياط گرد و غبار جمع شده در كف كيس را تميز كنيد. مطمئن شويد كه فن‌هاي سيستم‌تان به نرمي مي‌چرخند و گرد و غباري هم روي آنها نيست.
بعد از اتمام اين كار قاب كيس را ببنديد، برق را وصل و رايانه‌تان را روشن كنيد. حالا نوبت حذف برنامه‌هاي غيرضروري روي سيستم است، براي اين منظور به منوي Start رفته و بعد Control panel را انتخاب كنيد تا پنجره آن باز شود.
سپس Add or Remove Programs را انتخاب كرده و روي آن كليك كنيد. پنجره‌اي باز مي‌شود و ليست برنامه‌هاي نصب شده بر روي رايانه‌تان را نشان مي‌دهد. نرم‌افزارهايي را كه نصب كرديد و نيازي به آنها نداريد انتخاب كرده و حذف كنيد. با ساير برنامه‌هاي نصب شده كاري نداشته باشيد چون در صورتي كه يك راه‌انداز سخت‌افزار و يا يك برنامه ضروري سيستم خود را حذف كنيد، سيستم شما با مشكل روبه‌رو مي‌شود.
پس از اتمام اين كار فرصت خوبي است كه هارد‌ديسك خود را مرتب كنيد. براي اين منظور درايو C «هر درايوي كه ويندوز در آن نصب شده است» را انتخاب و سپس كليك راست كنيد و گزينه آخر يعني Properties را انتخاب كنيد، پنجره جديدي باز مي‌شود، روي Disk Cleanup كليك كنيد تا اجرا شود سپس قسمت‌هايي كه حجم زيادي اشغال كردند، در صورتي كه نيازي به آنها نداشتيد انتخاب كرده و سپس روي OK كليك كنيد.
پس از اتمام اين مرحله، نوبت مرتب كردن فايل‌ها در هارد ديسك‌تان است، با چيده شدن فايل‌ها به طور مرتب و منظم در كنار هم سرعت و كارايي‌ هارد ديسك و مسلما رايانه‌تان بيشتر مي‌شود. اين كار به Defrag كردن معروف است. بايد Tools را از همان پنجره Properties درايوتان انتخاب كنيد. در اين قسمت سه بخش وجود دارد كه ما بخش Defragmentation را انتخاب مي‌كنيم تا پنجره آن باز شود. حالا درايو C را انتخاب و سپس روي دكمه Defragment كليك مي‌كنيم تا كار Defrag آغاز شود ممكن است انجام اين كار زمان زيادي ببرد، البته اين بستگي به ظرفيت‌ هارد ديسك‌تان و اين‌كه چقدر از آن اشغال شده است دارد. اين كار را براي ساير درايوهايتان نيز انجام دهيد.
پس از انجام اين كارها حالا وقت آن رسيده تا از شر يكسري برنامه‌هاي غيرضروري كه در هنگام بالا آمدن ويندوز اجرا مي‌شوند و با اشغال فضايي از حافظه و گهگاه استفاده از Cpu، سرعت و كارايي رايانه‌تان را كاهش مي‌دهند، خلاص شويد. براي اين منظور به منوي Start، برويد و Run را انتخاب كنيد. (در شماره قبل راه ساده‌تر را ياد گرفتيم و آن استفاده از كليد ويندوز + كليد R است) حالا در پنجره باز شده عبارت msconfig را تايپ و سپس ok را كليك كنيد.

پنجره جديدي باز مي‌شود. گزينه آخر يعني Start up را انتخاب كنيد. حالا ليست تمامي برنامه‌هايي كه در هنگام شروع به كار ويندوز، آنها نيز اجرا مي‌شوند ظاهر مي‌شود. بايد برنامه‌هاي غيرضروري را انتخاب كنيد و تيك جلوي آنها را برداريد. به طور مثال دنبال برنامه‌هايي مانند Nero، winamp، iTunes Helper و... بگرديد و دقت كنيد كه فقط تيك آنها را برداريد و Disable نكنيد و به ساير بخش‌ها نيز اكيدا دست نزنيد كه امكان دارد ويندوزتان صدمه جدي ‌ببيند و احتمال اين‌كه ويندوزتان بالا نيايد بسيار زياد است. پس از اتمام اين مراحل يك‌بار رايانه خود را خاموش و سپس دوباره آن را راه‌اندازي كنيد.
كنترل كامپيوتر با موبايل
آيا تا به حال به عبارت Remote برخورد كرده‌ايد؟ Remote به معناي كنترل كردن چيزي از راه دور است.
با استفاده از نرم‌افزار Control Freak مي‌توانيد رايانه خود را در گوشي همراه خود Remote كنيد. براي اجراي اين برنامه به نرم افزار winamp نياز داريد.
نرم افزار Control Freak به شما توانايي آن را مي‌دهد تا بتوانيد بوسيله‌ي گوشي‌هاي بلوتوث دار داراي سيستم عامل سيمبيان، نرم افزار Winamp و رايانه‌ي شخصي خود را كنترل نماييد و بتوانيد فايل‌هاي چند رسانه‌اي مانند فايل‌هاي صوتي و يا فايل‌هاي تصويري را اجرا نموده مكث دهيد متوقف سازيد به جلو يا عقب حركت دهيد و يا صدا را كم و زياد كنيد .
اگر در برنامه Winamp از دكمه‌هاي اجراي فايل صوتي يا تصويري، Pause،Stop، بعدي، قبلي و ... به وفور استفاده مي‌كنيد و نيازمند تمام اين دكمه‌ها در گوشي خود نيز هستيد مطمئن باشيد دقيقا تمام اين امكانات بر روي نرم‌افزاري كه روي گوشي نصب مي‌شود نيز وجود دارد.

مديريت شده عمل كنيد
با آمدن ورژن 2 نرم‌افزار Control Freak حال مي‌توانيد بهتر از گذشته فايل‌هاي صوتي‌اي را كه در برنامه Winamp اجرا مي‌كرديد را كنترل كنيد: البته اگر از Media Library نرم‌افزار Winamp استفاده كنيد.
Media Library نرم‌افزار Winamp يكي از امكانات فوق‌العاده آن است كه به كاربران اجازه مي‌دهد تمام فايل‌هاي صوتي و تصويري را با استفاده از اين فانكشن، مديريت و كنترل كنند. بعد از اينكه گوشي همراه شما با رايانه ارتباط برقرار كرد مي‌توانيد از روي گوشي همراه خود، محتويات داخل Media Library نرم‌افزار Winamp نصب شده روي رايانه را نيز جستجو كنيد.
در مقدمه برنامه گفتيم كه علاوه بر كنترل نرم‌افزارهاي صوتي همانند Winamp برنامه Control Freak قادر به كنترل فايل‌ها و خود محيط ويندوز با همان سيستم عامل نيز هست. از آن جايي كه رايانه مي‌تواند كارهاي بيشتري را جز پخش فايل‌هاي صوتي و تصويري انجام دهد با استفاده از Control Freak نگارش 2 آن مي‌توانيد Desktop رايانه را نيز زير كنترل خود داشته باشيد.

برخي از كارهايي كه مي‌توان با استفاده از Control Freak انجام داد.
1- نمايش فايل‌هاي تصويري چه عكس و چه فايل‌هاي ويدئويي در تلفن همراه از طريق رايانه
2- نمايش Presentation ها به مشتريانتان
3- گفتگو با دوستان آنلاين‌تان در هر كجايي كه هستيد
4- وارسي ايميل‌هايتان با استفاده از برنامه Control Freak.
5- بازگشايي برنامه‌هاي مورد نظر روي رايانه همانند برنامه Presentation و استفاده از آن‌ها بدون هيچ محدويتي.

موارد مورد نياز براي كار با نرم افزار :
- گوشي داراي سيستم عامل Symbian S60 كه داراي بلوتوث باشد
- رابط بلوتوث براي اتصال به رايانه
- رايانه همراه با ويندوز 2000 يا XP
- نرم افزار Winamp Media Player

راه ارتباطي برنامه با رايانه
براي اين كه بتوانيم از برنامه بدون هيچ دردسري استفاده كنيم، تنها نياز به پورت بلوتوث داريم.
نرم‌افزار Control Freakجزو برنامه‌هايي است كه تنها در بستر بلوتوث فعاليت مي‌كند و تمام Actionهاي بالا نيز تنها با بلوتوث فعال خواهند بود. اين Actionها مي‌توانند همان پخش شدن فايل‌هاي صوتي و تصويري و... باشند. از سوي اين برنامه نياز به GPRS يا همان اينترنت روي تلفن همراه ندارد. هر چند كه برنامه‌هاي مشابهي را مي‌توان نام برد كه با اينترنت اين فعاليت‌ها را انجام مي‌دهند البته بايد به اين موضوع هم اشاره كرد كه با سرعت GPRS فعلي هرگز نمي‌توان چنين چيزي را در تلفن همراه فراهم كرد، جز اين كه سرويس Mobile ADSL داشته باشيم. در اين برنامه تنها راه ارتباطي گوشي همراه شما با رايانه يك سيستم بلوتوث است كه بتواند امواج راديويي‌اش را در جايي كه شما هستيد گسترش دهد.

كدام نگارش سيمبيان
براي اين كه بتوانيد برنامه Control Freak را روي گوشي خود نصب كنيد، بايد ابتدا از نوع نگارش سيمبيان آن مطلع شويد. اين برنامه روي تمام گوشي‌هايي كه نگارش سيمبيان آن‌ها جزء سري 60 باشد، به خوبي كار خواهد كرد اگر نگارش سيمبيان گوشي همراه شما S60 V1 و V2 باشد مي‌توانيد برنامه را اجرا كنيد. اين برنامه روي نگارش S60 V3 كار نخواهد كرد.

دوستان خود را متحير كنيد
يكي از حرفه‌اي‌ترين قسمت‌هاي نرم‌افزار Control Freak طيف آناليزر آن است. زماني كه فايل صوتي‌‌اي را بر روي گوشي خود با استفاده از برنامه‌ اجرا مي‌كنيد. نرم‌افزار مي‌تواند 40فريم در ثانيه، فايل صوتي‌اي را كه پخش مي‌كند. هم زمان نيز آناليز كند و آن را همانند Equalizer به شما نمايش دهد.
تمام ستاره برنامه Winamp به شما اجازه مي‌دهد كه روي فايل‌هاي صوتي و تصويري امتياز دهيد، جالب است كه بدانيد با استفاده از Control Freak نيز مي‌توانيد به فايل‌هاي انتخاب شده خود روي تلفن همراه راي دهيد. براي اين كار ابتدا فايل صوتي يا تصويري مورد نظر را انتخاب كنيد. سپس دكمه ستاره را بزنيد. حال مي‌بينيد كه يك ستاره با همان يك امتياز به فايل مورد نظر داده شده است. تعداد امتيازها چه روي رايانه يا روي گوشي 5 تا خواهد بود.

تغيير پسورد Xp بدون دانستن پسورد قبلی

همون طور که ميدونيد براي عوض کردن پسورد در ويندوز XP مي بايست پسورد قبلي را تايپ کرد و سپس مي توان پسورد جديد را جايگزين کرد. شما مي توانيد با استفاد از اين ترفند بدون نياز به دانستن پسورد قبلي ، پسورد جديدي را بر روي سيستم قرار دهيد.
از منوي استارت گزينه ي run رو بزنيد بعد از اون control userpasswords2 رو تايپ کنيد از منويي که باز ميشه اسم username ها رو نوشته روي هرکدوم که کليک کنيد اون پايين يه گزينه داره به اسمه reset password اونو که بزنيد دوبار پسورد دلخواه خود را تايپ کنید.

منبع:http://rash.blogfa.com